به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، در روزهایی که آمریکاییها و صهیونیستها جنگ را به این کشور تحمیل کردند و 30 روز از آن میگذرد انتظار میرود چهرههای شناختهشده و تأثیرگذار جامعه، با صدای رسا در کنار مردم بایستند و در مقابل ظلم و بیعدالتی موضعگیری کنند.
در حالی که هنرمندانی چون رابرت دنیرو و آرنولد شوارتزنگر، شجاعانه جنایات ترامپ و نتانیاهو را محکوم کرده و انزجار خود را از ظلم آشکار اعلام میکنند، برخی دیگر ترجیح میدهند در سکوت به سر ببرند یا تنها با شعارهایی کلیشهای مانند “وطن، وطن” خود را از ورطه مسئولیت برهانند.
این سکوت یا انفعال، در شرایطی که وجدانهای بیدار در سراسر جهان، از پزشکان و پرستاران گرفته تا حافظان امنیت، در حال تلاش برای کاهش رنجها و برقراری نظم هستند، معنایی جز ترس از قضاوت یا منفعتطلبی ندارد.
آیا نباید این چهرهها نیز به مانند بسیاری از مردم عادی، دغدغهها و دردهای جامعه را درک کنند و با حضور در کنار مردم، حتی با یک پیام حمایتی ساده، به آنها دلگرمی ببخشند؟
در این بزنگاهها، انتظار عمومی از چهرههای شناختهشده این است که نقش خود را تنها به عرصه هنر، ورزش یا سرگرمی محدود نکنند و در لحظههای حساس، حداقل با مردم همدل و همراه باشند. این همراهی لزوماً موضعگیری سیاسی نیست؛ گاهی تنها یک حضور ساده در کنار مردم یا نشاندادن توجه به رنجها و تلاشهای جامعه، میتواند نقش مهمی در ایجاد آرامش و دلگرمی داشته باشد.
از حضور در خیابانها گرفته تا همراهی با امدادگران، یا مشارکت در فعالیتهای عمومی. نمونههایی مانند حضور برخی بازیگران و چهرهها در میدانهای امدادی یا همراهی با گروههایی همچون هلالاحمر، اقدامی ارزشمند و تاثیرگذار است. اما در کنار این رفتارها، پرسشی مهم نیز مطرح میشود: آیا همراهی اجتماعی باید محدود به یک میدان خاص باشد؟
انتظاری که از چهرهها وجود دارد این است که حضورشان تنها نمادین یا محدود نباشد. حضور در هلال احمر ارزشمند است، اما میدانهای دیگری نیز وجود دارد: میدانهای مراقبت اجتماعی، همدلی با خانوادهها، حمایت از نیروهای درمانی، همراهی با حافظان امنیت، و حتی حضور میان مردم برای شنیدن و فهمیدن شرایط. بسیاری از افراد عادی جامعه در همین میدانها فعالاند و تلاشهایشان باید دیده و حمایت شود.
از سوی دیگر، بخشی از چهرهها همچنان رویکردی احتیاطی دارند؛ ترجیح میدهند منتظر بمانند تا ببینند فضا چگونه پیش میرود و سپس تصمیم بگیرند که آیا همراه شوند یا سکوت کنند.
این «تماشاگری اجتماعی» باعث شده بخشهایی از جامعه احساس کنند برخی چهرهها تنها زمانی وارد میدان میشوند که شرایط از پیش مشخص شده باشد، و نه زمانی که مردم به حضور و حمایت فوری نیاز دارند. اصطلاحا به وسط بازی عادت کردهاند!
در مقابل، چهرههایی که بدون مصلحتسنجی و با احساس مسئولیت اجتماعی وارد میدان شدهاند چه آنها که در خیابانها حضور یافتند و چه آنها که در سکوت، اما عملی، کنار مردم بودند نشان دادهاند که مسئولیت اجتماعی، صرفاً یک انتخاب فردی نیست؛ بخشی از نقش اجتماعی افراد اثرگذار است.
نمونههایی وجود دارد که نشان میدهند چگونه یک چهره میتواند با حضور به موقع و همدلانه، در کنار مردم باشد. حضور فریده سپاه منصور و مهران رجبی و رجزخوانیشان در اجتماعات مردمی که بازتابهای فراوانی پیدا کرد یا حضور ابراهیم حاتمیکیا و ابوالقاسم طالبی که نشاندهنده درک عمیق مسئولیت اجتماعی و همراهی با مردم در لحظات حساس است.
این گزارش به نوعی یادآوری میکند مسئولیتپذیری اجتماعی را به چهرههای شناختهشده! در بزنگاههای تاریخی، سکوت به معنای تایید ظلم نیست، اما همراهی و صدای رسا، میتواند قدرتی عظیم برای ایجاد تغییر و همدلی باشد.
انتظار میرود هنرمندان و چهرههای تأثیرگذار، با درک این مسئولیت، در کنار مردم و حقیقت بایستند و صدای وجدان جامعه باشند.
انتهای پیام/





اضافه کردن دیدگاه