«سرو، سپید، سرخ» از هفته اول جنگ راه افتاد؛ واکنش سردار موسوی به سریال

محمدجواد موحد یکی از تهیه کنندگان سریال «سرو، سپید، سرخ» درباره این مجموعه اپیزودیک که چگونه به سرعت در هفته اول جنگ راه افتاد و با پیشنهاد برخی کارگردانان پیش رفت، سخن گفت.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از مهر، در جهان امروز، فیلم و سریال دیگر صرفاً ابزار سرگرمی نیست؛ بلکه به یکی از مؤثرترین بازوهای شکل‌دهی به افکار عمومی، بازنمایی واقعیت و حتی هدایت احساسات جمعی تبدیل شده‌ اند. در جامعه امروز ایران نیز، در میانه‌ تحولات پرتنش و وضعیت‌های بحرانی، این کارکرد بیش از هر زمان دیگری برجسته می شود. از این حیث نمی توان از اهمیت آثار نمایشی و غیر خبری مرتبط با جنگ برای مخاطب غافل شد.

درواقع تولید آثاری که به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم به تجربه‌ زیسته‌ این روزهای جامعه می پردازند و یا حتی نوعی بازنمایی از روزهای جنگ دارند صرفا یک اتفاق هنری نیست بلکه یک ضرورت رسانه‌ای است. چنین آثاری می‌توانند به بازسازی روانی جامعه کمک کنند، می توانند فهم مشترکی نسبت به آنچه رخ داده است به‌وجود بیاورند (به ویژه که در زمان جنگ شاید برخی مخاطبان غیرتهرانی به دلیل نداشتن مواجهه مستقیم با بمباران، درک متفاوتی از جنگ داشتند) و امکان همدلی را گسترش دهند.

سریال «سرو، سپید، سرخ» از این منظر تلاشی بود تا هم جامعه را به فهم برخی روابط انسانی و وقایع روزهای جنگ نزدیک کند و هم در بستری از این اتفاقات و روایات، قصه ای سرگرم کننده تعریف کند. این سریال با همکاری ۱۳ کارگردان ساخته شد که خروجی آن ۱۴ اپیزود درباره جنگ و زندگی آدم‌ها در این ایام بود.

کارگردانی قسمت‌های این مجموعه را بابک خواجه‌پاشا، لیلی عاج، محمود کریمی، مهدی شامحمدی، امیرعباس ربیعی، محمد علیزاده‌فرد، رضا کشاورز، محمد پایدار، امیر داسارگر، حسن حبیب‌زاده، ابوذر حیدری، فرزاد رنجبر و سیدمحمدحسین حسینی برعهده داشتند که هر یک با نگاه و سبک خاص خود، بخشی از این روایت کلان را شکل داده‌اند.

تهیه‌کنندگی قسمت‌های مختلف سریال «سرو، سپید، سرخ» را محمدرضا شفاه، محمدجواد موحد و حبیب والی‌نژاد برعهده داشته‌اند. محمدجواد موحد با پایان این مجموعه گفتگویی با خبرگزاری مهر داشته است که در ادامه می خوانید:

*«سرو، سپید، سرخ» با حضور کارگردانانی ساخته شد که برخی آثار سینمایی شان در یکی دو سال اخیر سیمرغ های مختلفی را در جشنواره فجر دریافت کرده اند چگونه این ترکیب نهایی شد؟

این پروژه تا اندازه ای متفاوت از دیگر پروژه‌های متداول سینمایی یا تلویزیونی آغاز شد و حضور کارگردانان الگوی ثابتی نداشت. واقعیت این است که روز دوم جنگ بود که ما فکر کردیم با تخصص خود چه مشارکتی می‌توانیم در جنگ داشته باشیم و چه کمکی می‌توانیم بکنیم. دنبال این بودیم که خروجی ای داشته باشیم. از طرفی برخی از دوستان خودشان در همان روزهای نخست با ما تماس گرفتند و برای اینکه کاری در این شرایط انجام دهند تمایل نشان دادند و پرسیدند چه برنامه ای داریم. ما پیش‌تر در جنگِ ۱۲ روزه‌ در باشگاه فیلم سوره تجربه‌ای شبیه به اتاق جنگ داشتیم.

این محصول از نظر منطق تولیدی، بیش از هر چیز سرعتی بودنش، جذابیت ایجاد می‌کند؛ اینکه در همان روزهایی که مردم هنوز جنگ را در کوچه و خیابان و احتمالاً خانه خود درک می‌کنند، داستان‌هایی از دل همین جنگ بیرون بیایددوستان احتمالاً حدس می زدند که طبق آن رویه بخواهیم کاری انجام دهیم. از دل همان جمع که اتاق جنگ را ایجاد کرد و جلساتی که برگزار شد چهار یا پنج کار کوتاه و یک مجموعه‌ای که اکنون در میانه تولید است، بیرون آمد. طی جنگ اخیر هم بسیاری از کارگردانان خودشان تماس گرفتند و گفتند اگر کاری از دستشان برآید، حاضر به انجام آن هستند.

از طرف دیگر خود ما هم با کسانی که گمان می‌کردیم دغدغه‌مند هستند و می‌خواهند در این ایام جنگی، یادگاری از خود بر جای بگذارند، تماس گرفتیم. این محصول از نظر منطق تولیدی، بیش از هر چیز سرعتی بودنش، جذابیت ایجاد می‌کند؛ اینکه در همان روزهایی که مردم هنوز جنگ را در کوچه و خیابان و احتمالاً خانه خود درک می‌کنند، داستان‌هایی از دل همین جنگ بیرون بیاید و به آثار تصویری تبدیل شود. برخی دوستان خودشان تمایل نشان دادند، برخی را نیز دوست داشتیم در کنارمان باشند؛ با آنها تماس گرفتیم، دعوت کردیم و خودشان آمدند. تعداد بسیار اندکی بودند که با آنها تماس گرفتیم ولی کار نکردند، که البته دلیل هیچ‌کدام مخالفت با موضوع یا اصل کار نبود. بیشتر آنها چنین می‌گفتند که توان تولید در ۱۰ روز را ندارند زیرا تولید برخی از اپیزودها نهایتاً ۱۰ تا ۱۲ روز، از مرحله ایده تا پایانِ کارِ پس‌تولید، طول کشید. بعضی از بچه‌ها می‌گفتند که این کار را بلد نیستیم و می‌ترسیم بیاییم و به اصل پروژه لطمه بزنیم؛ مثلاً کار به اتمام نرسد یا هزینه از بین برود.

*چقدر تلاش کردید در کنار جوانان از کارگردانان باسابقه تر جنگ و دفاع مقدس هم کمک بگیرید؟

به طور کلی تیم کارگردانانِ پروژه اغلب جوان هستند. به ۲ دلیل به سراغ پیشکسوت ها نرفتیم: نخست اینکه کارِ سریعی می‌خواستیم انجام دهیم و طبیعتاً نمی‌شد از برخی پیشکسوتان خواست که در عرض مثلاً ۱۰ تا ۱۲ روز هم ایده بنویسند، هم طرح و فیلمنامه را آماده کنند و سپس پیش‌تولید و تولید انجام شود. چند نفری هم که سن و سال بالاتری داشتند از همان کسانی بودند که گفتند، نگران هستند که کار درنیاید. مهمترین کاری که در این مدت انجام دادیم تا به نتایج نسبتاً قابل قبولی برسیم این بود که کارها را به صورت جمعی و گروهی نوشتیم؛ نه اینکه همه گروه در فیلمنامه دخیل باشند، اما بچه‌ها ایده‌های خود را در گروهی ۲۰ تا ۳۰ نفره که در دفتری دور هم جمع می‌شدیم، مطرح می‌کردند. درواقع گروه کمک می کرد تا ایده‌ها پخته‌تر شود.

*چرا با این نگاه جمعی باز هم فراز و فرود روایی و ساختاری برخی اپیزودها بالاست؛ برخی اپیزودها توانست قصه بکر و ساختار به‌روزی نسبت به جنگ و جامعه داشته باشد و برخی قسمت ها با کلیشه ها همراه شد.

درباره تفاوت سبک فیلم‌ها یا لحن آنها، اتفاقاً برای ما بسیار مهم بود که این تنوع رخ دهد. خواسته ما همین بود که هر فیلمسازی از منظر خود و با مدل فیلمسازی‌ ای که خود می‌داند و با نگاه ویژه‌اش، اثر خود را بسازد. ممکن است برخی مدل‌ها به ذائقه بعضی از مخاطبان خوش تر بیاید و برخی عقب‌تر باشند. یکی دو تا از اپیزودها تقریباً مورد اتفاق و پسند همه بود. با این حال این مجموعه اصلاً فضای رقابتی بین کارگردانان ندارد. از طرفی ممکن است اپیزودی را خودمان بسیار دوست داشتیم، اما مخاطبِ متوسطی داشت؛ و اپیزودی که فکر می‌کردیم دارای ضعف‌هایی است و آن‌طور که می‌خواستیم موفق از کار درنیامده، اتفاقاً بازخورد مثبتی گرفت. مجموعه با ذائقه‌ها و سلیقه‌های مختلف تولید شده و هر یک از این مدل‌ها، طبیعتاً جامعه مخاطبی خاص را به خود جذب می‌کند. طبیعتا وقتی شما با چند فیلمساز با نگاه‌های مختلف، سلیقه‌های گوناگون و حتی قلم‌های متفاوت کاری را پیش می‌برید، طبیعتاً رنگارنگی آن بیشتر می‌شود. البته ممکن است برخی از آنها را شما بیشتر دوست داشته باشید و برخی را کمتر و بالعکس. یعنی بعضی ممکن است همان قسمتی را که شما کلیشه‌ای می‌دانید، بگویند این قصه براساس کهن الگو پیش رفته است و بقیه را زیادی آوانگارد بداند.

«سرو، سپید، سرخ» از هفته اول جنگ راه افتاد؛ واکنش سردار موسوی به سریال

در فضای جنگی، اتمسفر صدا و سیما و رسانه ملی کاملاً خبرمحور می‌شود. این امر ناخودآگاه است و درست هم هست که نمی‌توان به آن ایراد گرفت

*معمولا می گویند باید از یک بحران مدتی بگذرد و بعد وارد روایت داستانی شد هدف شما از این سرعت در بازنمایی روایت ها چه بود؟

ما تجربه‌هایی در حوزه فیلم‌های دفاع مقدس داریم و هنوز هم داریم. شاید در پایان – مثلاً پس از ۳۰ سال از پایان جنگ ایران و عراق و دفاع مقدس هشت‌ساله – ما همچنان درگیر تولید آثاری هستیم که فاصله زمانی‌شان اکنون کاملا منطقی به نظر می‌رسد. با این حال من فکر نمی‌کنم برای دراماتیزه کردن یک واقعه و تبدیل آن به محصول، حتما لازم باشد از آن ماجرا فاصله بگیرید. هرچند طبیعتاً وقتی از موضوعی فاصله می‌گیرید، در وجودتان ته‌نشین می‌شود و شاید بتوانید به ابعاد بیشتری از آن دسترسی پیدا کنید. اما، این به آن معنا نیست که اگر کسی سریع کاری را انجام دهد، آن کار فاقد عمق است یا کارِ غلطی است.

دغدغه ما چند مسئله بود. واقعیتش این است که در فضای جنگی، اتمسفر صدا و سیما و رسانه ملی کاملاً خبرمحور می‌شود. این امر ناخودآگاه است و درست هم هست که نمی‌توان به آن ایراد گرفت چون باید اخبار به‌روز پخش شود اما مردم هم نیاز به شنیدن قصه‌ دارند. دغدغه ما هم این بود که شاید بتوانیم با این سرعت، این قصه‌ها را از دل همین جنگ برای آنان روایت کنیم؛ به‌گونه‌ای که هم با وقایع روزمره‌ای که با آن مواجه است، در تصویر ارتباط بیشتری داشته باشد و هم از فضای صِرفاً خبری خارج شده و در جریان آثار نمایشی قرار گیرند. در عین حال فکر کردیم که برخی قصه‌ها را نباید گذاشت بیات شوند و بعد درباره آنها سخن گفت. قبول دارم که بعضی قصه‌ها را باید اجازه داد ته‌نشین شوند تا عمق بیشتری پیدا کنند، اما برخی قصه‌ها چنین نیستند. شاید از این منظر، در انتخاب سوژه نیز چنین عمل کردیم که به سوژه‌هایی نزدیک شویم که گفتن و پرداختن به آنها به‌سرعت، با حال و هوای امروز مردم ارتباط بیشتری پیدا کند.

ما خواستیم قصه آدم‌هایی را روایت کنیم که در طول جنگ برایشان اتفاقاتی افتاده است. شروع پروژه از همین جا بود. هرچه جلوتر رفتیم، هم به واسطه وقایع بیشتری که در معرضشان قرار گرفتیم و هم به سبب قصه‌های بیشتری که شنیدیم، مدل‌ها متنوع‌تر شدند.

*چقدر دغدغه تان بود به ابهاماتی هم که گاهی در بین برخی افراد جامعه وجود دارد، ورود کنید؟

ما واقعاً هیچ اولویتی برای سخن گفتن درباره این دست سوژه‌ها نداشتیم. یعنی هیچ‌گاه به خود نگفتیم که به سراغ چنین حرف‌های لبه داری نرویم یا فقط به مسائل اجتماعیِ مردمی بپردازیم که درگیر جنگ بوده‌اند. اما تا حدی پرداخت به سوژه های این چنینی سخت تر است.

در هفته اول و چند روز اول جنگ، طبیعتاً فضای همبستگی ملی و «همه برای وطن» داغ‌تر و پررنگ‌تر بوده و ناخودآگاه فیلمسازان ما نیز بیشتر به این سمت تمایل پیدا کردند*دراماتیزه کردنش پیچیده‌تر است.

بله پیچیدگی بیشتری دارد چون اگر کاراکترها در کنار هم درست قرار نگیرند، شاید نتوانند جامعه را به درستی نمایندگی کنند. ممکن است کار به همان نکته ای که گفتید منجر شود یعنی شعاری شود. یعنی قصه چنان‌که باید از کار درنیاید و حرفی که بیان می شود گل درشت شود. بنابراین اینگونه نبود که ما دغدغه اش را نداشتیم، اما در این زمان کوتاه و با توجه به ذهنیتی که فیلمسازان ما نسبت به روزهای اول جنگ داشتند – فراموش نکنید که ما این پروژه را در هفته اول جنگ راه‌اندازی کردیم – حتما امروزِ کشور با ۵۰ یا ۴۰ روز پیش تفاوت‌های جدی کرده و این واضح است. ولی در هفته اول و چند روز اول جنگ، طبیعتاً فضای همبستگی ملی و «همه برای وطن» داغ‌تر و پررنگ‌تر بوده و ناخودآگاه فیلمسازان ما نیز بیشتر به این سمت تمایل پیدا کردند.

*بازخوردی هم از مخاطبان یا حتی چهره‌ها داشته اید که بخواهید به آن اشاره کنید؟

برخلاف آنچه شاید تصور می‌کردیم بازخورد زیادی داشتیم. دلیل اینکه می‌گویم این میزان از بازخورد را تصور نمی‌کردیم این بود که بالاخره درباره موضوعی سریال می‌ساختیم که اولا فضای مجازی را برای تبلیغات آن در این ایام کمتر در اختیار داشتیم. یا با ۱۵ قسمت سریال زمان کمتری برای پروموت اثر دارید. از طرفی مهم‌ترین ویژگی این مجموعه این بود که ما قصه قابل دنبال‌کردن به معنای سریالیِ متصل نداشتیم؛ یعنی به گونه‌ای نبود که یک قلابی ایجاد کند و باعث شود مخاطب بخواهد همه قصه را هر شب دنبال کند. اما بااین وجود، بازخورد بسیار زیادی داشتیم. در فاصله 12 روز از شروع پخش، میزان بیننده تلویزیونیِ بالایی داشتیم. واکنش‌های جالبی نیز داشتیم. برای نمونه، سردار سید مجید موسوی از طریق دوستانِ «اوج» برای ما پیام فرستادند، تعریف و تشکر کردند که هنرمندان در این حوزه کار می‌کنند. همچنین از بازیگرانی مثل مجید صالحی و فرزین محدث واکنش های خوبی داشتیم. یا برخی هم واکنش های خوبی داشتند که البته اجازه دهید نام نبرم. ممکن است این میان برخی هم نپسندیده باشند و این بازخورد را به ما منتقل کردند. به نظر من، هم در میان افراد نسبتاً مطرح‌تر کار مورد توجه قرار گرفته و هم مردم به خوبی دیده‌اند. دست‌کم درباره مجموعه صحبت می‌کنند؛ بعضی اپیزودها را بیشتر و بعضی را کمتر می‌پسندند.

هم سازمان «اوج» و هم خود صدا و سیما، با توجه به بازخوردهایی که داشته و با توجه به میزان مخاطبی که جذب شده، بسیار دوست دارند که اگر ممکن باشد به فصل دوم بیندیشیم

*ادامه سریال و فصل جدید در چه مرحله ای است؟

هم‌اکنون در حال بحث و گفتگو بر سر متن آن هستیم. هم سازمان «اوج» و هم خود صدا و سیما، با توجه به بازخوردهایی که داشته و با توجه به میزان مخاطبی که جذب شده، بسیار دوست دارند که اگر ممکن باشد به فصل دوم بیندیشیم. علاوه بر این، بسیاری از کارگردانانی که در آن ۱۴ قسمت حضور نداشتند، اعلام آمادگی کردند و بسیار دوست دارند در این فضا و اتمسفر کاری انجام بدهند. تعدادشان هم آن‌قدر زیاد است که احتمال دارد ما حتی ۱۴ یا ۱۵ کارگردان جدید برای تولید آثار جدید خود داشته باشیم. لذا در حال تمهید و آماده‌سازی هستیم. هرچند هنوز به صورت رسمی شروع نکرده‌ایم، اما احتمال دارد که فصل جدیدی نیز داشته باشیم که احتمالاً تا یک هفته یا ده روز آینده، نهایتاً جمع‌بندی خواهیم کرد.

*برخی از تیم‌ها در خود تهران کار می‌کردند هیچ چالش یا مشکل خاصی برای کسی پیش نیامد؟

حدود ۷۰ درصد تولیدات در خود تهران انجام شد و طبیعتاً زیر بمباران بودیم. اگر بگویم هیچ مشکلی پیش نیامد، قطعاً نادرست است. گذشته از این، همین که اتمسفر، فضای جنگی است، شاید برای برخی کار کردن ترسناک باشد. ما به صورت جدی با مشکلاتی مواجه بودیم و نمی‌توانستیم هر جایی کار کنیم. در برخی لوکیشن‌ها فیلمبرداری کردیم که مثلا چند روز قبل تر همان محل مورد اصابت موشک قرار گرفته بود و ما می‌خواستیم در همان خرابه‌های محل موشک‌خورده فیلمبرداری کنیم. این کار معضلاتی داشت؛ به نیروهای امنیتی خیلی سخت گذشت اما کنارمان بودند. انصافاً همه تیم با شجاعت و تعهد نسبت به کاری که پذیرفته بودند، در کنار ما ایستادگی کردند و کار انجام شد.

59243

اضافه کردن دیدگاه

جدیدترین‌ مطالب