به گزارش پایگاه خبری وزارت راه و شهرسازی، طرح جامع جدید اصفهان، توسعه فضایی شهر را از طریق سازمان فضایی پیشنهادی، پهنههای شهری، کانونهای توسعه و محورهای اصلی هدایت میکند؛ رویکردی که تلاش دارد رشد آینده شهر را هدفمند و متناسب با ظرفیتهای محیطی، اقتصادی و اجتماعی آن پیش ببرد.
هر شهری برای آینده خود به یک «نقشه» نیاز دارد؛ اما نقشه آینده فقط تعیین مرزها و کاربریها نیست. پرسش اصلی این است که شهر در آینده چگونه سازمان پیدا کند؟ فعالیتها در کجا مستقر شوند؟ کدام بخشها ظرفیت توسعه داشته باشند؟ ارتباط میان کانونهای مختلف شهر چگونه شکل بگیرد و رشد کالبدی در چه مسیری هدایت شود؟
طرح جامع جدید اصفهان برای پاسخ به این پرسشها، بخش مستقلی را به «سازمان فضایی پیشنهادی شهر اصفهان» اختصاص داده است؛ بخشی که پس از مراحل شناخت و تحلیل، آیندهنگاری و برنامهریزی راهبردی توسعه فضایی شهر در فرآیند تهیه طرح دنبال شده است.
از شناخت شهر امروز تا طراحی شهر فردا
سازمان فضایی پیشنهادی، نتیجه یک مرحله منفرد نیست. در فرآیند تهیه طرح جامع، ابتدا روندهای گذشته، مسائل، ظرفیتها و مطلوبیتهای شهر مورد بررسی قرار گرفته و سپس برنامهریزی راهبردی توسعه فضایی شهر در دستور کار قرار گرفته است.
در ساختار این فرآیند، پس از «سطح راهبردی و نقشههای سیاستگذاری موضوعات راهبردی»، مرحله «سازمان فضایی پیشنهادی شهر اصفهان» قرار گرفته است.
این ترتیب اهمیت دارد؛ زیرا سازمان فضایی پیشنهادی قرار نیست صرفاً تصویری جدید از شهر باشد، بلکه باید حاصل شناخت شرایط موجود، تحلیل مسائل و تصمیمگیری درباره مسیر مطلوب آینده باشد.
به بیان دیگر، ابتدا باید مشخص شود اصفهان امروز با چه مسائل و ظرفیتهایی مواجه است و سپس بر مبنای آن، الگوی فضایی مناسب برای آینده شهر طراحی شود.

شهر آینده؛ یک تصویر واحد نیست
در طرح جامع جدید، سازمان فضایی پیشنهادی اصفهان در قالب چند لایه مورد توجه قرار گرفته است؛ از جمله پهنههای سازمان فضایی پیشنهادی، محدودههای مستعد توسعه، کانونهای سازمان فضایی، کانونهای توسعهای و محورهای سازمان فضایی پیشنهادی.
این ساختار نشان میدهد که آینده شهر صرفاً با تعیین یک محدوده یا یک جهت توسعه تعریف نمیشود؛ بلکه مجموعهای از عناصر فضایی باید در کنار یکدیگر قرار گیرند تا الگوی توسعه آینده شهر شکل بگیرد.
پهنهها، کانونها و محورهای فضایی هرکدام بخشی از این پازل هستند و در کنار یکدیگر میتوانند نحوه استقرار فعالیتها، خدمات و جریانهای شهری را مشخصتر کنند.
توسعه؛ اما کجا و چگونه؟
یکی از موضوعات مهم در برنامهریزی فضایی اصفهان، تعیین تکلیف رشد کالبدی شهر است.
در فرآیند تهیه طرح، «محدودههای مستعد توسعه» و همچنین اولویتبندی گسترش محدوده شهر اصفهان مورد بررسی قرار گرفته و نقشه سیاستگذاری رشد کالبدی شهر نیز در دستور کار قرار داشته است.
این موضوع در کنار سیاست عدم افزایش محدوده شهری که در اظهارات دبیر شورایعالی شهرسازی و معماری مطرح شده، اهمیت بیشتری پیدا میکند.
به بیان دیگر، پرسش طرح جامع فقط این نیست که «شهر چقدر رشد کند؟»؛ بلکه این است که در صورت ضرورت توسعه، «در کجا و با چه منطقی هدایت شود؟»
این نگاه میتواند مانع از آن شود که توسعه شهری صرفاً بر اساس فشار تقاضای زمین و ساختوساز شکل بگیرد و به جای آن، ظرفیتهای مختلف شهر و الزامات توسعه پایدار در تصمیمگیری فضایی لحاظ شود.

کانونهای توسعه؛ رشد پراکنده یا هدایتشده؟
یکی از عناصر مهم سازمان فضایی پیشنهادی، تعریف کانونهای توسعهای است.
وجود کانونهای توسعه در ساختار فضایی طرح این امکان را فراهم میکند که فعالیتها و ظرفیتهای توسعهای در نقاط مشخص و متناسب با سیاستهای کلی شهر هدایت شوند؛ به جای آنکه رشد شهری بهصورت پراکنده و بدون ارتباط با ساختار فضایی اتفاق بیفتد.
در کنار این کانونها، محورهای سازمان فضایی پیشنهادی نیز بهعنوان عناصر پیونددهنده ساختار آینده شهر مورد بررسی قرار گرفتهاند.
در چنین الگویی، توسعه نه مجموعهای از پروژههای منفرد، بلکه بخشی از یک شبکه فضایی است که میان کانونهای مختلف شهر ارتباط ایجاد میکند.
اصفهان آینده؛ شبکهای از کانونها و محورهای مرتبط
در این رویکرد، شهر آینده مجموعهای از نقاط منفرد نیست.
کانونها، پهنهها و محورهای اصلی در کنار یکدیگر شبکهای را شکل میدهند که میتواند نحوه استقرار فعالیتها، خدمات و جریانهای شهری را تحت تأثیر قرار دهد.
این نگاه با موضوعاتی که در قسمتهای قبلی پرونده بررسی شد نیز ارتباط مستقیم دارد.
از یک سو، حملونقل عمومی و ریلی باید بتواند این ساختار فضایی را پشتیبانی کند؛ از سوی دیگر، توزیع فعالیت و خدمات باید با هدف ارتقای کیفیت زندگی و دسترسی شهروندان هماهنگ باشد.
به همین دلیل، سازمان فضایی را نمیتوان از شبکه حملونقل، الگوی شهر ۱۵ دقیقهای و نحوه توزیع خدمات در شهر جدا کرد.

توسعه فضایی در سایه محدودیتهای محیطی
سازمان فضایی اصفهان را نمیتوان جدا از محدودیتهای محیطی شهر طراحی کرد.
در اسناد طرح، موضوعاتی مانند آب، فرونشست، محیطزیست و سلامت در کنار کالبد، اقتصاد، اجتماع و زیرساختها در تحلیل یکپارچه مسائل و ظرفیتهای شهر مورد توجه قرار گرفتهاند.
بنابراین، سازمان فضایی پیشنهادی باید در چارچوب همین واقعیتها فهم شود؛ اصفهانی که از یک سو نیازمند توسعه و ارتقای کیفیت زندگی است و از سوی دیگر با محدودیتهای جدی محیطی مواجه است.
در چنین شرایطی، هر تصمیم درباره توسعه فضایی شهر، بهطور مستقیم یا غیرمستقیم با منابع آب، محیطزیست، حملونقل و کیفیت زندگی شهروندان ارتباط پیدا میکند.
شهری که رشدش باید با ظرفیتش هماهنگ باشد
در اسناد فرادست بررسیشده در فرآیند تهیه طرح نیز بر ضرورت کنترل و مدیریت منابع آب و توجه به ظرفیتهای محیطزیستی تأکید شده و تراکم بیش از اندازه اصفهان بهعنوان موضوعی مرتبط با حفاظت از منابع طبیعی و محیطزیست مورد اشاره قرار گرفته است.
این واقعیت، اهمیت برنامهریزی فضایی را دوچندان میکند.
برای اصفهان، توسعه فضایی دیگر نمیتواند صرفاً مسئلهای مربوط به زمین و ساختوساز باشد؛ بلکه باید با آب، محیطزیست، حملونقل، اقتصاد و کیفیت زندگی هماهنگ شود.
به همین دلیل، سازمان فضایی پیشنهادی را باید بخشی از یک تصویر بزرگتر از آینده شهر دانست؛ تصویری که در آن توسعه کالبدی تابع ظرفیتها و محدودیتهای واقعی اصفهان است.
نقشهای که باید به اجرا برسد
سازمان فضایی پیشنهادی در نهایت زمانی اهمیت واقعی خود را پیدا میکند که بتواند مبنای تصمیمگیری و هدایت توسعه شهر قرار گیرد.
طرح جامع جدید در ساختار خود، پس از برنامهریزی راهبردی و سازمان فضایی، به سمت «طرح توسعه فضایی شهر» و سپس برنامه اجرا، نظارت و بازنگری حرکت میکند.
به این ترتیب، نقشه آینده اصفهان قرار نیست صرفاً یک تصویر نهایی باشد؛ بلکه باید به چارچوبی برای تصمیمگیریهای بعدی درباره توسعه شهر تبدیل شود.
اهمیت این مرحله از آن جهت است که فاصله میان «تصویر مطلوب» و «تحقق در شهر» تنها با سازوکارهای اجرایی، نظارت و امکان بازنگری در برنامه قابل کاهش است.
اصفهان ۱۴۲۰؛ توسعهای که باید مسیر داشته باشد
پس از چهار دهه، طرح جامع جدید اصفهان تلاش کرده است برای آینده شهر تنها یک «افق» ترسیم نکند؛ بلکه مسیر رسیدن به آن افق را نیز در قالب برنامهریزی راهبردی توسعه فضایی دنبال کند.
پهنهها، کانونها، محورهای فضایی و محدودههای مستعد توسعه، اجزای مختلف این تصویر هستند؛ عناصری که قرار است در کنار سیاستهای اقتصادی، اجتماعی، حملونقلی و محیطزیستی، چارچوب فضایی آینده اصفهان را شکل دهند.
در نهایت، پیام این بخش از طرح جامع روشن است؛ اصفهان آینده نباید بهصورت پراکنده رشد کند؛ توسعه آن باید مسیر، کانون و منطق فضایی مشخص داشته باشد.
این همان نقطهای است که «نقشه» را از یک تصویر روی کاغذ به ابزاری برای هدایت آینده شهر تبدیل میکند.
در قسمت بعدی پرونده «اصفهان ۱۴۲۰»؛ «۴۰ سال انتظار، ۲ سال کار فشرده»؛ روایت آماری از فرآیند تهیه طرح جامع و حجم جلسات، مکاتبات، بررسیهای تخصصی و مشارکت دستگاهها و ذینفعان در تدوین این طرح.





اضافه کردن دیدگاه