پاسخ جهانگیر الماسی به ویدئوی جنجالی؛ چه کسی گفته من پول غذا ندارم؟

پاسخ جهانگیر الماسی به ویدئوی جنجالی؛ چه کسی گفته من پول غذا ندارم؟

جهانگیر الماسی از حاشیه‌های یک گفت‌وگوی جنجالی، بیکاری و دلتنگی برای بازیگری و اکران «رنج و سرمستی» می‌گوید.

فرهنگی

خبرگزاری تسنیم- مجتبی برزگر: جهانگیر الماسی چهره‌ای نیست که مخاطب سینما و تلویزیون ایران به‌سادگی فراموشش کند. برای بسیاری از مردم، نام او هنوز با «پس از باران» و شخصیت فرخ گلابدره‌ای گره خورده است؛ همان سریالی که در زمان پخش، خیابان‌ها را خلوت می‌کرد و مخاطبان بسیاری را پای تلویزیون می‌نشاند. با این حال، کارنامه الماسی تنها به یک سریال محدود نمی‌شود؛ از «کمیته مجازات» و «شبح کژدم» که همچنان می‌توان آن را از درس‌های ماندگار بازیگری دانست، تا حضورش در «در چشم باد» به کارگردانی مسعود جعفری جوزانی، بخشی از کارنامه هنری او را شکل داده‌اند.

الماسی سال‌هاست کمتر در برابر دوربین دیده شده؛ غیبت او از سینما و تلویزیون برای مخاطبانی که بازی‌هایش را به یاد دارند، محسوس است. خودش نیز در این گفت‌وگو از دلتنگی برای بازیگری و کارگردانی می‌گوید؛ از اینکه همچنان حرف‌هایی برای گفتن دارد و آخرین فیلمش، «رنج و سرمستی»، سال‌هاست در انتظار اکران عمومی است.

جهانگیر الماسی سال‌هاست کمتر مقابل دوربین حاضر شده، اما از خلال حرف‌هایش روشن است که این دوری به معنای کنار گذاشتن سینما از ذهن و زندگی او نیست. او همچنان از فیلمسازی صحبت می‌کند، از فیلمنامه‌ای که درباره خلیج فارس نوشته و از فیلمی که سال‌هاست در انتظار دیده شدن است.

 

.

 

در سوی دیگر، مخاطبی ایستاده که هنوز «پس از باران»، «شبح کژدم»، «کمیته مجازات» و دیگر نقش‌های او را به یاد دارد؛ بازیگری که حالا بیش از هر چیز از دلتنگی برای بازگشت به صحنه و مقابل دوربین بودن سخن می‌گوید.

اما در روزهای اخیر، نام جهانگیر الماسی بیش از آنکه به دلیل کارنامه هنری‌اش مطرح شود، با انتشار بخش‌هایی از یک گفت‌وگوی قدیمی در فضای مجازی بار دیگر بر سر زبان‌ها افتاد؛ بخش‌هایی که به گفته او با حذف و کنار هم قرار گرفتن قسمت‌هایی از گفت‌وگو، معنایی متفاوت پیدا کرده‌اند.

به همین دلیل از جهانگیر الماسی دعوت کردیم تا درباره این حواشی، آنچه در آن گفت‌وگو مطرح شده، واکنش‌هایی که دریافت کرده و همچنین وضعیت امروز خود در سینما صحبت کند.

آنچه در ادامه می‌خوانید، روایت سخنان جهانگیر الماسی است و مطالب مطرح‌شده در این گفت‌وگو، بدون قضاوت درباره صحت یا نادرستی ادعاهای افراد و جریان‌های مورد اشاره، به همان شکل روایت شده است.

بازیگر , سینما , تلویزیون ,

از من 500 تلفن از آن‌سوی دریاها داشتم

جهانگیر الماسی: از اعتماد شما و مردم به این کمترین تشکر می‌کنم که این فرصت را به من می‌دهید تا از خودم و از حرف‌هایم دفاع کنم. می‌دانید ما یک مسئولیت تاریخی و اجتماعی داریم. هرگونه اختلال در این مسئولیت یا وظیفه اجتماعی و تاریخی، چه از طریق گفت‌وگو، چه از طریق تولید بصری و چه از طریق همراهی و همکاری فکری و فرهنگی با جریان‌های اجتماعی و سیاسی، می‌تواند آثار هنجار یا نابهنجاری در جامعه ایجاد کند.

این بار با پخش بخش‌های نامنظم از گفت‌وگوی من و کنار هم قرار دادن آنها، یک جریان حسی، احساسی، عاطفی و فرهنگی در کشور من و حتی در دنیا اتفاق افتاد.

به قول همکار شما، من فقط 500 تلفن، به قول فرنگی‌ها از آن‌سوی دریاها، داشتم. در داخل کشور هم که ماشاالله در کامنت‌هایی که گذاشته‌اند مشخص است؛ اظهار لطف، بنده‌نوازی و محبت‌شان به این فرزند کوچک این آب و خاک به جای خود. عده‌ای هم خیلی تند و صریح با من برخورد کردند که از آنها هم سپاسگزارم، چون من را متوجه راهی می‌کنند که باید بروم یا موظف هستم بروم.

 

 

به سهم خودم متأسفم اگر اسباب ناراحتی و ناخوشی آنها را فراهم کرده‌ام.

آیا هنرمند باید موضع سیاسی داشته باشد؟

شما را متهم می‌کنند که در مقاطعی به اهالی سیاست نزدیک شده‌اید یا در برخی مواقع مواضع سیاسی گرفته‌اید. به نظر شما، موضع سیاسی داشتن یا نزدیک شدن هنرمند به اهالی سیاست، مزیت است یا عیب؟

جهانگیر الماسی: من در ایران کمتر آدمی را می‌بینم که موضع سیاسی نداشته باشد. تعریف حرف، عملکرد و حتی راهی که آدم انتخاب می‌کند، می‌تواند تعریف سیاسی داشته باشد.

مثلاً وقتی اعلام می‌شود که گوشت و مرغ نداریم، عده‌ای را می‌بینی که می‌روند مقدار زیادی گوشت و مرغ می‌خرند و می‌آورند در فریزر می‌گذارند. از خود من گرفته تا شما و دیگران، عده‌ای ممکن است چیزی گیرشان نیاید و عده‌ای آن را یخ‌زده نگه دارند تا در امان بمانند. این عمل سیاسی است یا موضع‌گیری سیاسی؟

من بارها اشاره کرده‌ام که آدم سیاسی نیستم؛ چون نه در پی این هستم که موقعیت و قدرت فردی کسب کنم، نه عضو فرقه، دسته، گروه یا جمعیتی هستم که بخواهم برای آن گروه موقعیت سیاسی فراهم کنم یا چیزی را برایشان تبیین کنم. برای من سرزمینم، آب و خاکم، فرهنگ مردمم، فرهنگ اجتماعی‌شان، داشته‌هایشان، گنج بی‌کران زبان فارسی، مثل‌ها و ضرب‌المثل‌ها و هویت امروز من اهمیت دارد.

امروز در فرهنگستان هنر بودم و در محضر آقای دکتر شهرستانی به صحبت‌های ایشان درباره شیخ محمود شبستری و اثر بی‌بدیل و جاودانه او، «گلشن راز»، گوش می‌کردیم. با خودم فکر می‌کردم: ببینید نیاکان ما 700، 800 سال پیش، در شهرهای کوچکی مثل سهرورد، با آن امکانات محدود و دادوستد کم، چه معرفتی داشته‌اند.

ببینید دبستان‌های فکری و اجتماعی ما چه فرزندانی تربیت کردند و اینها چه خدمتی به فرهنگ بشری کردند. من برای خودم در این حوزه مسئولیتی قائلم.

ممکن است در حوزه سیاسی پهلو به پهلوی افراد سیاسی حرکت کنم، اما به خودم اجازه نمی‌دهم از موقعیتی که به واسطه پول، ابزار و امکاناتی که متعلق به مردم بوده و من با استفاده از آنها شناخته و مشهور شده‌ام، در جهت منافع فردی یا دسته و گروه و فرقه‌ای که به آن علاقه دارم، سوءاستفاده کنم.

تلاش می‌کنم از همه این امکانات در جهت حفظ همت ملی و جمعیت ملی‌مان استفاده کنم و از توانمندی، قدرت، داشته‌های اجتماعی و نظامی و آب و خاکی که این مردم در آن زندگی می‌کنند، حراست کنم. این مهم‌ترین مسئولیت و وظیفه من است.

بازیگر , سینما , تلویزیون ,

همه موظفیم از این آب و خاک حراست کنیم

یعنی جمع‌بندی شما این است که هنرمندانی که می‌خواهند مواضع سیاسی بگیرند، حتی کسانی که مواضع سیاسی عجیب و غریبی می‌گیرند، همه زیر چتر آب و خاک و وطن صحبت کنند و همه‌چیز معطوف به صیانت از ارزش‌های خوب ایران اسلامی باشد؟

جهانگیر الماسی: معلوم است. ما موظفیم از این آب و خاکی که در ابتدای انقلاب، بدون هیچ‌گونه چشمداشتی توسط نیروهای نظامی، امنیتی، فکری و فرهنگی تحویل ما شده، حراست و حفاظت کنیم و آن را به نسل بعدی تقدیم کنیم. در عین حال، ما با اینکه جمعیتی تحت عنوان ایرانیان هستیم، عضو یک جمعیت گسترده‌تر به نام انسان‌ها و آدمیزاد هم هستیم. ما وظیفه داریم از شخصیت، معرفت، شعور، درک و شناخت انسانی در سطح جهانی هم حراست کنیم.

توضیحات جهانگیر الماسی از چگونگی ورود “بازی مافیا” از پشت صحنه به جلوی دوربین/ بازی بازیگران

واکنش جهانگیر الماسی به ماجرای ویدئوی جنجالی

جهانگیر الماسی: من برگردم به اصل این گفت‌وگو. دلم می‌خواهد همین‌جا چیزی را بگویم. از قول من گفته می‌شود؛ البته زبان خود من است، اما با یک‌سری کات و تاکتیک‌هایی که شما خوب می‌دانید تدوین‌های عجیب و غریب چه کارهایی می‌تواند بکند.

من درباره لاغری صحبت کرده بودم. خیلی چاق شده بودم؛ وزنم به 135 کیلو رسیده بود. یکی از بزرگواران از من پرسید: «چقدر لاغر شدی؟» همین مجری، همین برنامه. این گفت‌وگو مربوط به هفت یا هشت ماه پیش بود. قیافه من هم مشخص است و واقعاً راه رفتن برایم سخت بود.

لاغر کردم و الان حدود 100 کیلو هستم و باید دوباره حدود 20 کیلو کم کنم. از من پرسید چطور لاغر کردی. گفتم با نخوردن. من فکر می‌کنم بهتر از هر چیزی این است که مراقب خوردن باشی؛ روزه بگیری یا خوردنت را منظم کنی. گفتم به جای اینکه یک‌بار بنشینی و یک بشقاب بزرگ غذا بخوری، غذایت را در چند نوبت و به مقدار کم بخور. معده‌ات را بی‌حساب پر نکن و به‌تدریج وزن کم کن.

این تبدیل شده به اینکه «من پول غذا ندارم و هفته‌ای چهار بار غذا می‌خورم». این جمله اصلاً از من نیست و حتی اگر چنین حرفی زده باشم، وظیفه نهادی که این کار را کرده این است که بر اساس معرفت و فرهنگ رسانه‌ای و اجتماعی ما، چنین چیزی را بدون توضیح منتشر نکند.

یعنی چه که الماسی بگوید «من ندارم بخورم»؟ پس این کت چیست؟

* اتفاقاً در همان گفت‌وگو، شما کتی پوشیده بودید که من هم خوب می‌پوشم؛ به خاطر هنرمند بودنم و اینکه مردم من را می‌شناسند. این کت برای چند سال پیش است، اما کت من ایتالیایی است.

مربوط به زمانی است که کمی گردن‌کلفت‌تر بودیم و از این حرف‌ها!

همسرم از مصاحبه‌ام انتقاد کرد

جهانگیر الماسی: همسرم همان شب خیلی انتقاد کرد و به من گفت: «چرا همچین مصاحبه‌ای کردی؟» به من گفت: ما حتی اگر نداشته باشیم و تنگدست باشیم، به خاطر اشتهار تو و به خاطر اینکه نماینده این مردم هستی، یک وظیفه داری و آن حفظ این شخصیت گروهی است.

آن موسسه‌ای که من با آن گفت‌وگو کرده بودم، حالا واقعاً متأسفم. وظیفه آنها بود که حداقل یک بار به من می‌گفتند: «الماسی، بیا. این را می‌خواهیم پخش کنیم.»

اولین سؤال من این است که گفت‌وگوی من که مربوط به هفت، هشت ماه پیش است، چطور شده که الان آن را برجسته کرده‌اید؟ می‌خواهید پخش کنید و دنبال چه هستید؟ چه مفهومی را می‌خواهید در جامعه بسط بدهید؟ فقط می‌خواهید من را بزنید یا پشت این ماجرا نقشه‌ای وجود دارد؟

بازیگر , سینما , تلویزیون ,

چرا کسی به داد پیشکسوتان نمی‌رسد؟

اتفاقاً سؤال من هم همین است. آقای عزت‌الله رمضانی‌فر، آقای محمد فیلی و بسیاری از پیشکسوتان ما که کارنامه درخشانی دارند، درباره مسائل اقتصادی، اجاره‌نشینی و مشکلاتی که بازیگران در طول زمان پیدا می‌کنند، حرف‌های مختلفی زده‌اند. مثلاً درباره آقای فیلی، تیترهایی درباره اجاره‌نشینی و مشکلاتشان منتشر شد؛ یا درباره آقای عزت‌الله رمضانی‌فر، تیترهایی مثل «مسافرکش» منتشر شد. بسیاری از بازیگران و از جمله شما، قربانی چنین گفت‌وگوهایی شده‌اند. کسانی که سواد رسانه‌ای پایین‌تری دارند، ممکن است واقعاً باور کنند که جهانگیر الماسی با آن کارنامه و آن همه اتفاقی که در سینما رقم زده، به چنین مشکلاتی رسیده است. و این طور وانمود می‌شود که چرا وزارت ارشاد، صداوسیما و مسئولان فرهنگی به داد پیشکسوتان نمی‌رسند؛ مردم از کجا باید صحبت درست هنرمند را باور کنند؟ کجا باید مراجعه کنند تا درست و غلط را بهتر تشخیص دهند؟

جهانگیر الماسی: به مردم ربطی ندارد؛ این مسئولیت متوجه نهادهایی است که چنین مطالبی را منتشر و در فضای مجازی برجسته می‌کنند. ابتدا باید دید این افراد چه کسانی هستند و تا چه اندازه شایستگی و مسئولیت‌پذیری لازم برای مدیریت فضای مجازی را دارند.

کسی که چنین کاری می‌کند، اگر به دنبال کسب درآمد است و با دامن زدن به برخی جریان‌ها برای خودش موقعیت ایجاد می‌کند، باید متوجه مسئولیتی باشد که بر عهده دارد. من با کسی دشمنی ندارم. حرف من این است که باید به او گفت: «آقا، این کاری که می‌کنی، آن چیزی نیست که الماسی گفته است. تو که رسانه‌ای هستی، می‌دانی این برداشت اشتباه است؛ پس نباید آن را این‌گونه منتشر کنی.»

حتی می‌توانستند پیش از انتشار با من تماس بگیرند و بگویند: «الماسی جان، ما می‌خواهیم این بخش از گفت‌وگوی تو را منتشر کنیم؛ به نظر خودت کار درستی است؟»

ما نمی‌توانیم صرفاً ادای آمریکایی‌ها و فرانسوی‌ها را دربیاوریم. باید شرایط مملکت، سرزمین و فرهنگ ملی خودمان را در نظر بگیریم.

من برای 180 هنرمند خانه گرفتم

جهانگیر الماسی: در همان گفت‌وگو اشاره کردم که من بودم که برای بچه‌ها در سعادت‌آباد 180 خانه گرفتم؛ از مسئولان سیاسی کشور، از آقای هاشمی تا شهردار وقت تهران، همه تأیید و امضا کردند که 180 هنرمند واقعی و خدمتگزار ما در سعادت‌آباد خانه بخرند و سامان پیدا کنند؛ با قیمت خیلی پایین. من دنبال پیگیری آن بودم.

بیمه هم همین‌طور. ما بیمه نداشتیم. برای زنان بی‌سرپرست، تعدادی از بازیگران زن را بیمه می‌کردیم. برای ماهیگیران فصلی دریای جنوب هم پیگیری کردیم. شاید گفتنش یک لفظ ساده باشد، اما واقعاً پدر ما درآمد تا توانستیم یک راهی پیدا کنیم.

وقتی در خانه سینما بودم، بدون حقوق و دستمزد کار کردم. شنیده‌ام الان حقوق‌های خوبی می‌گیرند، اما ما حتی از جیب هم هزینه می‌کردیم. به ما در سینمای ایران، حتی سینمایی که میراث گذشتگان، سینمای فردین و بهروز وثوقی و سینمای پیش از انقلاب بود، اولین چیزی که یاد دادند «شرف صنفی» بود.

ما باید با حفظ اصولی نسبت به صنف و همکارانمان، شرافتمندانه برخورد می‌کردیم. این موضوع در قاعده اعتقادات دینی و اجتماعی ما هم بسیار قوی‌تر است. نمی‌دانم این شرف صنفی امروز وجود دارد یا نه. شاید وجود داشته باشد، اما نه به آن وسعتی که انتظار من و شماست و نه به آن حد و اندازه‌ای که ما به عنوان دست‌اندرکاران فرهنگی کشور باید داشته باشیم.

بازیگر , سینما , تلویزیون ,

یک نهاد مستقل باید مراقب حال هنرمندان باشد

جهانگیر الماسی: ما خیلی چیزها را، فرهنگ و هویتمان را، به خاطر روش‌های اشتباه سیاسی قربانی توهم سیاسی کرده‌ایم. یک عده‌ای در دانشگاه‌های آن‌سوی دنیا درس خوانده‌اند و با هوشمندی و امکان بهره‌مندی در حوزه‌های مختلف، آمده‌اند و بعضی چیزها را مطرح کرده‌اند. مثلاً می‌گویند باید اول اغتشاش ذهنی ایجاد کنیم. اغتشاش ذهنی ایجاد کنیم که چه شود؟

من نمی‌خواهم وارد جزئیات سیاسی شوم، اما فکر می‌کنم یک نهاد مستقل از وزارت ارشاد، از محیط کار و تلویزیون، که قدرت دخالت در چگونگی فعالیت و درآمد امثال من را نداشته باشد اما فرهنگی باشد، باید از حال و هوای هنرمندان و همکاران من مراقبت کند. از کسانی که شناخته شده‌اند و مردم نسبت به آنها واکنش نشان می‌دهند.

با این شدت واکنشی که شما و بقیه به من نشان دادید، 10 هزار تلفن در عرض شش ساعت مگر کم است؟ مردم نسبت به گفت‌وگوی من واکنش نشان دادند. باید نهادی باشد که قبل از اینکه چنین مطالبی وارد جامعه شود و آثارش را بگذارد، هوشمندانه دست من را بگیرد و بگوید: «فلانی، این‌طور بگذار.» من که دشمن مردم نیستم. من خاک پای این مردمم و فکر نمی‌کنم حرف‌هایی که می‌زنم، حرف‌های نسنجیده‌ای باشد.

گفتم می‌ترسم دوباره کتکم بزنند

* در صحبت‌هایتان به «توهم سیاسی» اشاره کردید و گفتید قربانی توهم سیاسی شده‌ایم. در همان مصاحبه هم جمله‌ای دارید که می‌گویید «می‌ترسم باز کتکم بزنند». به نظرم حالا وقتش رسیده از این کتک‌ها بگویید؛ چون مردم باید بدانند چه اتفاقی افتاده است. بعضی‌ها هنوز می‌گویند شما قربانی همان دهه‌ای هستید که رئیس‌جمهور وقت برای شما در فرهنگستان هنر حکم زد.

جهانگیر الماسی: بله، پُربیراه نیست. من از شما یک سؤال می‌کنم. در یک سال، بزرگداشتی برای چندمین سال سینمای ایران گرفته شد. هر کسی یک فیلم داشت، شما می‌دیدید بازیگر نقش اول، نقش دوم، مرتبط و نامرتبط، در آن پوستر حضور داشت. چهار فیلم از من در آن سال در آن پوستر بود، اما حتی یک عکس از من نبود. چرا؟

من چند بار کاندید دریافت جایزه بودم، اما هیچ‌وقت جایزه را نگرفتم. چند بار داور همان جشنواره بودم؛ داور فجر بودم. 13، 14 بار هم کاندید دریافت جایزه بودم. چرا؟

حتماً بایکوت شدم

* یعنی شما را بایکوت کردند؟

جهانگیر الماسی: حتماً کردند که این‌طور شده دیگر. ببینید، شما نامش را بایکوت می‌گذارید. در روش‌های جدید استعماری دنیا، یک زمانی اسلحه می‌آمد و نیرو می‌رفت؛ الان احتیاجی به آن نیست. کاری می‌کنند که به جهت نیاز مالی، شما به هر سویی که آنها دوست دارند بروید.

امروز من و شما می‌بینیم خیلی از همکاران من بیکارند و کارهایی که انجام می‌دهند با دیگران یکی است. همه در یک فاز هستند و بیکارند، اما یک عده سه، چهار کار را هم‌زمان دارند. چرا؟ یعنی مدیریت ما اینجا لنگ می‌زند. من نمی‌خواهم بحث را به سمت سیاست ببرم. می‌خواهم بگویم ما مدیریت جامع و دقیق نداریم؛ به‌خصوص در حوزه منابع انسانی در حوزه حساسی مثل رسانه و سینما.

جرمم این است که بیشتر از آنچه باید می‌دانم

آقای الماسی، شما همیشه رک و پوست‌کنده صحبت می‌کنید. خیلی سریع به من بگویید؛ آن باند خطرناک و مافیایی که معمولاً شما و همکارانتان را مورد ضربه قرار داده، هنوز در سینمای ایران حضور دارد؟

برای اینکه منافع دارند، نمی‌شود نباشند.

* یعنی منظورتان این است که یک باند و گروه وجود دارد؟

فرض کنید که آنها یک باند هستند. یعنی آنها نمی‌گذارند شما باشید.

* چرا؟

به خاطر منافع.

* به خاطر اینکه با اهالی سیاست کار کرده‌اید و به شما برچسب حکومتی زده‌اند؟

جهانگیر الماسی: بدانید جرم من این است که بیشتر از آنچه باید می‌دانم. جرم من سه، چهار بخش دارد. یکی از آنها این است که اسرار را هویدا می‌کردم؛ این اصلی‌ترینش است. جرم دوم من این است که می‌دانم چه کسی چه کار می‌کند. جرم دیگرم این است که «پالونم از بچگی کج بوده». در فرهنگ دهخدا بخوانید آنهایی که پالون‌شان کج است مربوط به چه کسانی‌ می‌شود.

ما احساس تعلق می‌کنیم به یک آب و خاک و به یک معرفت و خیلی‌ها از این خوش‌شان نمی‌آید. دو تفکر وجود دارد. یک تفکر این است که ما زمینه را مساعد کنیم برای اینکه کالای فرهنگی تولیدشده در بیرون از مرزهای این کشور، داخل کشور فروش برود. کسی که مقابل این جریان بایستد، مجرم است.

بازیگر , سینما , تلویزیون ,

«رنج و سرمستی» بالأخره روی پرده می‌رود؟

* گفت‌وگوی ما تقریباً تمام شده، اما می‌خواهم تکلیف فیلم «رنج و سرمستی» را برای مخاطبان روشن کنم؛ فیلمی که سال‌ها قبل ساختید و برای بچه‌های رسانه اکران خصوصی شد، اما مردم آن را ندیدند. امروز در دوره‌ای هستیم که آقای طباطبایی‌نژاد که آن دوره در مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی حضور داشتند، معاون نظارت و ارزشیابی سازمان سینمایی هستند و آقای دکتر فریدزاده هم رئیس سازمان سینمایی است. بالأخره این فیلم رنگ پرده سینمای ایران را خواهد دید؟

جهانگیر الماسی: اگر دست آقای فریدزاده باشد که عمویش از بچه‌های قدیم سینمای جوانان و سینمای هشت میلی‌متری بود و من هم از سال 58 و 59 با ایشان در تلویزیون آشنا هستم، بالأخره یک مجرایی پیدا می‌شود که فیلم من از محاق بیرون بیاید. اما آقای طباطبایی‌نژاد را نمی‌دانم؛ چون ایشان در عالی‌ترین نقطه قدرت بودند و من نفهمیدم چرا فیلم من توقیف شده است. هرچه فکر کردم نفهمیدم.

فیلم من هنوز حدود 20 روز کار تدوین و صدا و تصویر دارد. کیانوش عیاری به عنوان تدوین‌کننده کار حضور داشت که حالا، حیوونکی، شنیدم پرستار دارد و نمی‌تواند این کار را انجام دهد. با خودم فکر کردم اگر یک روزی اجازه بدهند، مثلاً از آقای زندباف خواهش کنم بیاید و این کار را انجام بدهد، حدود 15 تا 20 روز کار داریم؛ به لحاظ صدا و تصویر.

حدود 100 دقیقه فیلم هم اصلاً استفاده نشده و همین‌طور مانده است. چیزی که من را ناراحت کرد این بود که در عرض 30 و چند روز فیلمبرداری، ببینید من چقدر فیلم گرفتم. با کمترین درآمد، من برای این فیلم زحمت کشیدم.

بازگشت جهانگیر الماسی با خلیج فارس؛ روایتی از هجوم به سواحل جنوبی

فیلم بعدی الماسی درباره خلیج فارس است

* هزینه فیلم‌تان چقدر شد؟

جهانگیر الماسی: من تهیه‌کننده فیلم نبودم؛ فقط نویسنده و کارگردان بودم. فیلم تهیه‌کننده داشت و هرچقدر از او می‌پرسیدیم، جواب نمی‌داد. فکر می‌کنم آن موقع حدود یک میلیارد و 200 یا 300 میلیون تومان هزینه شده بود. مبلغ بالایی نبود، با توجه به فیلم‌های دیگری که در همان زمان ساخته شد.

من اینها را تحمل کردم، چون فیلم آخرم و فیلمنامه‌ای که نوشته‌ام درباره خلیج فارس، خیلی جالب است. جالب اینکه پیش از این اتفاقات و جنگ در خلیج فارس و اینکه آمریکا و اسرائیل به مرزهای میهن دوست‌داشتنی ما نزدیک شوند، این فیلمنامه را نوشته بودم.

این فیلم سینمایی است؛ چون تلویزیون مخاطبش بیشتر مردم کشور خود ما هستند، اما سینما می‌تواند مخاطب جهانی داشته باشد. من درباره جنگ حرف دارم. درباره این موضوع حرف دارم.

از مردم ایران عذرخواهی می‌کنم

جهانگیر الماسی: من از مردم ایران عذرخواهی می‌کنم. دست تک‌تک هموطنانم را می‌بوسم. اگر از جانب این کمترین، کوچک‌ترین خطایی در هر زمینه‌ای که آنها را اذیت کند اتفاق افتاده باشد، عذر می‌خواهم. دست تک‌تک مادران، خواهران و فرزندان عزیزم را می‌بوسم؛ پدران، برادران و شرافتمندان ایرانی را. می‌خواهم بگویم دوستتان دارم.

افتخارم این است که ته شناسنامه‌ام اسمم نوشته شده: ایرانی. به والله خاک پای شما هستم، عزیزان من. مراقب همدیگر باشید. مراقب هم باشیم. شما از من هم مراقبت کنید. اگر خطایی کردم، به من گوشزد کنید.

انتهای پیام/

 

اضافه کردن دیدگاه

جدیدترین‌ مطالب