خبرگزاری مهر- گروه استانها: خرمآباد، پنجمین روز فروردین ۱۴۰۵، رنگ دیگری داشت. نه رنگ بهار که رنگ خون شهدا. صبح زود، خیابانهای شهر پایاپای با آسمان یکصدا گریه میکردند؛ برای شهدایی که بامداد دوشنبه، در خواب بیگناهشان، آتش از آسمان بر سرشان بارید.
نگار، کلاس سومی بود…
نگار، کلاس سومی بود. کیفش را برای مدرسه بسته بود، اما به جای کلاس، به آسمان رفت. نرگس، کلاس نهمی بود، پر از آرزوهای نوجوانی…
مصطفی الیاسی، معلمی بود که قرار بود در کلاسش درس ایثار بدهد، اما خودش ایثار را با خونش معنا کرد.
حمله ناجوانمردانه دشمن صهیونی آمریکایی به مناطق مسکونی شهر خرمآباد در بامداد سوم فروردین، هشت شهید و ۴۵ زخمی بر جای گذاشت؛ اما از میان این همه نام، نام دو دانشآموز و یک معلم، غمی دیگر داشت.
همکلاسیهای نگار آمده بودند…
روایتی ثبت شد که شاید تصویر تمامنشدنی امروز بود: همکلاسیهای نگار آمده بودند…
با دستهای کوچکشان، گل آورده بودند برای نگار… با چشمانی که بغض را خوب بلد بودند، میان جمعیت ایستاده بودند.
بعضی از آنها با دستهای کوچک، عکس دوست شهیدشان را گرفته بودند، بعضی با شاخه گل، بعضی فقط با چشمهایی که نمیفهمیدند چرا دوستشان دیگر نیست. معلمهای مدرسه هم آمده بودند؛ و در مراسم بدرقه دانشآموزان شهیدشان اشک میریختند.
دشمن، آینده ایران را هدف گرفته است
سید عیسی سهرابی، مدیرکل آموزش و پرورش لرستان، در میان جمعیت سوگوار، به خبرنگار مهر میگوید: دشمن، آینده ایران را هدف گرفته است.
حرفش را که زد، نگاهش به همان بچههای کوچک افتاد که میان جمعیت، گم شده بودند اما ایستاده بودند.
آری، دشمن به خانهها رحم نکرد، به کودکان رحم نکرد، به معلمی که قرار بود نسل آینده را بسازد، رحم نکرد. از آغاز جنگ رمضان تا امروز، لرستان هفت دانشآموز و پنج معلم شهید داده است. این اعداد، فقط آمار نیستند؛ اینها نامهایی هستند که در تاریخ این دیار ماندگار شدند.
چیزی در لرستان زندهتر از همیشه به نظر میرسد
اما در همین روزهای سخت، چیزی در لرستان زندهتر از همیشه به نظر میرسد: همبستگی…
همکلاسیهای نگار نشان دادند که دشمن اگرچه میتواند کودکان را از ما بگیرد، اما نمیتواند عشق و وفاداری را از نسل فردا بگیرد. آنها آمدند تا بگویند: ما هنوز ایستادهایم، ما هنوز درس شهادت را ادامه میدهیم.
خرمآباد، در پنجمین روز بهار، سوگوار بود اما مقتدر. تشییعکنندگان با سینههای مالامال از غم، اما با مشتهای گرهکرده از اراده، پیکرهای مطهر را بدرقه کردند. پیکرهایی که روی دوش مردم، آرام آرام به سمت بهشت میرفتند، در حالی که آسمان، هم در غم بزرگ این شهر می گریست.
و در میان جمعیت، تصویر ماندگار امروز، دخترک کلاس سومی بود که کنار تابوت دوستش ایستاده بود…



اضافه کردن دیدگاه