به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، فیلم «مهمان مامان» داریوش مهرجویی، یکی از نمونههای قابل توجه سینمای ایران در استفاده از غذا و سفره برای روایت مناسبات اجتماعی است؛ فیلمی که در آن کمبود اقتصادی نه به پایان رابطههای انسانی، بلکه بهانهای برای شکلگیری همسفرگی، مشارکت و حفظ کرامت خانواده تبدیل میشود.
در گزارشی با تیتر «غذا چگونه طبقه، جنسیت و هویت را در سینما روایت میکند؟» به این موضوع پرداختهایم که غذا در سینمای ایران و جهان چگونه از یک عنصر روزمره فراتر میرود و به نشانهای برای روایت طبقه، خانواده، هویت، قدرت و تغییرات اجتماعی تبدیل میشود.
یکی از نمونههای شاخص این رویکرد در سینمای ایران، فیلم «مهمان مامان» ساخته داریوش مهرجویی است؛ فیلمی که در ظاهر داستان سادهای درباره آمدن مهمان به خانه یک خانواده کمدرآمد دارد، اما در لایه اجتماعی خود، مسئله فقر، آبرو، همسایگی و همبستگی را از طریق یک سفره روایت میکند.
ماجرا از جایی آغاز میشود که خانوادهای در یک خانه قدیمی و کمدرآمد، با ورود مهمان روبهرو میشود. مسئله اصلی اما خود مهمانی نیست؛ مشکل اینجاست که خانواده برای پذیرایی از مهمان، امکانات کافی ندارد. به این ترتیب، سفرهای که در شرایط عادی میتواند بخشی از زندگی روزمره باشد، به مرکز بحران تبدیل میشود.
اما پاسخ فیلم به این بحران، فروپاشی یا انزوا نیست. همسایهها وارد ماجرا میشوند و هرکدام بخشی از داشتههای خود را به اشتراک میگذارند. چند قلم غذا، مقداری گوشت، سبزی و مواد اولیهای که به تنهایی چندان قابل توجه نیستند، در کنار یکدیگر به سفرهای تبدیل میشوند که قرار است آبروی میزبان را حفظ کند.
از این منظر، غذا در «مهمان مامان» فقط یک نیاز زیستی یا وسیله پذیرایی نیست؛ نوعی سرمایه اجتماعی است. چیزی که افراد در اختیار دارند، زمانی که میان آنها تقسیم میشود، ارزش تازهای پیدا میکند. هر همسایه سهم کوچکی میآورد، اما نتیجه نهایی حاصل جمع همین سهمهای کوچک است.
همین ویژگی، سفره فیلم را به نقطه مقابل منطق فردگرایانه تبدیل میکند. در شرایطی که فقر میتواند افراد را به سمت حفظ منابع شخصی و عقبنشینی سوق دهد، شخصیتهای فیلم بخشی از داشتههای خود را در اختیار دیگری قرار میدهند. بنابراین سفره نه فقط محل مصرف غذا، بلکه فضایی برای بازتولید رابطه اجتماعی است.
«مهمان مامان» از همین مسیر، مسئله کرامت را نیز مطرح میکند. خانواده میزبان نمیخواهد مهمان با سفره خالی روبهرو شود و همسایهها نیز کمک میکنند تا این احساس کمبود به تحقیر تبدیل نشود. در اینجا، غذا کارکردی فراتر از سیر کردن دارد؛ غذا به ابزاری برای حفظ شأن اجتماعی تبدیل میشود.
این نگاه با بخشی از سینمای معاصر جهان که غذا را در پیوند با رستورانهای لوکس، سرمایه فرهنگی و تمایز طبقاتی بررسی میکند، تفاوت دارد. اگر در فیلمهایی مانند «منو»، غذای پیچیده و گرانقیمت میتواند نشانهای از قدرت اقتصادی و سرمایه نمادین باشد، در «مهمان مامان» ارزش غذا دقیقاً از جایی دیگر میآید: از رابطهای که میان آدمها ایجاد میکند.
در این فیلم، سفره هرچه سادهتر است، اهمیت اجتماعی آن بیشتر میشود. ارزش آن به قیمت مواد غذایی یا مهارت آشپز وابسته نیست، بلکه به مشارکت آدمهایی بستگی دارد که هرکدام بخشی از زندگی روزمره خود را برای دیگری کنار میگذارند.
از این منظر، فیلم مهرجویی تصویری از نوعی همسفرگی ارائه میدهد که ریشههای آن را میتوان در فرهنگ اجتماعی ایران نیز دید؛ جایی که سفره در بسیاری از موقعیتها فقط وسیله خوردن نیست و میتواند نشانه مهماننوازی، تعلق، مشارکت و پیوند میان افراد باشد.
به همین دلیل، آشپزخانه و سفره در «مهمان مامان» به فضایی برای مذاکره درباره فقر و آبرو تبدیل میشوند. شخصیتها مجبور نیستند فقر را انکار کنند؛ آنها با امکانات محدود خود راهی برای کنار آمدن با آن پیدا میکنند. در این فرآیند، کمک متقابل جایگزین بخشی از منابع مالی میشود.
این نگاه، «مهمان مامان» را به یکی از نمونههای قابل توجه جامعهشناسی غذا در سینمای ایران تبدیل میکند؛ فیلمی که نشان میدهد غذا میتواند همزمان نشانه کمبود اقتصادی و ابزار مقابله با پیامدهای اجتماعی آن باشد.
برای مطالعه متن کامل این گزارش با تیتر «غذا چگونه طبقه، جنسیت و هویت را در سینما روایت میکند؟» و بررسی نمونههای دیگری از بازنمایی غذا در سینمای ایران و جهان، اینجا کلیک کنید.
59244





اضافه کردن دیدگاه