به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، هنرمندان ایرانی با انتشار پست و استوری بار دیگر پای کار وطن آمدند و از “ایران” گفتند. در زیر مروری بر تعدادی از واکنش های هنرمندان در محکومیت جنایت آمریکایی صهیونیستی داریم:
هادی حجازیفر: در وحشتِ چشمهای معصوم کودکان میناب قفل شدهام
هادی حجازی فر در یادداشتی برای این روزهای ایران عزیز نوشت: من در وحشتِ چشمهای معصوم کودکان میناب قفل شدهام؛ در نجات و بازماندگی حلمایِ کوچک تبریز و صد البته تنهایی ابدی و آوار آلودش؛ یا آن کودک هفت ساله کرجی نجات یافته از انفجار که بیتاب و ترسیده است و سراغ مادرش را میگیرد و امدادگر چارهای جز دروغ گفتن به او ندارد.
من در ترسهای ابدی کودکان ایران از این همه انفجار و بمب قفل شدهام. من در اندوهِ خیس و انتظارِ دریایی پدرها، مادرها ، همسران و فرزندان دنانشینهایِ غریب و سفیدپوش قفل شدهام…
من به اندازه هزار سال در این چند روز اندوه تلنبار کردهام… مگر این همه بیرحمی و جنایت از این پلیدترین و فاسدترین آدم ثهای جزیرهنشین! چیز عجیبی است؟
من پر از مرثیهام برای تمام آن جانهای پاک و شجاعی که برای دفاع از ذره ذره ایرانم تکه تکه شدهاند… این روزها «موقعیت مهدی»، مجنون و خیبر را بسیار مرور میکنم. اندوهِ باکری در جزیره مجنون را… آن تجسم بلامنازعِ تنها ماندن ولی تا آخر ایستادن… من پر از گریهام … اما این همه پرچم که در اهتزازِ حماسهاند فریاد میزنند که اکنون زمان سوگ نیست… هر چند شاید خیلیها “خسرو” باشند نه باکری! اما یقین دارم و به گواهِ تاریخ و به چشم میبینم باکریهای پیر و جوان را که در هیاهوی آتش و خون، مردانه؛ مومن و سلحشورانه ایستادهاند و برای اقامه یک نماز پیروزی دیگر در «خرمشهرها» بیتابند.
امین زندگانی: پایتان خاک ما را لمس نمیکند جز برای فرار
امین زندگانی بازیگر سینما و تلویزیون در واکنش به احتمال حمله زمینی و مشارکت برخی کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس با با تأکید بر پیشینه تاریخی و هویتی ایران نوشت: ما ز گهواره تا گور پای ایرانیم …ما وارثان هزاران ساله تاریخ ایرانیم…
پایتان خاک ما را لمس نمیکند جز برای فرار… هوس خاکمان را یا به گور میبرید یا در فرارتان از وحشت ما به غارها و بادیههای بیتاریخ و فرهنگتان دیگر به آن فکر نمیکنید.
ما وارثان خون جنگجویان تمدن هزاران ساله ایرانیم…
احمد دهقان: هزاران سال است که «ایران» ما مانده است
احمد دهقان نوشت: به این عکس خوب نگاه کنید.این گلوله ثاقب تانک است، از جنس فولاد مخصوص. برای این ساخته شده تا دژها را سوراخ کند و بگذرد و یا زرهها را بشکافد. غروب 17 اردیبهشت 1361 آن را دیدم، درست پشت دژ منطقه مرزی شلمچه که صبح به آن رسیده بودیم. تانکها پاتک کرده بودند تا ما را عقب برانند. توی سنگر حفرهروباهی نشسته بودم که اول صدای مهیبی آمد.
این گلوله ثاقب، سرتاسر دژ مرزی را شکافت و خورد به بدن دو سربازی که چند قدم آنورتر داشتند مهمات بار تانک چیفتن میکردند. هر دو را به هم دوخت و تکهتکه کرد و فرو رفت توی خاکریز کوتاه روبهرویی.
این گلوله ثاقب، وقتی شلیک شد، دژ مرزی ضرب آن را گرفت و دو سرباز وطن، با دادن جسم و جان خود، آن را از تکوتا انداختند. و چنین شد که این گلوله لعنتی نتوانست در خاک وطن جولان بدهد و پیش رود و تن دیگری را بدرد. ایران ما، هزاران سال است که اینگونه ایران مانده است.
معتمدی: محکم و شفاف، کنار وطن بایستیم
محمد معتمدی، خواننده برای وطن نوشت: آنچه امروز در معرض تجاوز قرار گرفته، نه تنها تمامیت ارضی، بلکه تمامیت تمدنی، تمامیت فرهنگی و تمامیت وجودی و هویتی ایران است.
در تمام مدت عمر همه ما، و حتی شاید در 500 سال اخیر، روزها و هفتههایی مهمتر و سرنوشت سازتر از این روزها برای ایران وجود نداشته است.
نترسیم، چرا که ایران محکمتر و استوارتر از آن است که با نسیمی بلرزد و خدا هم فرمان داده که لا تخافو و لا تحزنو.
فقط محکم و شفاف، کنار وطنمان بایستیم. این صفحه از کتاب تاریخ ایران، به تک تک ما چشم دوخته. نامش را بلند صدا بزنیم و از متجاوز و حامیانش تبری بجوییم.
سیاوش چراغیپور: هیچ ظالمی نمیتواند ایران را از ما بگیرد
سیاوش چراغیپور بازیگر سینما با حضور در جمع امدادگران گفت: قدرشناسی از عزیزانی که در مواقع بحرانی نظیر سیل، زلزله و جنگ به یاری مردم میشتابند، وظیفه هر هنرمندی است.
در زمان وقوع بحرانهای مختلف اجتماعی، اقتصادی یا جنگها، حضور هنرمندان در کنار مردم میتواند نقشی آرامشبخش و اثربخش داشته باشد. همراهی هنرمندان با جامعه در روزهای سخت، موجب تلطیف فضا و ایجاد قوت قلب برای شهروندانی میشود که ممکن است در مواجهه با شرایط غیرمنتظره دچار اضطراب شده باشند.
ایران سرای جاودان من است. هیچ ظالم و جنگطلبی نمیتواند سرزمین ما را از ما بگیرند. یاد و نام کودکان بیگناه مینابی تا همیشه گرامی.
فریبا کوثری: زنان هلال احمری را دست کم نگیرید
فریبا کوثری در جمع امدادگران هلال احمر گفت: وظیفه ما بود که اینجا بیاییم و خسته نباشید بگوییم. زنان هلال احمری را دست کم نگیرید
فرزین محدث: خائنین به وطن بینامتر از نامشان میمانند
فرزین محدث در یادداشتی نوشته است: بزرگمردان ایران نامدار میمانند و خونشان از خاکهای این سرزمین دفاع خواهد کرد و خونخواه این خونهای پاک خود این سرزمین است. سرزمینی که فرزنداناش را هرگز فراموش نمیکند. این سرزمین فراموشکار نیست ونام های نیک و بد را به خاطر خواهد سپرد و خائنین به وطن، بینامتر از نامشان میمانند. حتی اگر تلاش کنند که خود را همزبان و همکیش نشان دهند، حتی اگر چهرهای دیگر از خود نشان دهند، اما باید بدانند که خاک این سرزمین نامهای بیوطن را در یادش نگه میدارد تا بیآبروتر از گذشته شوند.
کشورهای تازهاسمیافته با هر تلاشی هم نخواهند توانست این نام را از تاریخ حذف کنند، حتی با شعار نجاتبخش و نجاتدهنده بودن. که نجاتدهنده، خونخوار و درندهخو نیست.
رویش و آسایش و استواری و فرهنگسازی و تمدنسازی از این خاک بوده است. این سرزمین خودش نجاتدهنده بوده و هست. پس نیازی به نجات بخش از برونمرزهایش ندارد. ایران خودش منشا نجات و رهایی بخش اقوام دیگر بوده و هست.
لحظه نجات مردم توسط هلال احمریها را که میبینم اشک شوق میریزم
سیروس همتی در جمع امدادگران هلال احمر گفت: لحظه نجات مردم توسط هلال احمریها را که میبینم اشک شوق میریزم
مالک سراج: گوشهنشینی برخی چهرهها شرمآور است
مالک حدپور سراج بازیگر : متاسفانه برخی چهرههای مشهور ما در حوزههای مختلف، بیتوجه به خطر دشمن و شهادت این همه هموطن بیگناه ترجیح دادهاند سکوت کنند و در میدان نباشند. انگار منتظر هستند تا ببینند شرایط چگونه پیش میرود که سود خود را با توجه به آن شرایط تعریف کنند. ما دیگر نمیتوانیم کنار بایستیم و جز حضور در میدان و مقاومت هیچ راه دیگری نداریم.
برای این دشمن خونخوار، اصلا مهم نیست که شما چه گرایش سیاسی یا فرهنگی داشته باشید یا این که منتقد مدیریت خرد و کلان کشور باشی؛ برای او فقط منافع خودش و از بین بردن مقاومت مردم مهم است. منتقد مدیریت و حتی مسائل کلان کشور بودن یک بحث است و نجات کشور از دست تجاوز بیگانه یک موضوع دیگر. اصلا اگر شما خاک و وطنی نداشته باشی که نمیتوانی درباره نظام سیاسی صحبت کنی و منتقد بودن هم معنا ندارد.
مقدسیان: خط قرمز هنرمند باید ایران باشد؛ فقط ایران
محمدرضا مقدسیان مجری و منتقد در گفتوگو با #صبا درباره نقش هنر در شرایط جنگی گفت:هنرمند باید برای گذار سهل تر از این شرایط سخت در راستای حفظ و تقویت وطن دوستی عمل کند و این شامل هنرمندان در حوزهای مختلف موسیقی، ادبیات و .. می شود، مبنای همه هنرمندان باید تقویت وحدت ملی باشد به گونه ای که آثار و اظهارنظرها موجب امیدآفرینی شود.
چون این روزها ما عزیزانی را از دست میدهیم، به کشور ما خسارتهایی وارد شده، برخی از هموطنان ما خانه و کاشانه شان را از دست داده اند و همه این موارد آسیبهایی است که با همدلی و همراهی و ایجاد عزم ملی بهبود پیدا میکند و هنرمندان به واسطه انتشار آثار هنری در مدیومهای مختلف میتوانند حس انسانی و نوع دوستی را تقویت کرده و یاس و ناامیدی را کمرنگ کنند.
هنرمند باید روشنگری کند، تحلیل ارائه دهد و خط قرمز او ایران باشد؛ فقط ایران.
عمار خطی: چه طور می شود برای فاجعه میناب دهان را بست؟
عمار خطی، فیلمساز هم گفت: چطور میشود برای یوز ایرانی و محیطزیست دلسوزی کرد، اما در برابر شهدای امنیت، موشکباران خانههای مسکونی تهران و فاجعۀ میناب دهان را بست و سکوت کرد؟
سعید نجاتی: میشود برای این مردم جان داد
کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا
در تمام سالهای عمرم این جملهای که از کودکی پای منبرها و در روضهها شنیده بودم؛ و بعدها که در نوشتههای فوق العاده شهید مرتضی آوینی که همیشه مثل یک مرشد به او نگاه میکردم در باب این جمله خواندم، برایم یک سوال بی جواب بود؛ که چطور روز موعود هر کسی فرا میرسد؟ که باید بین حق و باطل_حسین علیه السلام و یزید_ انتخاب کند؟ واضح، مشخص، بدون غبار.
و تازه میفهمی مرتضی آوینی، چه دیده که با قلمش اینطور مسیر را به ما یادآوری کرده: قافله عشق در سفر تاریخ است و این تفسیری است بر آنچه فرموده اند: «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا» و طوری تفسیرش کرده که من کمترین اینطور منتظر این لحظه بودم.
و حالا به قول آوینی «در این دوران جاهلیت ثانی و عصر توبه بشریت … نومید مشو که تو را نیز عاشورایی است و کربلایی که تشنه خون توست و انتظار می کشد تا تو زنجیر خاک از پای اراده ات بگشایی و از خود و دلبستگی هایت هجرت کنی… و فراتر از زمان و مکان، خود را به قافله سال شصت و یکم هجری برسانی و در رکاب امام عشق به شهادت رسی.»
در طول همین چند روز که از جنگ علیه ایران میگذرد، فکر میکنم با تمام وجود میتوانم حسش کنم.
حالا این روزها وقت انتخاب است. حالا پردهها کنار رفته و عذر و بهانهای نداری. غباری بین انتخاب بین وطن و دشمن نیست. یا سمت لشکر حسین میروی یا یزید!
جایی که لشکری از وطن فروشان در شبکهای که حتی خردترین مغزها هم متوجه میشود که چطور برای دنیا، وطن و آخرتشان را فروختند و انگار خدا به چشم و قلب و عقلشان مهر زده تا وعدهاش را برایشان عملی کند. یا ناموس و وطن را مدافع میشوی یا میروی به زبالهدان تاریخ و تا ابد لعن و نفرین برای خودت میخری.
خدا را شکر در زمانهای به سر میبرم که جبهه وطن دوستی طوری در خیابان ها جلوه دارد که شرم میکند آدم از اینکه تا حالا شناخت درستی از مردم بی نظیرش نداشته. طوری وطن را در آغوش گرفتهاند که هر روز اگر عاشورا و هر جا اگر کربلا باشد، مسیر را میتوان همراهشان رفت.
میشود برای این مردم نازنین ایستاد و کلاه از سر برداشت. میشود برای این مردم جان داد. تا ابد یاد این روزها ماندگار میشود و داستان ها از این روزها گفته خواهد شد.
کاش عمری باقی باشد تا بتونم هر چند سخت با زبان سینما این حماسه «مبعوث شدن مردم» کشورم را به تصویر بکشم.
عاشق شما هستم که معنای سمت درست تاریخ هستید! امیدوارم بعد از پیروزی، قدر این مردم نازنین را بدانیم.
انتهای پیام/





اضافه کردن دیدگاه