میعادفر: نیروی انسانی مهم ترین نقطه قوت اورژانس کشور است

میعادفر: نیروی انسانی مهم ترین نقطه قوت اورژانس کشور است

رئیس سازمان اورژانس کشور گفت: مهم‌ترین نقطه قوت اورژانس کشور ما، نیروهای متخصص و پای‌کار هستند که در سخت‌ترین شرایط در میدان حضور پیدا کردند و اجازه ندادند خدمت‌رسانی به مردم متوقف شود.

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از وبدا، جنگ اخیر تنها مردم عادی را هدف قرار نداد؛ اورژانس کشور نیز خسارت‌های سنگینی متحمل شد. از شهادت امدادگران و مجروح شدن ده‌ها نیروی عملیاتی گرفته تا آسیب دیدن آمبولانس‌ها، پایگاه‌های امدادی و حتی بالگردهای اورژانس.

جعفر میعادفر، رئیس سازمان اورژانس کشور، در گفتگویی از روزهای سخت جنگ، تلخ‌ترین صحنه‌هایی که دیده، شهادت دامادش در یکی از حملات موشکی و تلاش شبانه‌روزی نیروهای امدادی برای نجات جان مردم سخن گفت.

وقتی از خسارات جنگ صحبت می‌کنیم معمولا آمار ساختمان‌ها و زیرساخت‌ها مطرح می‌شود. جنگ برای اورژانس کشور چه هزینه‌ای داشت؟

میعادفر: ابتدا باید از همه همکاران حوزه سلامت، به‌ویژه نیروهای اورژانس ۱۱۵ تشکر کنم. همکاران ما در اورژانس خط مقدم حوزه سلامت هستند و در تمام حوادث و بحران‌ها، اولین نیروهایی هستند که در محل حادثه حضور پیدا می‌کنند.

در جریان جنگ اخیر نیز همکاران ما در نقطه‌نقطه کشور در صحنه حضور داشتند. این عزیزان جان خود را به خطر انداختند تا بتوانند مصدومان را از زیر آوارها و از محل اصابت موشک‌ها و حملات دشمن خارج کنند و به مراکز درمانی انتقال دهند.

طبیعتاً این حضور میدانی برای اورژانس نیز هزینه‌هایی به همراه داشت. متاسفانه در جریان این جنگ سه نفر از همکاران ما به شهادت رسیدند و حدود ۷۷ نفر نیز مجروح شدند. برخی از همکاران دچار آسیب‌های بسیار جدی شدند و برای تعدادی از آنان چندین مرحله عمل جراحی انجام شد.

در حوزه تجهیزات و زیرساخت‌ها نیز خسارات قابل توجهی داشتیم. حدود ۶۰ دستگاه آمبولانس اورژانس در جریان حملات آسیب دید که نزدیک به ۱۰ دستگاه از این آمبولانس‌ها به طور کامل از بین رفت و عملاً غیرقابل استفاده شد. علاوه بر این، حدود ۵۴ پایگاه اورژانس در نقاط مختلف کشور آسیب دیدند. همچنین یکی از ساختمان‌های ستادی اورژانس نیز دچار خسارت شد.

در بخش امداد هوایی نیز آسیب‌هایی را متحمل شدیم. پنج فروند بالگرد که به صورت خرید خدمت در اختیار سازمان اورژانس قرار داشت و در مأموریت‌های امدادی از آنها استفاده می‌کردیم، در جریان جنگ آسیب دیدند و از چرخه عملیاتی خارج شدند.

با وجود این حجم از خسارت، آیا لحظه‌ای بود که احساس کنید توان امدادرسانی کشور تحت فشار قرار گرفته است؟

میعادفر: واقعیت این است که شرایط بسیار دشوار بود. تصور کنید در یک ساعت، حدود ۲۰ نقطه از یک شهر به طور همزمان هدف حمله قرار بگیرد. در چنین شرایطی باید همه ظرفیت‌ها را به میدان بیاورید؛ از آمبولانس و موتورلانس گرفته تا اتوبوس‌آمبولانس، بخش خصوصی و سایر دستگاه‌هایی که امکانات امدادی دارند.

اما با وجود همه فشارها، حتی یک لحظه خدمت‌رسانی متوقف نشد. در مجموع حدود ۵۴ بالگرد در کشور در اختیار داریم که در ماموریت‌های امدادی مورد استفاده قرار می‌گیرند. از این تعداد، پنج فروند در جریان جنگ آسیب دید و از مدار عملیاتی خارج شد. البته تلاش‌هایی برای بازگرداندن ظرفیت امداد هوایی در حال انجام است و امیدواریم بتوانیم بخشی از این خسارات را جبران کنیم، اما هنوز جایگزینی کامل این ظرفیت‌ها محقق نشده است.

یکی از موضوعاتی که کمتر درباره آن صحبت شده، آسیب دیدن آمبولانس دریایی جزیره هرمز است. درباره این حادثه توضیح می‌دهید؟

بله. ما یک آمبولانس دریایی در جزیره هرمز داشتیم که نقش بسیار مهمی در ارائه خدمات درمانی به مردم این جزیره ایفا می‌کرد. جزیره هرمز جمعیتی حدود سه هزار نفر سکنه دارد و طبیعتا بسیاری از خدمات تخصصی درمانی در آنجا قابل ارائه نیست. به همین دلیل زمانی که بیماری نیاز به خدمات تخصصی‌تر پیدا می‌کرد، توسط آمبولانس دریایی به بندرعباس منتقل می‌شد.

متاسفانه این آمبولانس دریایی در جریان حملات دشمن هدف قرار گرفت و به طور کامل نابود شد. این اتفاق یکی از خسارت‌های مهمی بود که در حوزه امداد دریایی متحمل شدیم. زمان دقیق حادثه را الان به خاطر ندارم، اما فکر می‌کنم در هفته دوم جنگ این اتفاق رخ داد و آمبولانس دریایی عملا از بین رفت.

با وجود این حجم از خسارات، آیا اختلالی هم در روند امدادرسانی اورژانس ایجاد شد؟

میعادفر: خوشبختانه خیر. با وجود تمام آسیب‌هایی که متحمل شدیم، خدمت‌رسانی به مردم متوقف نشد. همکاران ما در تمام نقاط کشور در محل حوادث حضور پیدا کردند و ماموریت‌های خود را انجام دادند. در برخی موارد حتی نیروهای ما هنگام انجام عملیات امدادرسانی در معرض خطر مستقیم قرار گرفتند.

به عنوان مثال در شیراز، دو نفر از همکاران ما برای امدادرسانی به محل حادثه اعزام شده بودند. پس از موج نخست حمله، این نیروها برای کمک به مصدومان وارد منطقه شدند اما دشمن در موج دوم حمله همان منطقه را مجددا هدف قرار داد و این همکاران در حین انجام ماموریت به شهادت رسیدند. این تنها یک نمونه از حوادثی بود که برای نیروهای اورژانس رخ داد. موارد مشابه دیگری نیز در نقاط مختلف کشور وجود داشت که همکاران ما با وجود آگاهی از خطرات موجود، برای نجات جان مردم وارد صحنه شدند.

جنگ‌ها معمولا نقاط قوت و ضعف دستگاه‌های مختلف را آشکار می‌کنند. جنگ اخیر چه تصویری از توانمندی‌ها و چالش‌های اورژانس کشور به شما نشان داد؟

میعادفر: هر بحران و جنگی می‌تواند نقاط قوت و ضعف یک مجموعه را آشکار کند. اگر بخواهم مهم‌ترین نقطه قوت اورژانس کشور را نام ببرم، بدون تردید باید به نیروی انسانی اشاره کنم. سرمایه اصلی ما نیروهای متخصص، ایثارگر، فداکار و پای‌کار هستند که در سخت‌ترین شرایط در میدان حضور پیدا کردند و اجازه ندادند خدمت‌رسانی به مردم متوقف شود.

تجربه جنگ‌های اخیر نیز باعث شد آمادگی نیروهای ما افزایش پیدا کند. بخشی از اشکالاتی که در جنگ قبلی (جنگ ۱۲ روزه) با آن مواجه بودیم، در جنگ رمضان برطرف شد و هماهنگی‌ها و آمادگی عملیاتی به مراتب بهتر بود. اما اگر بخواهم مهم‌ترین چالش اورژانس را بیان کنم، باید به فرسودگی ناوگان آمبولانسی کشور اشاره کنم. این مسئله سال‌هاست که وجود دارد و ما برای رفع آن برنامه‌ریزی کرده‌ایم.

در حال حاضر از طریق تفاهم‌نامه‌های منعقدشده با استانداری‌های مختلف، خرید حدود ۳۰۰ تا ۴۰۰ دستگاه آمبولانس در حال پیگیری است. همچنین از طریق وزارت بهداشت نیز تامین حدود هزار تا هزار و ۵۰۰ دستگاه آمبولانس جدید دنبال می‌شود که در صورت تحقق، بخش مهمی از مشکل فرسودگی ناوگان برطرف خواهد شد.

با وجود شهادت همکاران و آسیب به تجهیزات، امروز وضعیت آمادگی اورژانس کشور چگونه است؟

میعادفر: امروز نیز آمادگی کامل در مجموعه اورژانس کشور وجود دارد. اگر خدای ناکرده دوباره تهدیدی متوجه کشور شود، نیروهای اورژانس آماده خدمت‌رسانی هستند.

در حال حاضر بیش از ۳۵۰۰ پایگاه اورژانس در کشور فعال است و نزدیک به ۳۰ هزار نفر نیروی انسانی در مجموعه اورژانس مشغول خدمت هستند. همکاران ما در سراسر کشور آمادگی دارند تا در هر شرایطی خدمات امدادی و درمانی مورد نیاز مردم را ارائه کنند و تجربه جنگ اخیر نیز نشان داد که این آمادگی در میدان عمل وجود دارد.

قطعا همه روزهای جنگ روزهای سختی بود اما سخت‌ترینش چه روزی بود؟

میعادفر: شاید نتوانم فقط یک روز را نام ببرم، اما برخی عملیات‌ها واقعاً سنگین بودند. در اصفهان طی یک بازه زمانی کوتاه حدود ۵۰۰ مصدوم داشتیم که باید به سرعت تریاژ، منتقل و درمان می‌شدند. در ماهشهر نیز حدود هزار مصدوم سرپایی داشتیم. شهری که ظرفیت محدودی دارد، ناگهان با چنین حجمی از مصدوم روبه‌رو شد. مجبور شدیم از شهرهای اطراف اتوبوس‌آمبولانس اعزام کنیم و امکانات مختلف را به منطقه منتقل کنیم.

با وجود حجم بالای مصدومان و فشار سنگین بر حوزه سلامت، گزارش قابل توجهی از کم‌کاری یا تاخیر در خدمات اورژانس و مراکز درمانی دریافت نکردیم و خوشبختانه مردم نیز همکاری بسیار خوبی با مجموعه سلامت داشتند.

در این روزها مردم فقط آژیر آمبولانس‌ها را می‌شنیدند. پشت صحنه چه می‌گذشت؟

میعادفر: بعضی از همکاران ما ۱۰ تا ۲۰ روز به خانه‌هایشان نرفتند. شبانه‌روز در محل مأموریت بودند. حتی ساختمان مرکزی اورژانس تهران هم در یکی از حملات آسیب دید و ناچار شدیم آن را تخلیه کنیم و نیروها را در نقاط مختلف شهر مستقر کنیم. مدیریت این شرایط بسیار دشوار بود اما همکاران ما ایستادند و کار را ادامه دادند.

تلخ‌ترین تصویر آن روزها چه بوده است؟

میعادفر: تلخ‌ترین صحنه‌ها مربوط به پیکر شهدا بود. شدت برخی انفجارها به حدی بود که نیروهای امدادی مجبور بودند قطعات پیکر شهدا را از نقاط مختلف جمع‌آوری کنند. بعضی از این تصاویر آنقدر دردناک بود که اساسا امکان نشان دادن آنها به خانواده‌ها وجود نداشت. بسیاری از پدران و مادران هرگز ابعاد واقعی آنچه بر عزیزانشان گذشته بود را ندیدند.

وقتی این صحنه‌ها را می‌دیدیم، تازه می‌توانستیم عمق برخی روایت‌های تاریخی از عاشورا و کربلا را درک کنیم؛ اینکه پیکر یک انسان چگونه در اثر خشونت جنگ متلاشی می‌شود.

دامادتان چگونه شهید شدند؟

میعادفر: داماد بنده نیز در یکی از حملات موشکی به همراه ۱۴ نفر از همکارانش به شهادت رسید. طبیعتا وقتی چنین اتفاقی برای اعضای خانواده خود انسان رخ می‌دهد، ابعاد فاجعه را بیش از پیش درک می‌کند. البته این درد فقط مختص خانواده ما نبود؛ صدها خانواده دیگر نیز داغدار شدند.

در مجموع چه تعداد مصدوم در جریان جنگ خدمات درمانی دریافت کردند؟

میعادفر: در مجموع نزدیک به ۳۸ هزار نفر در کشور خدمات درمانی و اورژانسی دریافت کردند که بیش از ۷ هزار نفر از آنان مربوط به تهران بودند.

این حجم از مواجهه با صحنه‌های تلخ چه تأثیری بر نیروهای امدادی گذاشته است؟

میعادفر: این نگرانی کاملاً جدی است. بسیاری از نیروهای ما صحنه‌هایی را دیده‌اند که آثار روانی آن ممکن است سال‌ها باقی بماند. به همین دلیل چند دانشگاه علوم پزشکی بزرگ کشور را مأمور کرده‌ایم تا روانشناسان و روانپزشکان با نیروهای عملیاتی جلسات تخصصی برگزار کنند.

هدف ما پیشگیری از بروز اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) و سایر آسیب‌های روانی در میان امدادگران است. نیروهای اورژانس فقط مصدومان جنگ را جابه‌جا نکردند؛ بخشی از بار روانی جنگ را نیز بر دوش کشیدند.

یکی از مهم‌ترین وقایع جنگ، حمله به بیت رهبر شهید انقلاب بود. شما آن روز را به خاطر دارید و اورژانس چه نقشی در مدیریت حادثه داشت؟

میعادفر: آن روز را هیچ‌وقت فراموش نمی‌کنم. خودم در یکی از ساختمان‌های وزارت بهداشت حضور داشتم و از همانجا بخشی از وقایع را مشاهده کردم. لحظاتی بعد از مشاهده پرتاب موشک‌ها، محل را ترک کردم و به سازمان اورژانس رفتم تا وضعیت آماده‌باش و مدیریت عملیات را از نزدیک پیگیری کنیم.

اورژانس در آن محدوده به واسطه مأموریت‌های دائمی خود از قبل حضور فیزیکی داشت. آن منطقه فقط محدود به بیت نیست و مجموعه‌ای از مراکز مهم کشور در آن محدوده قرار دارند؛ به همین دلیل نیروهای ما از همان دقایق نخست در صحنه حضور داشتند و عملیات امدادرسانی را آغاز کردند.

شدت انفجارها و نوع حمله به گونه‌ای بود که بسیاری از افرادی که در مرکز اصابت قرار داشتند، عملاً فرصت نجات پیدا نکردند. امدادرسانی بیشتر برای افرادی انجام شد که در حاشیه محدوده حادثه قرار داشتند یا بر اثر موج انفجار و ترکش‌ها آسیب دیده بودند و نیاز به انتقال به مراکز درمانی داشتند.

بعد از آن حادثه، شرایط وارد مرحله جدیدی شد و دامنه حملات در نقاط مختلف کشور گسترش پیدا کرد. از آنجا به بعد تقریبا شب و روز برای همکاران ما معنا نداشت و همه ظرفیت‌های اورژانس در آماده‌باش کامل قرار گرفت.

برخی نیروهای اورژانس نقل می کنند که حتی فرصت رفتن به خانه را هم نداشتند، این نقل قول درست است؟

میعادفر: بله، کاملاً درست است. در تهران همکارانی داشتیم که حدود ۱۰ تا ۲۰ روز به خانه‌های خود نرفتند. این افراد به صورت شبانه‌روزی در مراکز عملیاتی حضور داشتند؛ مأموریت انجام می‌دادند، به پایگاه برمی‌گشتند و دوباره برای مأموریت بعدی اعزام می‌شدند.

در همان روزها حتی ساختمان مرکزی اورژانس تهران نیز در یکی از حملات آسیب دید و ما مجبور شدیم بخشی از نیروها و واحدهای عملیاتی را از آن محل خارج کنیم. تخلیه یک ساختمان عملیاتی در شرایط جنگی و توزیع نیروها در نقاط مختلف شهر کار بسیار دشواری است. باید همزمان ارتباطات حفظ شود، نیروها مدیریت شوند و خدمت‌رسانی هم ادامه پیدا کند. خوشبختانه با وجود همه این مشکلات، هیچ‌گاه ارائه خدمات اورژانس متوقف نشد.

اگر بخواهید از نظر حجم عملیات، سخت‌ترین روزهای جنگ را توصیف کنید، چه تصویری از آن روزها دارید؟

میعادفر: تقریباً همه روزهای جنگ برای ما روزهای سنگینی بود. تهران بیشترین حجم عملیات را داشت و تقریباً هر روز درگیر مأموریت‌های متعدد بودیم. از شمال تهران تا جنوب، از شرق تا غرب شهر، نقاط مختلف مورد هدف قرار می‌گرفتند. برخی حملات متوجه مراکز نظامی بود، برخی دیگر دانشمندان و نخبگان کشور را هدف قرار می‌داد و در برخی موارد نیز مناطق مسکونی آسیب می‌دیدند.

یکی از دردناک‌ترین بخش‌های ماجرا این بود که بسیاری از این افراد در کنار خانواده‌هایشان بودند. در برخی حملات، چندین عضو یک خانواده به طور همزمان شهید می‌شدند و نیروهای اورژانس نخستین افرادی بودند که با این صحنه‌ها روبه‌رو می‌شدند.

در یکی از مناطق محروم قم، یکی از افرادی که پس از ماه‌ها دوری به دیدار خانواده‌اش آمده بود، به همراه حدود ۱۰ نفر از اعضای خانواده و بستگانش در جریان حمله به شهادت رسید. اینها فقط آمار نیست؛ پشت هر عدد یک خانواده، یک پدر، یک مادر و یک زندگی قرار دارد.

اضافه کردن دیدگاه

جدیدترین‌ مطالب