مستندنگاری و اخلاق؛ فراتر از حس و خودآگاهی

مستندنگاری و اخلاق؛ فراتر از حس و خودآگاهی

چنان‌چه بخواهیم جایگاه انسان را در میان موجودات جهان بسنجیم، اغلب دچار دو خطای رایج می‌شویم: یا خود را به دلیل خودآگاهی، برترین مخلوق می‌شماریم، یا به علت ضعف حسی، دست کم می‌گیریم.

اما حقیقت این است که در بسیاری از میدان‌های ادراکی، حیوانات و حتی گاهی گیاهان از ما برترند؛ چشم عقاب، شنوایی سگ یا ریشه‌های بسیار حساس گیاهان، مرزهای ادراک ما را به سخره می‌گیرند. از سوی دیگر، ادعای انحصار خودآگاهی برای انسان، ادعایی اثبات‌ناپذیر است و نمی‌توانیم با قطعیت بگوییم که دلفین یا شامپانزه چه جهان درونی پیچیده‌ای را تجربه می‌کنند.

پس تمایز حقیقی ما آدمیان در کجاست؟ نه در قدرت حس، و نه لزوماً در «خودآگاهی» مبهم، بلکه در دو ویژگی بنیادین است: مستندسازی و اخلاق.

نخست، مستندسازی. حیوانات تجربه می‌آموزند، اما این تجربه با مرگ آن‌ها نابود می‌شود. اما انسان، با خط، تصویر و نشانه، دانش را از کالبد وجودی خود جدا کرده و به زمان‌های دور و مکان‌های دور دست می‌فرستد. ما نه تنها از تجربه، یاد می‌گیریم، بلکه «ثبت» می‌کنیم تا نسل بعد از جایی فراتر از آغاز ما آغاز کند، نه از نقطه صفر.

دوم، و شاید مهم‌تر از آن، اخلاق است. ذات غریزی همه جانداران، بقا و لذت است، اما تمایز انسان در توانایی مهار این غرایز نهفته است. ما آدمیان می‌توانیم به اراده خود، بر ترس، طمع و شهوت چیره شویم تا به نفع دیگری یا آرمانی والاتر عمل کنیم. همین امکانِ انتخابِ آگاهانه برخلاف کشش درونی است که مرز ناگسستنی میان ما و دیگر موجودات را ترسیم می‌کند. اخلاق، یعنی نظم بخشیدن به کشاکش درون، و این همان نقطه‌ای است که انسان را از اسارت زیست شناسی رها کرده و به خلق کننده‌ی معنا تبدیل می‌کند.

*مستندساز 

59242

اضافه کردن دیدگاه

جدیدترین‌ مطالب