به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، بحث بر سر مخاطب تلویزیون دوباره بالا گرفته است؛ اینبار نه بر سر یک سریال یا برنامه خاص، بلکه بر سر خودِ شیوه سنجش مخاطب. انتشار تازهترین نتایج نظرسنجی مرکز متا درباره میزان بیننده برنامهها و سریالهای تلویزیونی، بار دیگر این پرسش را پیش کشیده که چرا در میان پنج سریال پربیننده تیرماه، نامی از یک تولید جدید و تازهنفس دیده نمیشود.
براساس آماری که از سوی مرکز متا منتشر شده، پنج سریال پربیننده تیرماه، همگی از شبکه آیفیلم بودهاند؛ شبکهای که بخش مهمی از کنداکتور آن به بازپخش آثار شناختهشده اختصاص دارد. در این فهرست، «دلدادگان» با 28.5 درصد در رتبه نخست قرار گرفته و پس از آن «گیلدخت» با 26 درصد، «مختارنامه» با 25 درصد، «زمانه» با 22 درصد و «تانکخورها» با 14 درصد قرار گرفتهاند.
در نگاه نخست، این جدول میتواند به یک نتیجه روشن منجر شود: مخاطب همچنان با آثار قدیمیتر ارتباط بیشتری برقرار میکند. اما یک نکته مهم در تحلیل این آمار نباید نادیده گرفته شود؛ تیرماه امسال مقطعی بود که کنداکتور جدید نمایشی تلویزیون هنوز به شکل کامل روی آنتن نیامده بود و بخشی از شبکهها در فضای متفاوت ماههای محرم و صفر برنامهریزی میکردند.
از سوی دیگر، وقفههایی که در روند تولید برخی مجموعههای تلویزیونی به وجود آمد، امکان حضور تعدادی از سریالهای تازه را در زمان مورد انتظار از بین برد. بنابراین صدرنشینی آیفیلم را نمیتوان بهتنهایی نشانه شکست تولیدات جدید یا ترجیح قطعی مخاطب به سریالهای قدیمی دانست؛ همانطور که نمیتوان از این جدول نتیجه گرفت مخاطب تلویزیون دیگر به تولید تازه علاقهای ندارد.

شاکرینژاد: در این بازه سریال شاخصی نداشتیم
محسن شاکرینژاد، رئیس مرکز تحقیقات صداوسیما، در گفتوگو با خبرنگار تسنیم نیز بر همین نکته تأکید دارد. او درباره نتایج مربوط به سریالها میگوید: «در این بازهای که ارزیابی کردند، سریال شاخصی نداشتیم. در نظرسنجی خود ما سریال “آقای قاضی” است. از الان به بعد باید سریالها را ملاک قرار داد.»
او در عین حال درباره حضور سریالهای آیفیلم در صدر جدول معتقد است که این اتفاق مسبوق به سابقه است و میگوید: «سریالهای آیفیلم پرمخاطب است، همیشه هست.»
اما بخش مهمتر ماجرا شاید نه در رتبهبندی سریالها، بلکه در تفاوت میان نتایج نظرسنجیها نهفته باشد؛ موضوعی که رئیس مرکز تحقیقات صداوسیما درباره آن انتقاد جدی دارد.
اختلاف بر سر خودِ روش سنجش
شاکرینژاد معتقد است نمونه آماری مرکز متا نمیتواند نماینده کاملی از افکار عمومی ایران باشد. به گفته او، این مرکز از یک جامعه ثابت حدود 10 هزار نفری برای ارسال پرسشنامه استفاده میکند و از میان آنها بخشی به پرسشها پاسخ میدهند؛ در نتیجه، از نگاه او، این جامعه آماری با نمونهگیری تصادفی تلفنی که مرکز تحقیقات صداوسیما انجام میدهد، تفاوت دارد.
او درباره این تفاوت میگوید: «اینها افراد ثابتی هستند و نمیتوانند افکار عمومی جامعه ایران را نمایندگی کند.»
شاکرینژاد همچنین به اختلاف میان نتایج دو نظرسنجی درباره برخی برنامهها اشاره میکند و «حسینیه معلی» را نمونهای از این تفاوت میداند؛ برنامهای که به گفته او در سنجش مرکز تحقیقات صداوسیما به بیش از 40 درصد مخاطب رسیده، در حالی که در آمار منتشرشده مرکز متا 19 درصد ثبت شده است.
این اختلاف، فارغ از اینکه کدام عدد به واقعیت نزدیکتر باشد، یک سؤال مهمتر را پیش روی رسانه ملی و افکار عمومی میگذارد: برای سنجش مخاطب تلویزیون، کدام جامعه آماری و کدام روش اندازهگیری باید مبنا قرار گیرد؟
«به وقت ایران»؛ یک صدرنشینی که فقط به متا محدود نیست
در بخش برنامههای تلویزیونی اما وضعیت متفاوت است. بر اساس آمار منتشرشده مرکز متا، «به وقت ایران» با 20.5 درصد در رتبه نخست برنامههای پربیننده تیرماه قرار گرفته و پس از آن «حسینیه معلی» با 19 درصد، «جام 26» با 18 درصد و «پدر امت» و «سمت خدا» هرکدام با 17 درصد قرار گرفتهاند.
نکته قابل توجه درباره «به وقت ایران» این است که صدرنشینی این برنامه صرفاً به نتایج نظرسنجی متا محدود نمیشود. طبق آمار مرکز تحقیقات صداوسیما، این برنامه از شبکه خبر 24.5 درصد مخاطب داشته و در تلوبیون نیز در 30 تیرماه به 13 میلیون بازدید رسیده است. ضمن اینکه «به وقت ایران» از تولیدات خارج از سازمان صداوسیماست؛ موضوعی که نشان میدهد در ارزیابی عملکرد آنتن، فقط عنوان «تولید سازمان» یا «تولید خارج از سازمان» تعیینکننده نیست و میزان ارتباط برنامه با نیاز و علایق مخاطب اهمیت بیشتری پیدا میکند.
فرصت آزمون برای کنداکتور جدید
شاید برای قضاوت درباره وضعیت سریالسازی تلویزیون، تیرماه زمان مناسبی برای صدور حکم نهایی نباشد. از این هفته، کنداکتور جدید نمایشی شبکهها با حضور مجموعههای تازه در حال شکلگیری است؛ شبکه یک با آثاری همچون «اسباب زحمت» به کارگردانی سعید آقاخانی، فصل جدید «سرو، سپید، سرخ» و «کارآگاه علوی» جدید، برنامهای متفاوت برای پخش سریال در روزهای مختلف هفته در نظر گرفته است. شبکههای دو و سه نیز با چند مجموعه تازه، به همین مسیر وارد شدهاند.
این تغییر کنداکتور میتواند آزمون جدیتری برای سنجش رابطه مخاطب و تولیدات جدید باشد. آیا سریالهای تازه میتوانند جایگاه بازپخشها را در جدول مخاطبان تغییر دهند؟ آیا کمدی بار دیگر میتواند نقش خود را در جذب مخاطب ایفا کند؟ و آیا مجموعههایی مانند «مرد سههزارچهره» مهران مدیری، ادامه «اسباب زحمت» سعید آقاخانی و بازگشت «کارآگاه علوی» میتوانند بخشی از مخاطبان قدیمی تلویزیون را به تماشای آنتن برگردانند؟
برای کودکان و نوجوانان نیز بازگشت تولیداتی مانند «اکسیر» داریوش فرضیایی میتواند به این رقابت شکل تازهای بدهد.
در نهایت، جدول تیرماه بیش از آنکه پاسخ قطعی به مسئله مخاطب تلویزیون باشد، یک تصویر از یک مقطع زمانی است؛ مقطعی که در آن تولیدات جدید هنوز فرصت کافی برای حضور در میدان رقابت نداشتند. قضاوت جدیتر درباره اینکه مخاطب امروز تلویزیون چه میخواهد، زمانی ممکن خواهد بود که کنداکتور تازه چند هفته و چند ماه روی آنتن بماند و سریالهای جدید، در شرایطی برابر، در برابر بازپخشهای محبوب قرار بگیرند.
آن زمان شاید بتوان با اطمینان بیشتری پاسخ داد که مسئله اصلی تلویزیون، کمبود تولیدات جدید است یا تغییر ذائقه مخاطب؛ و در کنار آن، اختلاف روشهای نظرسنجی تا چه اندازه تصویری متفاوت از مخاطب ارائه میکند.
انتهای پیام/





اضافه کردن دیدگاه