یادمان نرفته؛ قیاسی از غار بیرون آمد و فقط یک کلمه گفت: اینترنت!

بازگشت قیاسی بار دیگر بحث «فراموشی رسانه‌ای» را زنده کرد؛ از سکوت چهره‌ها تا بازگشت‌های پرسش‌برانگیز.

فرهنگی

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، در سال‌های اخیر، یک پلتفرم بازاریابی اینترنتی از یک بازارگاه آنلاین صرف، به یکی از بازیگران جدی حوزه تبلیغات و تولید محتوای رسانه‌ای در ایران تبدیل شده است. این پلتفرم که در تهران فعالیت می‌کند، خدمات گسترده‌ای از فروش کالاهای دیجیتال و مصرفی تا کمپین‌های تبلیغاتی ارائه می‌دهد و پیش‌تر نیز در قالب اسپانسری برنامه‌های تلویزیونی، پروژه‌های نمایش‌خانگی و کمپین‌های شهری حضور داشته است.

اما این‌بار، ورود آن به یک برنامه ویژه جام جهانی فوتبال، بار دیگر توجه‌ها را به نقش برندهای بزرگ در انتخاب چهره‌های رسانه‌ای جلب کرده است. این برنامه با اجرای امیرحسین قیاسی همراه است؛ چهره‌ای که با استندآپ‌های کمدی و فعالیت در فضای اینترنتی شناخته شده و حالا در یکی از پروژه‌های پرمخاطب اسپانسری قرار گرفته است. همین ترکیب، دوباره بحث‌هایی را درباره انتخاب چهره‌ها و سازوکار دیده‌شدن در رسانه‌های ایران زنده کرده است.

در ظاهر، این همکاری ادامه طبیعی اقتصاد رسانه است؛ اما در لایه‌های زیرین، ماجرا بیشتر از یک انتخاب رسانه‌ای ساده است. بحثی که این روزها در فضای عمومی پررنگ شده، به چیزی برمی‌گردد که برخی آن را «فراموشی رسانه‌ای» یا حتی «آلزایمر مدیریتی» در حوزه فرهنگ و رسانه توصیف می‌کنند؛ فراموشی‌ای که باعث می‌شود مرز میان حضور در میدان و غیبت از آن، در تصمیم‌گیری‌ها کمرنگ شود.

در همین فضا، دوباره نام‌ها و خاطره‌ها به هم گره می‌خورند. بخشی از انتقادها متوجه چهره‌هایی است که در روزهای پرالتهاب تجاوز بیگانه به وطن، نسبت به همه مسائل سکوت کردند، اما امروز دوباره در حال بازگشت به پروژه‌های پرمخاطب هستند. در این روایت‌ها، جمله‌ای که در شبکه‌های اجتماعی دست‌به‌دست می‌شود بارها تکرار شده: «یادتان رفت؟ از غار بیرون آمد و فقط یک چیز خواست: اینترنت!»

امیرحسین قیاسی بالاخره از غار بیرون آمد؛ اینترنت می‌خواهم!

این گزاره، بیش از آنکه درباره یک فرد باشد، تبدیل به نمادی برای بحث بزرگ‌تری شده است؛ بازگشت‌هایی که برای بخشی از مخاطبان پرسش‌برانگیز است. نام‌هایی مثل امیرحسین قیاسی در این بحث‌ها به‌عنوان نمونه مطرح می‌شوند، همان‌طور که در سوی دیگر، برخی به بازگشت یا تغییر رفتار چهره‌هایی مانند علی ضیا اشاره می‌کنند؛ چهره‌هایی که در مقاطع مختلف، نسبت آن‌ها با تلویزیون، نقد رسانه رسمی و سپس بازگشت به همان فضا، محل بحث بوده است.

امیرحسین قیاسی بالاخره از غار بیرون آمد؛ اینترنت می‌خواهم! اما پرسشی که این روزها مطرح می‌شود، این است: آیا صرف بازگشت به رسانه‌های پرمخاطب کافی است؟ یا باید سازوکاری وجود داشته باشد که کسانی که در ایام حساس سکوت کردند، به نوعی پاسخگو یا تنبیه شوند؟ برخی صاحب‌نظران پیشنهاد می‌کنند یک «کمیته چهره‌ها» تشکیل شود تا تعیین شود چه کسانی با سکوت خود در مقاطع حساس، سهمی در تاریخ رسانه‌ای کشور داشته‌اند و آیا بدون پاسخگویی می‌توانند دوباره در پروژه‌های بزرگ حضور یابند. نمونه بارز این مسئله، امیرحسین قیاسی است؛ چهره‌ای که بازگشتش نماد بحث‌های گسترده درباره بازگشت چهره‌های ساکت شده است.

در این میان، یک الگوی تکرارشونده بیشتر از همه زیر ذره‌بین قرار گرفته است: چرخه «حضور، فاصله، نقد، بازگشت». الگویی که به باور برخی منتقدان، بدون شفافیت معیارها در حال تکرار است؛ یک‌بار نقد تلویزیون، یک‌بار فاصله گرفتن از آن، و در نهایت بازگشت دوباره به همان بستر، این بار در قالبی تازه و با حمایت‌های گسترده‌تر.

از نگاه موافقان، این رفت‌وبرگشت‌ها بخشی طبیعی از زیست رسانه‌ای است. رسانه جایی برای ماندن یا رفتن قطعی نیست، بلکه مسیری است که بر اساس مخاطب، فرصت و تغییر شرایط اقتصادی و فرهنگی شکل می‌گیرد.

با این حال، آنچه این روزها حساسیت‌برانگیز شده، هم‌زمانی این بازگشت‌ها با پروژه‌های بزرگ رسانه‌ای و حضور پلتفرم‌های بازاریابی اینترنتی است. همین هم‌زمانی، پرسش قدیمی را دوباره زنده کرده است: چه کسی دیده می‌شود، چرا دیده می‌شود و چه کسی در حافظه رسانه‌ای باقی می‌ماند یا حذف می‌شود؟

در نهایت، بحث فقط درباره یک برنامه جام جهانی یا یک اجرای اینترنتی نیست؛ بلکه درباره سازوکاری است که تعیین می‌کند «سکوت» چگونه تفسیر می‌شود و «بازگشت» چه معنایی پیدا می‌کند. آیا رسانه تنها به کسانی جایزه حضور می‌دهد که پرمخاطب هستند، یا باید معیارهایی برای پاسخگویی و شفافیت در انتخاب چهره‌ها وجود داشته باشد؟ این پرسشی است که تا روشن شدن آن، بازگشت‌های جنجالی همچنان ادامه خواهند داشت.

انتهای پیام/

 

اضافه کردن دیدگاه

جدیدترین‌ مطالب