به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، «آن روی دیگر سلبریتیها» این روزها بیش از همیشه خود را نشان میدهد؛ رویی که بسیاری از مردم شاید تا پیش از این کمتر با آن روبهرو شده بودند. در حالی که با شروع جنگ اخیر، انتظار میرفت چهرههای مشهور آنهایی که سالها از توجه مردم، حمایت مخاطبان و فرصتهای همین سرزمین بهره بردهاند کنار مردم بایستند و حداقل با یک پیام ساده همدلی، اندکی از رنج عمومی بکاهند،
اما واقعیت چیز دیگری بود؛ سکوتی سنگین و طولانی که بسیاری را ناراحت و حتی دلزده کرد. تنها چند چهره مانند رامبد جوان، احسان علیخانی، نیوشا ضیغمی و تعداد اندکی دیگر آن هم با تأخیر و در قالب پیامهایی بسیار محتاطانه و حسابشده واکنش نشان دادند، بسیاری دیگر همچنان ترجیح دادند در سایه بمانند؛ نه سخنی بگویند و نه رفتاری از خود نشان دهند، گویی هیچ اتفاقی رخ نداده است،
البته در این میان چهرههایی هم بودند که بهخلاف این سکوت، قدم به میدان گذاشتند؛ مانند پردیس احمدیه و پژمان جمشیدی که با لباس هلال احمر کنار مردم حاضر شدند، احمدیه حتی تحویل سال را کنار نیروهای هلال احمر سپری کرد و با صدایی رسا و آشکارا مقابل دوربینها شعار «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» سر داد،
با این حال، کنار این معدود همراهیها، نوع رفتار برخی دیگر همچنان پرسشبرانگیز و قابل تأمل است، برای مثال، حامد بهداد در ظاهر حضور دارد اما کوچکترین موضعی نمیگیرد، حتی درباره دانشآموزان بیگناه میناب که دل هر انسانی را به درد میآورد.
این سکوتها شائبههایی را تقویت میکند؛ اینکه شاید دغدغه اصلی این افراد نه همراهی با مردم، بلکه حفظ منافع شخصی، نگرانی از ریزش فالوئر، مختل شدن مسیر مهاجرت، یا به خطر افتادن امتیازاتی مانند گرینکارت باشد، این همان جایی است که مردم احساس میکنند «یک روی دیگر سلبریتیها» نمایان شده است؛ رویی که کمتر کسی تاکنون دربارهاش سخن گفته بود.
از طرفی فراموش نمیشود که بسیاری از همین چهرهها، اعتبار و دیدهشدنشان را مدیون بستری هستند که در همین کشور برایشان فراهم شده است؛ رسانههایی که فرصت ساخت و شهرت به آنان دادهاند، جشنوارههایی که نامشان را مطرح کردهاند، و مردمی که با حمایت و علاقه مسیر پیشرفتشان را هموار کردهاند، اما امروز، همان مردم انتظار دارند در چنین مقاطع حساسی تنها نباشند.
در میانه همین سکوتها، موج دیگری نیز شکل گرفته که خود بحثبرانگیزتر است: انتشار استوریها، پستها و حتی تبلیغات حمایتی برخی سلبریتیها و بلاگرها برای کشورهای حوزه خلیج فارس خصوصاً امارات، این اتفاق درست زمانی رخ میدهد که ایران نه با این کشورها جنگی داشته است و نه از اساس خصومتی با آنها وجود داشته است؛ مسئله فقط حضور پایگاههای آمریکایی در خاک آنها بوده است که اهداف نظامی مرتبط با آن مورد حمله قرار گرفته، نه مردم عادی و نه زیرساختهای غیرنظامی.
با این حال برخی چهرهها عجیب و شاید شتابزده، شروع به حمایت از امارات کردهاند، نمونهاش لیلا اوتادی که نوشته است؛ «امارات خانه دوم بسیاری از ایرانیان است» یا «حمله به مردم و هتلهای کشورهای همسایه از مردانگی دور است».
اما این موضعگیریها برای بسیاری نامفهوم و غیرقابلهضم است؛ چرا که یا اطلاعات دقیقی درباره چرایی عملیات ایران ندارند، یا در جریان نیستند که حملات آمریکا از همان مسیرهای هوایی صورت گرفته، همان مسیری که پالایشگاه و دیگر نقاط حیاتی ایران از آن ضربه خوردهاند. همه دنیا دید چرا پایگاههای آمریکایی در منطقه هدف قرار گرفتند و این پاسخ به چه تجاوز آشکاری بوده است،
علاوه بر این، شاید برخی از این افراد هنوز حتی از ماجرای تلخ میناب بیاطلاعاند؛ از حملهای که کودکان بیگناه را هدف قرار داد، از دختر و پسربچههایی که در یک لحظه پدر و مادر خود را از دست دادند، از خانوادههایی که تنها یادگارشان عروسکی کوچک است که حالا به نمادی از فقدان تبدیل شده است. این زخمها واقعیاند و از حافظه مردم پاک نمیشوند؛ به همین دلیل است که سکوت سلبریتیها برای بسیاری قابل هضم نیست.
در چنین فضایی، گفتوگوی معاون سیما با خبرنگار تسنیم نیز بازتاب گستردهای پیدا کرد؛ چرا که او وعده داد با چهرههایی که در این روزها سکوت کردهاند یا نسبت به مردم بیاعتنا بودهاند برخورد خواهد شد و آنتن رسانه ملی را در اختیار آنها قرار نخواهد داد.
این موضعگیری بازتابی از احساس عمومی مردم است؛ مردم از رفتار منفعتطلبانه برخی چهرهها ناراحتاند، از اینکه در بزنگاههای حساس کسانی که روزی از دل همین جامعه به اوج رسیدهاند، کوچکترین همراهی و حمایت را از آنان دریغ میکنند. همچنان که از سلبریتیها و چهرههایی که این روزها کنار مردم بودند هم تقدیر و تشکر کردند.
واقعیت این است که مردم از سلبریتیها معجزه نمیخواهند؛ نه بیانیههای طولانی و نه شعارهای بزرگ، تنها انتظار دارند که در لحظههایی که درد مشترک ملی وجود دارد، آنهایی که دیده میشوند، کمی بیشتر ببینند و آنهایی که صدایشان بلندتر شنیده میشود، دستکم یکبار حرفی برای مردمشان بزنند، همین حداقلِ همدلی و همراهی است که این روزها جای خالیاش بیش از هر زمان دیگری احساس میشود.
انتهای پیام/+





اضافه کردن دیدگاه