جایی میان پرچم‌ها و اشک‌ها؛ جمکران روایت یک وداع شد

جایی میان پرچم‌ها و اشک‌ها؛ جمکران روایت یک وداع شد

کاشان – جمکران در روز تشییع و نماز بر پیکر رهبر شهید، دریایی انسانی شده بود که هر قطره ،از نقطه ای داخل و حتی خارج کشور، خود را برای وداع آخر رسانده بودند.

خبرگزاری مهر، گروه استان‌ها – هادی نجف زاده*: هنوز آفتاب غروب دوشنبه ۱۵ تیرماه کاملاً پشت افق ننشسته بود که جاده‌های منتهی به مسجد مقدس جمکران رنگ دیگری گرفت. از حوالی اذان مغرب موج جمعیتی که آرام، اما پیوسته به سمت مسجد حرکت می‌کرد، خبر از شبی متفاوت می‌داد. آن شب، هنوز مراسم رسمی آغاز نشده بود، اما از همان نخستین ساعت‌ها می‌شد فهمید که قرار است جمکران، میزبان یکی از بزرگ‌ترین اجتماعات مردمی سال‌های اخیر باشد.

میان جمعیت قدم می‌زدم؛ نه برای شمردن آدم‌ها، بلکه برای دیدن روایت‌های کوچک هر خانواده. کودکی که پرچم ایران را روی شانه انداخته بود، پیرمردی که با عصا قدم برمی‌داشت، مادری که کالسکه فرزندش را میان جمعیت هدایت می‌کرد و نوجوانانی که پرچم‌های سرخ «انتقام» را در کنار پرچم سه‌رنگ جمهوری اسلامی ایران به اهتزاز درآورده بود… آن شب، موج پرچم‌های سرخ و سبز و سفید، در باد ملایم جمکران تصویری ساخته بود که بیش از هر قاب دوربینی در ذهن ماندگار می‌شد.

با گذشت ساعت‌ها، صحن‌های مسجد دیگر جایی برای قدم زدن نداشت. هر گوشه، روایت خودش را داشت؛ عده‌ای قرآن در دست گرفته بودند، گروهی زیارت عاشورا و دعا زمزمه می‌کردند، بعضی اشک می‌ریختند . سکوت نیمه‌شب، هر چند دقیقه یک‌بار با نوای صلوات، تکبیر یا شعارهای مردم شکسته می‌شد و دوباره فضای مسجد در آرامشی آمیخته با انتظار فرو می‌رفت.

سپیده‌دم سه‌شنبه ۱۶ تیرماه، هنوز آفتاب کاملاً بالا نیامده بود که مسیرهای اطراف جمکران دیگر گنجایش جمعیت را نداشت. هر لحظه گروهی تازه از راه می‌رسیدند؛ خانواده‌هایی که کیلومترها مسیر را طی کرده بودند تا خود را به این مراسم برسانند. دیگر نمی‌شد تشخیص داد چه کسی از کدام استان آمده است؛ لهجه‌ها متفاوت بود، اما مقصد همه یکی بود.

پیکر رسید و … لحظه اقامه نماز بر پیکر مطهر آقای شهید و خانواده ایشان، برای ثبت گزارش و تصویری گسترده‌تر، بر فراز نقطه‌ای مرتفع در نزدیکی میدان آل‌یاسین جمکران ایستادم. از آن ارتفاع، هرچه چشم کار می‌کرد، صفوف به‌هم‌پیوسته نمازگزاران دیده می‌شد. نگاهم را تا امتداد بلوار پیامبر اعظم(ص) کشاندم، اما انتهای جمعیت پیدا نبود. آنچه دیده می‌شد، نه یک میدان و نه یک خیابان، بلکه دریایی از انسان بود که در یک لحظه، هم‌زمان قامت بسته بودند.

در میان این جمعیت، تنها مردم ایران حضور نداشتند. خبرنگاری، بهترین بهانه برای نزدیک شدن به آدم‌هاست. گفت‌وگو با زائران خارجی، بخش دیگری از روایت آن روز را ساخت. چند مهمان آفریقایی را میان جمعیت پیدا کردم؛ چهره‌هایی که شاید از نظر زبان و جغرافیا با ما فاصله داشتند، اما برای حضور در این مراسم هزاران کیلومتر راه پیموده بودند.

یکی از آنان از کشور کنیا آمده بود؛ مردی که همراه همسر و فرزندانش سفر کرده بود. وقتی از او درباره مقصدش پرسیدم، با لبخندی آرام گفت: «برای بدرقه رهبر آمده‌ایم؛ ابتدا تهران، بعد قم و پس از آن راهی مشهد خواهیم شد.» پاسخ کوتاهش، نشان می‌داد این سفر، تنها یک حضور در یک مراسم نبود؛ سفری بود که آن را بخشی از یک باور مشترک می‌دانست. شماری دیگر از گینه و ساحل عاج به مهمانی مردم ایران آمده بودند تا آقای شهید را بدرقه کنند.

در میان جمعیت، پرچم کشورهای مختلف دیگر کشورها مثل نیجریه نیز به چشم می‌خورد. زائرانی از عراق، لبنان، یمن، جمهوری آذربایجان، پاکستان، هندوستان و دیگر کشورها نیز در کنار مردم ایران ایستاده بودند. گاهی تنها با شنیدن چند واژه عربی، اردو یا انگلیسی می‌شد فهمید که این اجتماع، محدود به مرزهای جغرافیایی ایران نمانده و بازتاب آن، فراتر از این سرزمین امتداد یافته است.

یکی از صحنه‌هایی که بارها توجهم را جلب کرد، حضور پررنگ نسل نوجوان و دانش‌آموز بود. دهه‌نودی‌هایی که بسیاری‌شان پرچم در دست داشتند و یا کودکانی که روی شانه پدرانشان نشسته بودند یا دست در دست مادرانشان در میان جمعیت حرکت می‌کردند. این حضور خانوادگی، تصویری متفاوت از مراسم ساخته بود؛ گویی هر خانواده، آمده بود تا بخشی از این روز را برای حافظه نسل بعد ثبت کند.

وقتی مراسم پایان یافت و آرام‌آرام موج جمعیت مسیرهای خروج را در پیش گرفت، چیزی بیش از تصاویر ثبت‌شده در دوربین همراهم باقی مانده بود. آنچه در ذهن ماند، نه فقط انبوه جمعیت، نه فقط پرچم‌های سرخ انتقام‌خواهی که در کنار پرچم ایران در باد می‌رقصیدند و نه فقط گفت‌وگو با مهمانانی از کشورهای دور و نزدیک؛ بلکه روایت شبی بود که از غروب آغاز شد، با دعا و انتظار ادامه یافت و در صبحی که قم را به دریایی از انسان بدل کرده بود، به نقطه اوج رسید.

*خبرنگار خبرگزاری مهر در کاشان و آران و بیدگل

اضافه کردن دیدگاه

جدیدترین‌ مطالب