ریحانه اسکندری: بررسی تحولات گیشه سینمای ایران در هفته منتهی به ۶ خرداد ۱۴۰۵، یکی از پویاترین و در عین حال پیچیدهترین دورههای اقتصادی و فرهنگی سینما را در سالهای اخیر آشکار میسازد.
سینمای ایران که در ماههای نخست سال تحت تأثیر مستقیم التهابات ناشی از جنگ رمضان، ریزش مخاطبان و بحرانهای اقتصادی قرار گرفته بود، در هفته گذشته به واسطه مداخله سیاستگذاریهای نوین حمایتی، با شوک صعودی قابلتوجهی مواجه شد. گیشه سینماهای کشور با ثبت فروشی بالغ بر ۲۰ میلیارد و ۲۱۰ میلیون تومان در بازه زمانی چهارشنبه ۲۹ اردیبهشت تا چهارشنبه ۶ خرداد ۱۴۰۵، افزایش چشمگیری را نسبت به بازههای پیشین تجربه کرد که این امر نشاندهنده احیای تدریجی انگیزه مصرف فرهنگی در میان شهروندان است.
این گزارش با اتکا به آخرین دادههای آماری استخراجشده از سامانه مدیریت فروش و اکران سینمای ایران (سمفا)، به واکاوی متغیرهای کلان حاکم بر بازار اکران، تحلیل وضعیت آثار روی پرده، تأثیرات ساختاری طرح بلیت شناور و مقایسه تطبیقی رفتار مخاطبان میپردازد.

مابعد بحران: اتمسفر کلان اقتصادی و روانی حاکم بر سالنهای سینما
برای درک رفتار مخاطبان سینما در هفته نخست خرداد ۱۴۰۵، ابتدا باید متغیرهای کلان بیرونی که به عنوان محرکهای روانشناختی و اقتصادی عمل میکنند، بازخوانی کرد. در این بازه زمانی، بازارهای مالی کشور نوسانات کمسابقهای را پشت سر گذاشتند؛ به طوری که قیمت هر گرم طلای ۱۸ عیار در مرز کانال ۱۹ میلیون تومانی نوسان میکرد و نرخ دلار در بازار آزاد در کانال ۱۷۸ هزار تومانی تثبیت شده بود. این تورم فزاینده، به طور طبیعی سبد هزینههای غیرضروری خانوار را تحت فشار شدید قرار داد و سینما به عنوان یکی از نخستین اقلام قابل حذف از سبد فرهنگی خانوادههای طبقه متوسط مطرح شد.
علاوه بر فشارهای معیشتی، اتمسفر روانی جامعه همچنان متأثر از پیامدهای جنگ رمضان و تهدیدات امنیتی متعاقب آن بود. شرایط بحرانی اینترنت بینالملل، قطعیهای مکرر و چالشهای قانونی پیرامون بازگشایی پورتهای جهانی، فرآیند بازاریابی و بلیتفروشی آنلاین سینماها را با اختلالات فنی مواجه ساخت. با این حال، همانگونه که شواهد تاریخی نشان میدهند، سینما در دوران پسابحران اغلب به عنوان یک سازوکار دفاعی و پناهگاهی روانی برای فرار موقت از فشارهای روزمره عمل میکند.
مخاطب خسته از اخبار جنگ و تورم، در هفته منتهی به ۶ خرداد تمایلی جدی برای بازگشت به سالنهای تاریک نمایش نشان داد. این بازگشت تماشاگران با اجرای سیاستهای تشویقی شورای صنفی نمایش از جمله طرح دو روزه شدن بلیتهای نیمبها همزمان شد که توانست ریزش شدید مخاطبان در فروردین و اوایل اردیبهشت را مهار کند و شیب منحنی استقبال را صعودی سازد.
تحلیل آمارهای سمفا در هفته منتهی به ۶ خرداد ۱۴۰۵
طبق آمارهای رسمی ثبتشده در سامانه سمفا تا ساعت ۹ صبح روز چهارشنبه ۶ خرداد ۱۴۰۵، گیشه سینماهای ایران توانست پویایی اقتصادی خود را به رخ بکشد. در جدول زیر، نمایی کلی از شاخصهای اصلی عملکرد بازار اکران در هفته گذشته ارائه شده است:
| شاخص آماری گیشه | مقدار ثبت شده در هفته گذشته | سهم از روند کلی بازار |
| تعداد کل سانسهای اکران | ۹.۲۳۸ سانس | پوشش سراسری سینماهای فعال |
| تعداد کل تماشاگران | ۱۵۲.۶۵۰ مخاطب | رشد محسوس نسبت به هفتههای آغازین |
| مجموع فروش هفتگی سینماها | ۲۰.۲۱۰.۶۵۲.۰۰۰ تومان | افزایش حدود ۲ میلیارد تومانی نسبت به هفته قبل |
| مجموع کب فروش گیشه سال | ۶۸.۲۷۹.۸۶۰.۰۰۰ تومان | براساس آمار تجمعی ۶۴۴ هزار مخاطب از ابتدای سال |
این جهش مالی ۲ میلیارد تومانی در فروش هفتگی، نشاندهنده کارآمدی سیاستهای توزیع بهینه سانس و کشش تقاضا در پاسخ به ورود فیلمهای جنجالی است. تحلیل دادهها اثبات میکند که گیشه ایران به شدت “خبرمحور” و “رویدادمحور” است؛ به این معنا که جریانهای فرامتنی و حواشی رسانهای شبکههای اجتماعی، نقشی به مراتب پررنگتر از نقدهای فنی منتقدان در ترغیب تودههای مردم به خرید بلیت ایفا میکنند.
کالبدشکافی هشت اثر در حال اکران: از تلاقی شبهای تهران تا سایه بلند جنگ معاصر
سهم بازار در هفته گذشته به شدت نامتوازن توزیع شد؛ به طوری که دو اثر صدرنشین گیشه یعنی «تهران کنارت» و «آنتیک» بیش از ۷۵ درصد از کل درآمدهای سینمای ایران را به خود اختصاص دادند و شش فیلم دیگر در رقابتی حاشیهای برای بقا دستوپا زدند. در ادامه، عملکرد و ساختار محتوایی هر یک از این هشت اثر بررسی میشود.
تهران کنارت: تبلور سرمایه اجتماعی در بستر التهابهای رسانهای
فیلم سینمایی «تهران کنارت» به کارگردانی علی بهراد و تهیهکنندگی مجید کریمی، با فروش ۶۰ هزار و ۴۴۴ بلیت در هفته گذشته و درآمد هفتگی ۸ میلیارد و ۸۹۱ میلیون تومانی، صدر جدول فروش هفتگی را فتح کرد و مجموع فروش خود را به ۱۲ میلیارد و ۴۴۱ میلیون تومان رساند.
علی بهراد که پیش از این با فیلم سینمایی «تصور» در هفته منتقدان جشنواره بینالمللی کن حضور یافته بود، در دومین ساخته خود مسیری پرفرازونشیب را تجربه کرد. مراحل فنی فیلم سه سال پیش به پایان رسیده بود، اما ممیزیهای سازمان سینمایی مانع از اکران داخلی آن شده بود؛ تا جایی که فیلم شانس حضور در رویدادهای بینالمللی همچون جشنواره توکیو را از دست داد و در نهایت پس از اخذ مجوزهای مشروط، به پرده سینماهای کشور رسید.
داستان فیلم با بازگشت کاراکتری به نام «لیلی» (با بازی آناهیتا افشار) به ایران برای شرکت در عروسی دوستش آغاز میشود. رویارویی مجدد او با «پاشا» (با بازی علی شادمان) خاطرات گذشته و زخمهای عاطفی التیامنیافته آنها را زنده میکند. ساختار بصری فیلم با تکیه بر نماهای بیرونی در نیمهشبهای تهران، تنهایی مفرط، دلتنگی و فواصل نامرئی میان آدمها را در بستر شلوغ کلانشهر پایتخت تصویر میکند.
با این حال، پیروزی تجاری فیلم در هفته گذشته بیش از آنکه حاصل فرمولهای دراماتیک باشد، واکنشی مستقیم به حواشی نظارتی پیرامون آن بود. انتقادات شدید برخی محافل رسانهای به وجود صحنههایی از آوازخوانی زن در فیلم، منجر به توقف موقت بلیتفروشی آن در روزهای آغازین خردادماه به منظور اصلاح و ممیزی مجدد شد. این شبهه که فیلم ممکن است به سرعت از پرده پایین کشیده شود، تقاضای انباشته مخاطبان را تحریک کرد و هجوم گسترده تماشاگران برای دیدن نسخه اصلاحشده، جهشی استثنایی در فروش فیلم ایجاد کرد.

آنتیک: فرمولهای کمدی تجاری در مواجهه با اشباع مخاطب
فیلم سینمایی «آنتیک» به کارگردانی هادی نائیجی و تهیهکنندگی محمود بابایی، با فروش ۴۹ هزار و ۳۱۹ بلیت و درآمد هفتگی ۶ میلیارد و ۴۰۶ میلیون تومانی در رتبه دوم ایستاد. اگرچه «آنتیک» با مجموع فروش خیرهکننده ۳۷ میلیارد و ۳۵۵ میلیون تومانی، همچنان پرفروشترین اثر کل اکران بهار ۱۴۰۵ به شمار میرود، اما از دست دادن جایگاه نخست گیشه هفتگی نشان میدهد که تکیه انحصاری بر فرمولهای کمدی تجاری در درازمدت با چالش روبهرو خواهد شد.
نائیجی که پیش از این با ساخت آثار جدی و مذهبی همچون «حق سکوت» شناخته میشد، در «آنتیک» چرخشی کامل به سمت سینمای بدنه داشته است. داستان فیلم در روزهای پس از انقلاب ۵۷ میگذرد؛ جایی که کاسبی دو عتیقهفروش سنتی به نامهای «ابی» (پژمان جمشیدی) و «ولی» (بیژن بنفشهخواه) به بنبست خورده است، اما افتادن گذر آنها به یک امامزاده پر از پول، ایده تأسیس یک امامزاده قلابی را در ذهنشان بارور میسازد که موقعیتهای طنزآمیز متعددی را در تقابل با باورهای عامیانه خلق میکند.
بازی زوج جمشیدی-بنفشهخواه و حضور بازیگران مکملی چون ستاره پسیانی و غلامرضا نیکخواه، ساختار تجاری فیلم را تضمین کرده است. تحلیل گیشه نشان میدهد «آنتیک» در غیاب کمدیهای رقیب، نقش سوپاپ اطمینان مالی سینماها را در دوران رکود پساجنگ بازی کرده است.

تاکسیدرمی: فانتزی هجوآمیز تاریخ در کشاکش لحنهای ناهمگن
فیلم سینمایی «تاکسیدرمی» به کارگردانی محمد پایدار و تهیهکنندگی محمدجواد موحد (محصول مشترک باشگاه فیلم سوره)، با فروش ۱۶ هزار و ۶۰۶ بلیت، به فروش هفتگی ۱ میلیارد و ۹۷۱ هزار تومانی دست یافت و جایگاه سوم خود را تثبیت کرد. این فیلم در مجموع اکران خود توانسته است ۹ میلیارد و ۳۰ میلیون تومان فروش را به ثبت برساند.
فیلمنامه «تاکسیدرمی» سوژهای تاریخی و نامتعارف را دستمایه کار خود قرار داده است: داستان سفر عبدالرضا پهلوی، برادر ناتنی محمدرضا شاه در سال ۱۳۵۷ به جنگلهای شمال برای شکار گوزن زرد ایرانی، که با حضور دو مأمور امنیتی موساد برای انتقال پنهانی این حیوان به اسرائیل پیوند میخورد. مجید صالحی و علیرضا مسعودی بازیگران اصلی این اثر کمدی-سیاسی هستند.
منتقدان بر این باورند که فیلم با وجود جسارت در انتخاب لحن هجوآمیز و دوری از شوخیهای سطحی، از ناپایداری لحن رنج میبرد؛ تغییر مکرر فضا میان فانتزی مطلق و واقعگرایی تاریخی، انسجام دراماتیک اثر را مخدوش کرده و مانع از همراهی همهجانبه تماشاگران عام با پیشرفت داستان شده است.

سفر به لیمونیا: پاسخ فانتزی به عطش خانوادهها در فصل پایان امتحانات
رتبه چهارم گیشه هفتگی به فیلم فانتزی «سفر به لیمونیا» به کارگردانی کمال مقدم اختصاص دارد که با جذب ۱۷ هزار و ۶۶ مخاطب، توانست ۱ میلیارد و ۹۴۴ میلیون تومان فروش هفتگی داشته باشد و مجموع گیشه خود را به ۲ میلیارد و ۸۶۹ میلیون تومان برساند.
این فیلم فانتزی کودک و نوجوان، با حضور بهاره رهنما، ابراهیم شفیعی و محمدرضا شیرخانلو، روایتی پر رمز و راز از دنیای غولهای شیطون و لیمویی را به تصویر میکشد که با باز شدن یک چمدان جادویی، زندگی کودکان را دگرگون میکنند.
موفقیت نسبی این اثر در جابهجایی جایگاه خود با فیلمهای بزرگسال، نشاندهنده نیاز جدی سینمای ایران به تنوع ژانر است. با پایان یافتن تدریجی فصل امتحانات مدارس و دانشگاهها، سبد مصرف خانوادهها به سمت آثار شاد و فانتزی گرایش پیدا کرده است و «سفر به لیمونیا» توانسته از این خلأ اکران نهایت استفاده را ببرد.

نیمشب: سینمای ژئوپلیتیک و مواجهه مخاطبان پس از تروما
فیلم سینمایی «نیمشب» ساخته محمدحسین مهدویان و تهیهکنندگی حبیب والینژاد، در هفته گذشته ۷ هزار و ۹۴۱ بلیت فروخت و با کسب ۸۳۳ میلیون و ۷۰۶ هزار تومان فروش، مجموع درآمد خود را به ۸ میلیارد و ۳۵۱ میلیون تومان رساند.
والینژاد و مهدویان در این اثر استراتژیک، دوربین خود را به سمت وقایع ملتهب تجاوز نظامی رژیم صهیونیستی به ایران در تابستان سال گذشته بردهاند. افول فروش هفتگی «نیمشب» و سقوط آن به رتبههای پایینتر نشاندهنده پدیده جامعهشناختی “اشباع روانی” است. تماشاگران که خود دوران دلهرهآور جنگ ۱۲ روزه را زیستهاند، در شرایط فعلی ترجیح میدهند منابع مالی خود را صرف تماشای درامهای شهری یا آثار فرار از واقعیت (کمدی) کنند تا بازخوانی مستقیم تروماهای جمعی بر روی پرده سینما.

بهشت تبهکاران: ناکامی درامهای تاریخی گرانقیمت در جذب نسل نوین
اثر مسعود جعفریجوزانی با عنوان «بهشت تبهکاران»، با وجود بهرهگیری از تکنیکهای پیشرفته تولید و تیم بازیگران سرشناس از جمله امیرحسین آرمان، لادن مستوفی و رضا یزدانی، در هفته گذشته عملا با شکست تجاری کامل روبهرو شد. این فیلم تنها ۵۲۴ بلیت فروخت و درآمد ناچیز ۶۶ میلیون تومانی را ثبت کرد تا مجموع فروش آن در مرز ۱ میلیارد و ۱۱۶ میلیون تومان متوقف شود.
فیلم که داستان واقعی حسن جعفری، کارمند شرکت نفت ایران و انگلیس را در بستر حوادث ملی شدن صنعت نفت روایت میکند، به دلیل لحن روایی کلاسیک و ریتم کند، نتوانسته است با ذائقه پویای تماشاگران جوان امروزی ارتباط برقرار کند و نمونهای از عدم انطباق سرمایهگذاریهای سنگین تاریخی با نیازهای واقعی بازار سینماست.

خط نجات و قمارباز: انزوای ساختاری در قعر گیشه بهاری
در قعر جدول اکران هفتگی، دو فیلم «خط نجات» ساخته وحید موسائیان با فروش ۵۰ میلیون تومانی (۳۶۲ بلیت) و «قمارباز» ساخته محسن بهاری با فروش ۴۶ میلیون تومانی (۳۸۸ بلیت) قرار دارند که عملا از چرخه اقتصادی سینماها خارج شدهاند.
«خط نجات» یک درام سیاسی در بستر حوادث دهه ۵۰ است که با وجود بازی امیر آقایی و مصطفی زمانی، به دلیل عدم برخورداری از اکران مناسب و تبلیغات موثر، در انزوا به سر میبرد. در مقابل، «قمارباز» به عنوان یک اثر جاسوسی-معمایی سایبری که داستان حمله به سیستم بانکی کشور در بستر جنگ ۱۲ روزه را روایت میکند.

مهندسی نوین بازار اکران: بلیت شناور و موازنه قیمت در سبد فرهنگی
یکی از فاکتورهای ساختاری که بقای اقتصادی سینمای ایران را در بهار ۱۴۰۵ تضمین کرد، تصمیم شجاعانه شورای صنفی نمایش در خصوص “شناورسازی قیمت بلیت” و “افزایش روزهای نیمبها به دو روز در هفته” بود. این مصوبه که با مشارکت خانه سینما و نظارت سازمان سینمایی از ۱۶ اردیبهشتماه به طور سراسری اجرایی شد، به منظور بهینهسازی توزیع تماشاگران طراحی شده است.
جزئیات سیستم بلیت شناور به شرح زیر است:
سانسهای نیمبها (یکشنبهها و سهشنبهها): قیمت بلیت در سینماهای مدرن ۹۰ هزار تومان، سینماهای ممتاز ۶۰ هزار تومان و سینماهای درجهیک ۵۰ هزار تومان تعیین شده است.
روزهای پیک (پنجشنبه، جمعه و اعیاد رسمی): قیمتها افزایش یافته و بلیت سینماهای مدرن به ۱۸۰ هزار تومان، ممتاز ۱۲۰ هزار تومان و درجهیک ۹۰ هزار تومان میرسد.
روزهای عادی (شنبه، دوشنبه و چهارشنبه): بلیتها قبل از ساعت ۱۷ نیمبها بوده و پس از آن با قیمت شناور معمولی (مدرن ۱۵۰ هزار، ممتاز ۹۰ هزار و درجهیک ۷۰ هزار تومان) عرضه میشوند.
نحلیل رفتار تماشاگران پس از اجرای این طرح ثابت میکند که این مداخله ساختاری موفقیتآمیز بوده است. تا پیش از این، ترافیک تماشاگران به طور انحصاری بر روی روزهای سهشنبه متمرکز بود که منجر به ازدحام سالنها در یک روز و خالی ماندن آنها در سایر ایام هفته میشد. با تعریف روز یکشنبه به عنوان دومین روز نیمبها، جمعیت ۹۰ هزار نفری خریداران بلیت نیمبها میان این دو روز توزیع شده است؛ امری که به توزیع یکنواخت درآمد سینماداران و کاهش استهلاک سالنها کمک شایانی کرده است.
از سوی دیگر، این فرمول هوشمندانه به قشر کمدرآمد و دانشجویان اجازه میدهد تا همچنان با هزینهای معقول در طول هفته به تماشای فیلمها بنشینند و در عین حال، سینماداران با بلیت ۱۸۰ هزار تومانی آخر هفته، هزینههای جاری خود را در شرایط تورمی پوشش دهند.
افق پیشرو: ریلگذاری نوین سینمای ایران در آستانه اکرانهای تابستانی
تحلیل جامع گیشه سینمای ایران در هفته نخست خرداد ۱۴۰۵ نشان میدهد که فرضیه رکود مطلق سینماها قابل بازنگری است. با وجود بحرانهای بزرگ اقتصادی، نوسانات طلا و ارز و التهابات پساجنگ، گیشه نشان داد که در صورت اکران آثار متنوع و اعمال سیاستهای حمایتی منعطف همچون بلیت شناور، مخاطب ایرانی همچنان خریدار جدی تصویر روی پرده است.
گشایش اکران در هفتههای پیشرو با ثبت قرارداد فیلمهای پرمخاطبی چون «زندهشور» ساخته کاظم دانشی (کارگردان علفزار) و «استخر» به کارگردانی سروش صحت، نویدبخش داغتر شدن تنور گیشه در فصل تابستان است. سیاستگذاران سازمان سینمایی و شورای صنفی نمایش باید دریابند که ممیزیهای سلیقهای و ایجاد انسداد در مسیر اکران آثار اجتماعی، نهتنها مانع فروش آنها نمیشود، بلکه با ایجاد اثر مارکتینگ معکوس، فروش آنها را به طور غیرطبیعی افزایش میدهد.
راهکار تداوم رونق سینمای ملی، ریلگذاری اصولی برای اکران موازی کمدیهای هجوآمیز باکیفیت، درامهای دغدغهمند شهری و آثار فانتزی کودک در بستری از امنیت سرمایه و توزیع عادلانه سالنها در سراسر کشور است.
۵۹۲۴۴





اضافه کردن دیدگاه