به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، موضوع مهدویت سالهاست در ادبیات، شعر و هنرهای مختلف حضور دارد، اما وقتی پای تصویر و سریال به میان میآید، ماجرا پیچیدهتر میشود. چگونه میتوان از حضرت حجت(عج) و مفهوم ظهور سخن گفت، بدون آنکه گرفتار کلیشه، شعار یا روایتهای غیرمستند شد؟ چگونه میتوان موضوعی اعتقادی را به قصهای تبدیل کرد که مخاطب امروز، حتی پیش از آنکه به جنبههای مذهبی آن فکر کند، با شخصیتها و جهان داستان ارتباط برقرار کند؟
حالا اقتباس تلویزیونی از رمان «رویای نیمهشب» نوشته مظفر سالاری، این موضوع را بار دیگر به مرکز توجه آورده است؛ اثری که به گفته محمدرضا سنگری، میتواند آغاز مسیری تازه برای حضور مهدویت در آثار نمایشی باشد.
سنگری، پژوهشگر و نویسنده حوزه ادبیات و فرهنگ، در گفتوگویی با خبرنگار تسنیم درباره اهمیت پرداختن به مهدویت در رسانه ملی، این سریال را تجربهای پیشگامانه میداند و معتقد است قصه «رویای نیمهشب» میتواند فراتر از یک روایت مذهبی، پرسشهای انسانی و جهانی درباره آینده، عدالت و سرنوشت بشر را پیش روی مخاطب بگذارد.
او در این گفتوگو همچنین از اقتباس این اثر از رمان مظفر سالاری و تلاش کارگردان، تهیهکننده، نویسنده، بازیگران و عوامل سریال قدردانی کرده است.

چرا امروز باید درباره مهدویت سریال بسازیم؟
محمدرضا سنگری: پرداختن به موضوع حضرت حجت(عج) در قالب سریالسازی و آثار نمایشی، اقدامی مبارک و پیشگامانه است. باید از همه کسانی که فارغ از تعلقات مذهبی، از منظر فرهنگ، دین و ذات انسانیت به این موضوع پرداختهاند، تشکر کرد.
ما با یک پرسش بزرگ انسانی روبهرو هستیم: آینده جهان و زندگی انسان به کجا خواهد رسید؟
این پرسش فقط متعلق به ما نیست. بشر همیشه درباره پایان جهان، آینده انسان و سرنوشت زندگی پرسیده است. در فرهنگ غرب نیز آثار فراوانی درباره آخرالزمان ساخته شده و هالیوود در این زمینه فیلمهای متعددی تولید کرده است؛ آثاری که بعضاً از نظر هنری و اجرایی بسیار موفق بودهاند.
اما تفاوت مهم اینجاست که در بسیاری از این آثار، آینده تصویری تاریک، ویرانگر و هراسآور دارد. در نگاه دینی ما، آینده جهان الزاماً تاریک نیست؛ بلکه روشن است. ما به آیندهای میاندیشیم که در آن عدالت استقرار پیدا میکند و ظلم و بیداد پایان مییابد.
بنابراین وقتی درباره ظهور و مهدویت سخن میگوییم، در واقع به یکی از عمیقترین عطشهای انسانی پاسخ میدهیم؛ عطش دانستن اینکه سرانجام این جهان و انسان به کجا میرسد.
آیا مهدویت صرفاً یک موضوع اعتقادی است؟
سنگری: مهدویت یکی از مسائل بنیادین اعتقادی ماست. مسئله ظهور و رجعت جایگاه بسیار مهمی در فرهنگ دینی ما دارد و حتی علامه مجلسی در «جلاءالعیون» درباره این موضوع بحث کرده است.
بنابراین پرداختن به مهدویت فقط یک انتخاب مناسبتی نیست. این موضوع میتواند وارد قلمرو هنر شود؛ از ادبیات و شعر گرفته تا هنرهای تجسمی و تصویری.
در این میان، تلویزیون اهمیت ویژهای دارد. زیرا تلویزیون رسانهای فراگیر است و وقتی یک موضوع اعتقادی وارد قالب داستان و سریال میشود، میتواند با مخاطبانی بسیار گسترده ارتباط برقرار کند.
به همین دلیل، ساخت «رویای نیمهشب» را باید اتفاقی مهم دانست. اینکه موضوع مهدویت در قالب یک اثر سریالی و نمایشی دنبال شود، میتواند راه را برای تجربههای بعدی هم باز کند.
یکی از خطرهای پرداختن به مهدویت، تحریف و روایتهای غیرمستند نیست؟
سنگری: دقیقاً یکی از دلایل ضرورت پرداختن به این موضوع همین است. درباره ظهور و مهدویت، حرفهای نادرست و غیرمستند فراوان وجود دارد.
هر موضوعی که با زندگی و باورهای عمومی مردم پیوند پیدا کند، ممکن است بهتدریج تبدیل به اسطوره شود و تخیل، شایعه و روایتهای ساختگی وارد آن شود. گاهی آنقدر این برساختهها زیاد میشوند که اصل موضوع به حاشیه میرود.
رسانهای مانند تلویزیون میتواند در این زمینه نقش مهمی داشته باشد؛ البته به شرط اینکه با پژوهش و دقت سراغ موضوع برود.
یکی از کارکردهای مهم چنین آثاری میتواند پالایش ذهن مخاطب و کمک به تصحیح برداشتهای نادرست درباره ظهور باشد.
«رویای نیمهشب» چگونه میتواند این موضوع پیچیده را به مخاطب نزدیک کند؟
سنگری: یکی از امتیازهای «رویای نیمهشب» این است که از مسیر یک داستان انسانی وارد این موضوع میشود.
رمان مظفر سالاری که مبنای این اثر قرار گرفته، در شهر حله عراق میگذرد و قصه آن بر محور رابطه هاشم و ریحانه شکل میگیرد؛ هاشم اهل سنت است و ریحانه شیعه. اما داستان قرار نیست صرفاً به اختلاف میان این دو بپردازد. مسئله اصلی، عشق و پیوند انسانی آنهاست و این مسیر به شکلی طبیعی با موضوع امام زمان(عج) پیوند میخورد.
این ویژگی مهم است؛ چون مخاطب ابتدا با انسان و قصه مواجه میشود و بعد به لایههای عمیقتر اعتقادی میرسد.
آیا چنین سریالی میتواند مخاطب را با خودش مواجه کند؟
سنگری: به نظرم یکی از مهمترین کارکردهای چنین آثاری همین است.
مخاطب باید بتواند خودش را در آیینه یک اثر ببیند. کسی که «رویای نیمهشب» را تماشا میکند، میتواند با این پرسش مواجه شود که «من کجای مسئله ظهور هستم؟» یا «نسبت من با امام زمان(عج) چیست؟»
حتی میتوان پرسید: اگر ظهور اتفاق بیفتد، من در کجای این ماجرا قرار دارم؟ چه ویژگیهایی باید داشته باشم تا بتوانم خودم را در شمار دوستان و یاران حضرت بدانم؟
هنر اگر بتواند چنین پرسشی را در ذهن مخاطب ایجاد کند، از مرحله سرگرمی عبور کرده و به خودآگاهی رسیده است.
چرا داستان «رویای نیمهشب» از منظر تقریب مذاهب هم اهمیت دارد؟
سنگری: این نکته بسیار مهم است. داستان در بستری شکل میگیرد که شخصیتهای شیعه و سنی در کنار یکدیگر قرار دارند. هاشم و ریحانه در یک رابطه انسانی و عاطفی قرار میگیرند و همین قصه، زمینهای برای نزدیک شدن مخاطب به مسئلهای فراتر از اختلافات مذهبی ایجاد میکند.
در واقع «رویای نیمهشب» میتواند نشان دهد که موضوع مهدویت فقط مسئله یک گروه یا یک جامعه نیست؛ ظرفیت آن را دارد که در سطح انسانی و حتی فراتر از مرزهای مذهبی مورد توجه قرار گیرد.
و در نهایت، چرا این موضوع را «روزآمد» میدانید؟
سنگری: چون ما هر روز با آن زندگی میکنیم.
مهدویت یک موضوع متعلق به گذشته نیست. مردم در دعاها، نمازها و مناسبتهای مختلف با مفهوم ظهور ارتباط دارند. عبارتهایی مانند «عجل علی ظهورک» بخشی از زبان روزمره و زیست دینی ماست.
حتی حوادث اجتماعی و تاریخی نیز گاهی دوباره این موضوع را به ذهن جامعه بازمیگردانند. هر اتفاقی میتواند باعث شود مردم دوباره درباره آینده، شهادت، بازگشت شهیدان و عصر ظهور فکر کنند.
بنابراین مهدویت موضوعی نیست که صرفاً برای یک مناسبت به سراغش برویم و بعد کنار بگذاریم. این مسئله با زندگی امروز انسان پیوند دارد.
به همین دلیل، پرداختن به مهدویت در رسانه ملی را باید یک نیاز جدی عصر حاضر دانست؛ موضوعی که هم ریشه عمیق دینی دارد و هم یک پرسش بزرگ انسانی و جهانی را دنبال میکند: آینده انسان و جهان به کجا خواهد رسید؟
از این منظر، «رویای نیمهشب» فقط اقتباس یک رمان یا تولید یک سریال نیست؛ میتواند تلاشی برای آوردن یکی از مهمترین پرسشهای انسان به قاب تلویزیون باشد؛ پرسشی درباره آینده، عدالت، امید و روزی که قرار است جهان از تاریکی به روشنایی برسد.
انتهای پیام/





اضافه کردن دیدگاه