به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، در روزهایی که جنگ و تحولات منطقهای به اصلیترین دغدغه افکار عمومی تبدیل شده بود، رسانه ملی ناگزیر بود فراتر از پوشش لحظهای اخبار حرکت کند و به نیاز مخاطبان برای درک عمیقتر رخدادها پاسخ دهد، در چنین فضایی، برنامه «بهوقت ایران» از شبکه خبر توانست جایگاه خود را بهعنوان یکی از پربینندهترین و اثرگذارترین برنامههای تحلیلی تلویزیون تثبیت کند؛ برنامهای که کوشید سهم بیشتری به تحلیل، تبیین و روایت راهبردی تحولات اختصاص دهد و تنها به بازخوانی اخبار روز بسنده نکند.
یکی از مهمترین ویژگیهای «بهوقت ایران» فاصله گرفتن از قالبهای صرفاً هیجانی و حرکت بهسمت تحلیلهای مبتنی بر استدلال است، این برنامه تلاش کرده است بهجای تکیه مداوم بر شعارها و روایتهای احساسی، مخاطب را با دادهها، استدلالها و تحلیلهای سیاسی و امنیتی همراه کند، همین رویکرد باعث شده است برنامه بتواند طیفی متنوعتر از مخاطبان را جذب کند و حتی کسانی که لزوماً با همه دیدگاههای مطرحشده موافق نیستند نیز تا پایان گفتوگوها با برنامه همراه بمانند.
ترکیب کارشناسان حاضر در برنامه نیز از جمله نقاط قوت آن بهشمار میرود، حضور چهرههایی که علاوه بر دانش تخصصی، توانایی ترجمه مفاهیم پیچیده سیاسی، نظامی و ژئوپولیتیکی به زبان عمومی را دارند، موجب شده است بسیاری از موضوعات دشوار برای مخاطبان قابلفهمتر شود، «بهوقت ایران» از این منظر توانسته است میان ادبیات تخصصی و نیاز مخاطب عمومی به فهم تحولات منطقهای و بینالمللی پلی ارتباطی ایجاد کند؛ موضوعی که در فضای رسانهای امروز اهمیت دوچندانی یافته است.
اجرای برنامه نیز در خدمت محتوا قرار دارد، مجری بیش از آنکه در جایگاه یک مفسر ظاهر شود، نقش هدایتکننده بحث را بهعهده میگیرد و تلاش میکند مسیر گفتوگو را در اختیار کارشناسان قرار دهد، نتیجه این رویکرد، شکلگیری گفتوگوهایی منسجمتر و قابلپیگیریتر برای مخاطب بوده است؛ گفتوگوهایی که امکان دنبال کردن روند استدلالها و تحلیلها را فراهم میکنند،
با این حال، ظرفیتهای توسعه «بهوقت ایران» همچنان قابلتوجه است. یکی از مسیرهای پیشِروی برنامه میتواند گسترش دامنه کارشناسان و افزایش تنوع دیدگاههای تحلیلی باشد. هرچه طیف بیشتری از نگاههای تخصصی در برنامه حضور پیدا کنند، امکان شکلگیری گفتوگوهای چندوجهیتر و غنیتر نیز بیشتر فراهم خواهد شد،
همچنین برنامه میتواند در تفکیک دقیقتر میان تحلیل و پیشبینی، گامهای مؤثرتری بردارد. بخشی از مباحث راهبردی طبیعتاً بر پایه سناریوها، برآوردها و احتمالات شکل میگیرد، اما بازگشت به این پیشبینیها و ارزیابی میزان تحقق آنها در قسمتهای بعدی، میتواند بر اعتبار تحلیلی برنامه بیفزاید و اعتماد مخاطب را بیش از پیش تقویت کند.
در حوزه روایتگری رسانهای نیز فرصتهای قابلتوجهی برای ارتقای برنامه وجود دارد. بهرهگیری بیشتر از دادهنگاری، نقشههای تعاملی، اینفوگرافیکها، آمارهای مستند و گزارشهای میدانی میتواند به غنای محتوایی برنامه کمک کند و تجربهای متناسبتر با سلیقه مخاطب امروز را که به روایتهای چندرسانهای عادت کرده است، رقم بزند.
اما شاید مهمترین چالش پیشِروی «بهوقت ایران» و بسیاری از تولیدات رسانه ملی، حضور مؤثر در زیستبوم فضای مجازی و شبکههای اجتماعی باشد، واقعیت آن است که بخش مهمی از رقابت رسانهای امروز دیگر صرفاً در آنتن تلویزیون شکل نمیگیرد و در بستر پلتفرمهای دیجیتال ادامه پیدا میکند، در چنین شرایطی، برنامههایی مانند «بهوقت ایران» ظرفیت آن را دارند که با بهرهگیری از تیمهای تخصصی تولید محتوای دیجیتال، طراحی برشهای کوتاه و وایرالپذیر، بازنشر هدفمند و تعامل مستمر با مخاطبان آنلاین، دامنه اثرگذاری خود را چند برابر کنند.
در زمان حاضر بخش مهمی از ظرفیت محتوایی این برنامه در فضای مجازی کمتر از آنچه شایسته است بازتاب پیدا میکند. در حالی که بسیاری از تولیدات شبکه نمایش خانگی یا برخی برنامههای نوگرای تلویزیونی توانستهاند از فرصت شبکههای اجتماعی برای گسترش دامنه مخاطبان خود استفاده کنند، «بهوقت ایران» همچنان فرصتهای گستردهای برای حضور پررنگتر در این عرصه در اختیار دارد،
این مسئله البته محدود به یک برنامه نیست، حتی نمونههایی مانند برنامه «من ایرانم» با اجرای محمدرضا شهیدیفرد در شبکه نسیم نیز با وجود کیفیت تولید و محتوای قابلتوجه، با چالشهایی مشابه در حوزه بازنشر و دیدهشدن در فضای مجازی مواجه بودهاند، از همین رو، میتوان این موضوع را بیش از آنکه ضعف یک برنامه خاص بدانیم، یک ضرورت جدید برای ساختار رسانهای تلویزیون در عصر رسانههای دیجیتال تلقی کرد.
با وجود این ملاحظات، نمیتوان انکار کرد که «بهوقت ایران» یکی از جدیترین تلاشهای رسانه ملی در سالهای اخیر برای ارتقای سطح تحلیل سیاسی و راهبردی در تلویزیون بوده است. این برنامه نشان داد مخاطب ایرانی صرفاً بهدنبال دریافت خبر نیست و اگر تحلیل منسجم، قابل فهم و مبتنی بر استدلال در اختیارش قرار گیرد، از آن استقبال خواهد کرد. استقبال از «بهوقت ایران» را میتوان نشانهای از افزایش مطالبه عمومی برای فهم دقیقتر تحولات سیاسی، امنیتی و منطقهای دانست؛ مطالبهای که در سالهای اخیر بیش از گذشته خود را نشان داده است.
در نهایت، آینده «بهوقت ایران» به میزان موفقیت آن در توسعه دامنه دیدگاهها، افزایش تنوع کارشناسان، بهرهگیری از فناوریهای نوین روایتگری، تقویت حضور در فضای مجازی و استفاده از ظرفیتهای جدید رسانهای وابسته است. اگر این مسیر با همین رویکرد رو به جلو ادامه پیدا کند، «بهوقت ایران» میتواند به یکی از برندهای موفق تحلیل راهبردی در تلویزیون ایران تبدیل شود و جایگاه خود را بهعنوان مرجعی قابلاتکا برای تحلیل تحولات سیاسی و منطقهای بیش از پیش تثبیت کند.
نکته مهم دیگر آن است که سرنوشت «بهوقت ایران» نباید صرفاً به شرایط جنگی و تحولات مقطعی منطقه گره بخورد، همانگونه که معاون سیاسی صداوسیما نیز پیشتر در گفتوگو با تسنیم بر تداوم این برنامه تأکید کرده بود، «بهوقت ایران» ظرفیت آن را دارد که حتی پس از فروکش کردن بحرانها نیز به حیات خود ادامه دهد، البته طبیعی است که در چنین شرایطی، موضوعات، فرمتها و شیوه اطلاعرسانی آن متناسب با نیازهای جدید افکار عمومی دستخوش تغییر شود.
تجربه این برنامه نشان داد که مخاطب از قالبهای تحلیلی عمیق و گفتوگوهای راهبردی استقبال میکند و تلویزیون نیز میتواند فراتر از الگوهای مرسوم، فرمهای تازهای از روایتگری سیاسی و رسانهای را تجربه کند. «بهوقت ایران» در مدت زمان پخش خود به یکی از برنامههای پربیننده و مورد توجه شبکه خبر تبدیل شد و از منظر ساختار تحلیلی، الگویی متفاوت از آنچه در سالهای گذشته در تلویزیون کمتر شاهد آن بودیم ارائه داد،
ازاینرو، حفظ و توسعه این برند رسانهای با ایدههای نو، ابتکار عمل بیشتر، بهرهگیری از فناوریهای جدید و پرداختن به مسائل کلان کشور و منطقه میتواند به تداوم موفقیت آن کمک کند و تجربهای ارزشمند را برای آینده برنامهسازی تحلیلی در رسانه ملی رقم بزند.
انتهای پیام/+





اضافه کردن دیدگاه