خبرگزاری مهر؛ گروه سیاست-هادی رضائی: در حالی که تشییع پیکر مطهر فرمانده معظم کل قوا، حضرت آیتالله خامنهای، در شهر های مختلف با شکوهی بی مانند درحال برگزاری است، امیر سرتیپ علیرضا شیخ، معاون اجرایی ارتش، در گفتوگویی صمیمانه و بیواسطه، از سیره مدیریتی، نگاه راهبردی و خاطرات شخصی خود از رهبر شهید در گفتگو با خبرنگار مهر سخن گفت؛ از فلسفه «پدافند در خط مقدم» و جهاد خودکفایی در ساخت پهپاد و موشک، تا نقش رهبری در جنگهای دوازدهروزه و چهلروزه، و از دلبستگی ایشان به بدنه ارتش تا آخرین دیدار پیش از شهادت.

آنچه در ادامه میخوانید، گفتوگوی اختصاصی خبرگزاری مهر با امیر سرتیپ علیرضا شیخ، معاون اجرایی ارتش جمهوری اسلامی ایران و روایتی است از دل خاطرات یک فرمانده ارتشی از منظومه فکری فرماندهی که به گفته او، «دنیا امروز روی همان نگاه دارد حساب میکند».
محور اول: سیره مدیریتی و تحول در هندسه ساختاری ارتش
**حضرت آقا نگاه بسیار دقیقی به تحول در ساختار نیروهای مسلح داشتند؛ از چابکسازی یگانها گرفته تا تشکیل تیپهای واکنش سریع و پهپادی. بهعنوان معاون اجرایی ارتش، نگاه هدایتگرانه و فرماندهی ایشان در تغییر هندسه ارتش و تبدیل آن به یک نیروی پویا و آماده رزم چطور اعمال میشد؟
بسماللهالرحمنالرحیم
برای ورود به منظومه فکری حضرت آقا باید از این منظر نگاه کرد که ایشان نیروهای مسلح را بهعنوان یک مؤلفه از قدرت ملی میدیدند. به سبب سابقه حضورشان در ارتش در ابتدای انقلاب، و بعد در حوزه دفاع و شورای دفاع، و در ادامه در جنگ، مسئولیتهای مختلفی که در حوزه دفاع داشتند،۰ به عقیده من مسلطترین فرد در حوزه دفاع و مشرفترین فرد به حوزههای نظامی بودند؛ و از همه مهمتر، به پیامدهای عملکرد نظامی، یعنی استفاده درست از مؤلفه قدرت نظامی در مؤلفههای قدرت ملی، اشراف کامل داشتند.
شاخصترین ویژگی ایشان همین است که امروز دنیا روی آن دارد حساب میکند: با فهم همهجانبه از مؤلفههای مختلف قدرت ملی، قدرت نظامی را بهدرستی و در کنار سایر مؤلفهها در حکمرانی خودشان بهکار میبردند. به خاطر تسلطی که در حوزه نظامی داشتند، افق آینده را میدیدند. چند کلیدواژه مشخص از ایشان به یاد دارم؛ از جمله زمانی که فرمودند «پدافند خط مقدم حیثیت و آبروی کشور است، پدافند را در اولویت نیروهای مسلح قرار دهید». این یک حرف راهبردی بود که کمتر به آن توجه شد، و نتیجه این عدم دقت را در جنگ دیدیم؛ اینکه خط مقدم یعنی چه، پیشانی سیستم یعنی چه، همه ما در همین جنگ آن را لمس کردیم.
نگاه عالمانه و هوشمندانه آقا به تحولات آینده، به محیط رقابتی دفاعی آینده، همیشه معطوف به توانافزایی و قدرتافزایی در حوزه نظامی بهعنوان عامل بازدارنده ملی بود. مصادیق بسیار زیادی میتوان برای این مورد مثال زد ، حتی در راهنماییهای فنی درباره یک هواپیما، یک موشک، یا تجهیزات و تسلیحات دفاعی که خدمت آقا ارائه میشد، نگاهشان معطوف به حوزههای فناورانه آینده و تأثیر آن تجهیزات در محیط آینده دفاعی کشور بود. وقتی در ارتش تدابیر منظومه فکری ایشان را استخراج و کنار هم گذاشتیم، آیندهبینی، به نگاه راهبردی و درک عمیق تحولات فناورانه آینده حوزه دفاع و تبدیل دانش به قدرت را به وضوح می شد ترسیم کرد و تسلط ایشان بر وضعیت فعلی نیروهای مسلح را دید، و بعد توصیهها و تدابیر را در قالب گزاره های راهبردی مطرح می فرمودند که اگر این توصیهها بهموقع تبدیل به راهبرد و اقدام میشد، شاید نتیجه جنگ متفاوت بود؛ مثال بارزش همان بحث تقدم و اولویت پدافند است که در جنگ دوازدهروزه — که من دفاع مقدس دوم نامگذاری میکنم — و جنگ چهلروزه ـ دفاع مقدس سوم ـ بهوضوح دیدیم.
نکته بعدی که آقا خیلی تأکید داشتند این بود که اندازه قدرت را برای مسئولین همانطور که هست عنوان کنید، غلو نکنید. در اصطلاح سربازی میگویند “غلو در توانمندی بزرگترین خیانت به فرمانده است”، چون فرمانده روی این مؤلفه حساب میکند. دقیقاً همین رویکرد را در جنگ دیدیم. آقا ذهن ریاضیای در این محاسبات داشتند و در محاسبات عددی قدرت دفاعی مسلط بودند لیکن تذکرات را، با وجود اینکه در جایگاه فرمانده کل قوا میتوانستند مستقیم ورود کنند، معمولاً در قالب توصیه و جهتنمایی مطرح میکردند، چون به تخصص در برنامهریزی حوزههای مختلف اعتقاد داشتند.

نگاه راهبردی حضرت آقا به حوزههای جدید قدرت دفاعی، از فناوریها گرفته تا بقیه قسمتها، به عقیده من ترجمان منظومه فکری ایشان است که در ارتش تجلی بیشتری پیدا کرد. از ابتدا جهادهای خودکفایی و توسعه فناوریهای مختلف را کاملاً میشناختند وبا ایمان به توان جوانان و خبرگان داخلی توانستن را معنی کردند .بر همین اساس ارتش رشد یافته ی امروز ،محصول نگاه دیروز ایشان است.
متوقفکردن ماشین جنگی یک ابرقدرت، خودش قدرت است
همیشه در ارتش اینگونه بوده که تدبیر حضرت آقا بهعنوان دستور به پایین منتقل میشد و بر اساس آن اقدام میشد؛ هرچند میزان فهم ما از آیندهبینی و ژرفنگری ایشان متفاوت بود و در برخی حوزهها، بهویژه در شرایط صلح و در ساختارهای نامنظم، آن همگرایی و همافزایی لازم شکل نگرفت. اما در حوزه کلی، همه نیروهای مسلح نسبت به گذشته یکپارچهتر شدند؛ همان چیزی که امروز شاهدش هستیم: بزرگترین ابرقدرت با تمام سامانهها و فناوریهایش پای کار آمد و ما توانستیم در میدان او را به چالش بکشیم و متوقفش کنیم. متوقفکردن ماشین جنگی یک ابرقدرت، خودش قدرت است؛ و این کار بر اساس همان رهنمودهای منظومه فکری دفاعی حضرت آقا شکل گرفت.
در سیره مدیریتی رهبر شهید، انضباط نظامی و حفظ حرمت ارتش جایگاه ویژهای داشت. در گزارشهای اجرایی و کلانی که خدمت ایشان ارائه میکردید، حساسیتها و تأکیدات خاص ایشان روی چه مؤلفههایی از مدیریت ارتش متمرکز بود؟
بهعنوان سربازی که حوزه تخصصیام همین است، همیشه برایم پرسش بود که چگونه آقا در تمام مراسمهای فارغالتحصیلی، حتی به آهنگ حرکت عصا و پای در ریتم موزیک دانشگاه افسری توجه میکردند. خودشان بسیار منضبط بودند. در تعریف انضباط فرمودند: «انضباط در ارتش بهمثابه نخ تسبیح است که مهرهها را دور هم نگه میدارد و به هیچ وجه نباید گسسته شود». هر وقت هم به محیطهای نظامی میآمدند، لحن صحبتشان در جایگاه فرماندهی متفاوت بود؛ اقتدار همراه با اعتقاد راسخ به مبانی نظامی ایشان را در هیبت یک فرمانده نظامی نمایان می کرد.
در کل ، اگر اشتباه نکنم قریب به هشتاد بار در ارتش حضور یافتند و نزدیک به سیونه بار در مراسم فارغالتحصیلی دانشگاههای افسری ارتش حاضر شدند. اگر بخواهیم گفتمان ایشان را تحلیل کنیم، تمام تمرکزشان بر این بود که تربیت مقدم بر آموزش است؛ نسلسازی برای آینده، که امروز همان حلقه مفقوده کشور ما در زمینه تربیت نسل و ساخت سرمایه اجتماعی است. تمرکز ایشان همیشه بر تربیت نسل جوان بر مبنای این اصول بود، تا جایی که به فرماندهان میفرمودند با دانشجویان «نفس به نفس» شوید، در زندگیشان تأثیر بگذارید تا شما را بهعنوان الگو در مسیر زندگی انتخاب کنند. همین بود که حضور بیستوچهارساعته فرماندهان در مراکز آموزشی نظامی، تدبیری بود که آقا داشتند تا دانشجو فرمانده را بهعنوان الگو بگیرد؛ الگوپذیری، یکی از اصول اساسی تربیت انسان است.
محور دوم: پشتیبانی لجستیک از خودکفایی دفاعی و قدرت بومی
جهاد خودکفایی و ساخت تسلیحات بومی در ارتش نیازمند یک شبکه پشتیبانی، بودجهریزی و مدیریت اجرایی کلان بود. نگاه رهبر شهید به مدیریت منابع ارتش برای عبور از وابستگی چه بود؟
حضرت آقا میدانستند که ارتش جمهوری اسلامی ایران یک سیستم بههمپیوسته است که موفقیت در حوزه دفاع و تضمین امنیت آینده را رقم میزند. نگاه ایشان بهشدت سیستمی بود و این سیستم را در ساختار ارتش میدیدند. همین نگاه سبب شد در حوزه خودکفایی، تفسیر «ما میتوانیم» شکل بگیرد؛ میفرمودند اگر به توانمندیهای خودتان اتکا کنید، قادرید تحریم و مقاومتهای دشمن را بشکنید. نگاه ایشان بر ساخت اعتماد به کارکنان استوار بود؛ میفرمودند «بچهها میتوانند» و توانستیم؛ از هواپیماهای آموزشی ساختهشده تا ناو جماران که خودشان برای افتتاح آن تشریف آوردند. که رونمایی از جماران هم داستان جالبی دارد؛ در گرمترین روز سال، در برج پنج، خودشان حضور پیدا کردند و دستاوردی که محصول حمایت خودشان بود را رونمایی کردند؛ چه در حوزه ساخت شناورها، چه هواپیما و چه موشک.
جایی از من سؤال کردند که چرا فقط روی موشک وپهپاد تمرکز کردید و به بقیه حوزهها نرفتید؛ پاسخ دادم که آنجا که یک ملت به اتکای درونی خودش میرود سمت تولید توانمندی، باید روی نقطه قوت خودش تمرکز کند. نقطه قوت ما پهپاد و موشک بود؛ همین را محکم گرفتیم و درست استفاده کردیم و همین باعث موازنه قدرت در جنگ شد. اگر پهپاد و موشک نبود، واقعاً نمیتوانستیم موازنه ایجاد کنیم؛ صحنه را بههم زدیم. این توانمندیها محصول همان نگرش بود که «آنچه را خودتان میتوانید، دست نیاز به سوی کسی دراز نکنید». همین نگاه، حوزه پهپادی را در ارتش مستقل کرد. زمانی برای ورود ارتش به حوزه پهپاد، به دلیل ملاحظات ساختاری، محدودیت قایل بودند؛ اما وقتی ورود پیدا کردیم و خدمت آقا رسیدیم، فرمودند «ده برابر افزایش بدهید و کارتان را انجام دهید»، با وجود اینکه دستورالعمل چنین اجازهای نمیداد.
هرجا ضعیف عمل کردیم، دشمن را بهدرستی نشناخته بودیم
اطلاعات نظامی، دشمنشناسی را کامل میکند و وقتی دشمن را کاملاً شناختید، میتوانید متناسب با ویژگیهایش برخورد کنید. هرجا ضعیف عمل کردیم، دشمن را بهدرستی نشناخته بودیم؛ در فرهنگ سربازی میگویند دشمن را یک پله بالاتر از توانش در نظر بگیرید. اینجا نکتهای مطرح میشود درباره غافلگیری در جنگ ، دو نوع غافلگیری داریم، یکی محصول غفلت است و یکی محصول فناوری. در بخش غفلت، مقصریم؛ اما در عرصه فناوری، جنگ امروز، جنگ الگوریتمها و هوش مصنوعی است. در سطح تاکتیکی برتری مال کسی است که صاحب فناوری بر تر باشد.
هوش مصنوعی بهعنوان یکی از یکپارچهسازهای صحنه عملیات، برتری فناوری برای دشمن ایجاد کرد؛ با این حال، در محاسبات نقاط اصابت، دشمن دچار خطاهایی هم شد که ناشی از خطای داده در دیتاسنترهای هوش مصنوعیشان بود.

ما دچار یک غافلگیری فناورانه در نحوه بهکارگیری فناوریهایی شدیم که جهان غرب، در اختیار دشمن قرار داده بود
ما دچار یک غافلگیری فناورانه در نحوه بهکارگیری فناوریهایی شدیم که جهان غرب، در اختیار دشمن قرار داده بود؛ شبکه یکپارچه ماهوارهای، زیرسطحی، سطحی، هوایی،فضایی و سایبری. در لحظه اول شوک بزرگی ایجاد کرد و دشمن معتقد بود با این شوک میتواند بهت ایجاد کند و پیروز شود؛ ما ضربه اول را دفع کردیم و البته آسیب هم دیدیم، بهویژه در حوزههای تاکتیکی. با وجود بیش از پنجهزار و سیصد موشکی که دشمن مدعی شلیک آن است، توانستیم تاب بیاوریم و در روز چهارم جنگ، صحنه را عوض کنیم؛ پاسخ متوازن در عرصههای مختلف منطقهای، نشان داد که جمهوری اسلامی ایران پیشتدبیرهایی برای این لحظه داشته است.
باید به روح بزرگ شهید امیر سپهبد موسوی درود فرستاد که در فاصله جنگ دوازدهروزه تا جنگ چهلروزه، استراتژیها را تغییر دادند و برنامهریزی راهبردی برای مقابله انجام دادند؛ ایشان با یقین میگفتند جنگ قطعی است، و حتی یک هفته پیش از جنگ آمادگی لازم کسب شده بود. وقتی شبکه فرماندهی مورد اصابت قرار گرفت، ظرف کمتر از دو ساعت وارد چرخه عملیاتی شدیم و بهتدریج نشان دادیم که آن شوک اولیه دیگر کارساز نیست و جنگ به چرخه فرسایشی افتاده که پاشنهآشیل دشمن بود. در همین جریان، ساختار جدید نیروهای مسلح، سازماندهی مجدد و یکپارچهسازی قدرت دفاعی میان سپاه و ارتش، محصول همان برنامهریزیهایی بود که در نهایت، با ابتکار عمل و خلق تاکتیکهای جدید، ما را به این نقطه رساند که امروز دشمن پای میز مذاکره آمده است؛ چرا که در قانون جنگ، دو قدرت زمانی به مذاکره میرسند که بهنوعی موازنه رسیده باشند، وگرنه طرف قویتر، طبق منطق جنگ، متوقف نمیشود.
محور چهارم: خیرخواهی برای جامعه و جلوههای «ارتش فدای ملت»
**شعار «ارتش فدای ملت» در حوادث غیرمترقبه به زیباترین شکل اجرا شد. رهبر شهید در این مأموریتهای مردمیاری چه توصیههایی داشتند؟
بعد از جریاناتی که آقا فرمودند «ارتش در شعار ارتش فدای ملت صادق است»، نگاه ایشان این بود که ارتش مردمیترین نهاد جمهوری اسلامی ایران است؛ برخاسته از دل مردم، برای مردم و همراه مردم، که باید درد مردم را درک کند چون سپر بلای آنهاست. این بلا یک روز مسائل طبیعی است، یک روز جنگ، یک روز مسائل امنیتی درونی؛ هرچه باشد، ارتش باید سپر بلای مردم باشد. به فرمایش امیر خاتمی، آن جانفدایانی که سی میلیون نفرشان ثبتنام کردهاند برای کشور، ارتش جانفدای جانفدایان است. این نگاه تربیتی در ارتش جمهوری اسلامی شکل گرفته که تو آمدهای تا سر خودت را در راه این ملت بدهی؛ ناموس این ملت، اقتدار این ملت را باید محافظت کنی؛ بگذار تیر بلا، از هر سمتی که بیاید، اول به تو بخورد؛ سیل باشد، زلزله باشد، آتشسوزی باشد یا کرونا، همان تفسیر و همان روحیه است.
برای اینکه بتوانیم پیشگیری کنیم که به کسی آسیبی نرسد، کل سرمایه انسانیمان را به میدان آوریم چه با لباس شخصی و چه با لباس نظامی، هرکجا که هست، باید مراقبت کند که کسی آسیب نبیند، چون آموزشدیدهتر و آمادهتر است. این نگاه سبب میشود برنامهریزی خودجوش انجام شود، بدون آنکه کسی مسئولیت رسمی داشته باشد؛ این را وظیفه ذاتی خودمان میدانیم. ارتش جمهوری اسلامی ایران وظیفه سازمانی رسمی برای این کار ندارد، اما این یک تکلیف مأموریتی است که احساس میکنیم؛ در تمام اینها واقعاً جانفشانی و فداکاری میکند، چون امکانات، تجهیزات و کارکنانش، و در برخی جاها جان کارکنانش را به خطر میاندازد تا یک هموطن آسیب نبیند.
بر همین اساس، مبانی تربیتی را در دانشگاه ها این فرهنگ در وجود فرد نهادینه میشود ، تا این روح در جامعه نظامیان زنده بماند که سرباز باید در راه حفاظت از مردم، جان خودش را هدیه کند. آقا بسیار به این قضیه عنایت داشتند و همیشه آن را برگ برنده ارتش میدانستند که ارتش مورد اعتماد مردم است؛ بعد از سیل هم گفتند پیش از اینکه نیروهای امدادی برسند ارتش در صحنه حضور داشت.
دستور آقا در زمینه ساخت ، به تولید هزاران پهپاد منجر شد
در جنگ چهلروزه، تمام پهپادهایی که ارتش جمهوری اسلامی ایران فرستاد، موفقیت شبکه موشکی ما را تضمین کرد؛ بهخاطر درگیرکردن مجموعه پدافندی دشمن و حجم بالای ارسال تودهای. بعد از جنگ دوازدهروزه تا جنگ چهلروزه، تولید پهپاد ارتش بیش از ده برابر شد.و امروز پس از ۴۰روز درگیری به پشتوانه همان ظرفیت نها دینه شده، ظرفیت خود را به قیل از جنگ رساندیم .
حجم پهپادی که در ده نقطه عملیاتی مختلف در جغرافیای منطقه، در حوزههای مختلف فرستادیم، سبب برهمخوردن موازنه قدرت و اثرگذاری شبکه موشکی شد که در نهایت دشمن را مجبور به مذاکره کرد. این نگاه، محصول همان پیشتدبیری حضرت آقاست که فرمودند «ارتش برود کار خودش را انجام دهد». ما از همان نیروهای جوان و مستعد خودمان شروع کردیم تا رسیدیم به آرش دو، آخرین ورژنی که استفاده کردیم و خود اسرائیل آن را بهعنوان کابوس جنگ میشناسد.چون با توجه به حجم، قدرت نفوذ، دشواری رهگیری و ارزانیاش در برابر هزینه سرسامآور سامانههای بالستیک دشمن، اصلاً قابل مقایسه وموازنه نبود.

حمایت رهبر انقلاب از ارتش در حوزه پهپادی، ثمرش را در جنگ چهلروزه دیدیم
این نگاه حضرت آقا در حمایت از ارتش جمهوری اسلامی ایران در حوزه پهپادی، ثمرش را در جنگ چهلروزه دیدیم؛ واقعاً درود میفرستیم به روح ملکوتی حضرت آقا و نگاه بلندشان که چقدر دقیق تشخیص میدادند و در گلوگاههای درست، ورود پیدا میکردند و کدهایی میدادند که فرماندهان از آن استفاده میکردند.
محور سوم: دشمنشناسی و ارتقای آمادگی رزمی بر مدار تهدیدات نوین
رهبر شهید همواره بر «دشمنشناسی» و غافلگیر نشدن در برابر ابزارهای نوین دشمن تأکید داشتند. معاونت اجرایی چگونه بر اساس هشدارهای ایشان، آرایش پادگانها و آمادگی رزمی را بازطراحی میکرد؟
رهبر انقلاب همیشه تأکید داشتند که فرزند زمان خودتان باشید و تهدیدات را متناسب با صحنه آینده و فناوریها ببینید
ارتش یک سیستم بههمپیوسته و منظم است که تدبیر را از بالاترین رده میگیرد و به اقدامهای عملیاتی تبدیل میکند؛ هنر ستاد ها همین تبدیل تدبیر فرمانده به اقدام مؤثر عملیاتی است. سه مفهوم کلیدی در فرماندهی داریم: ماموریت چیست؟ ،تهدید کدام است؟ ،راهکار چیست؟». وقتی رسالت و مأموریت یک حوزه در ارتش را میبینیم و تهدیدهای آینده آن مأموریت را بررسی میکنیم، به راهکارهای عملیاتی میرسیم که مبتنی بر نگاه فرماندهی شکل میگیرند؛ ایشان همیشه تأکید داشتند که فرزند زمان خودتان باشید و تهدیدات را متناسب با صحنه آینده و فناوریها ببینید.
آقا از ده تا پانزده سال پیش روی «علوم شناختی» و «جنگ شناختی» تأکید داشتند؛ میفرمودند هوش مصنوعی، کوانتوم و نانو از نان شب واجبتر است. اینها اشارههایی بود که در جایگاه رهبری، پرچم زدن و کد دادن محسوب میشد و کسی که میفهمید، در همان مسیر پیش میرفت. بحث بصیرت که در فرمایشاتشان مطرح میکردند، در حوزه سربازی یعنی شناخت درست حریف مقابل، و متناسب با آن شناخت، توان مقابله ایجاد کردن. بعد از سی چهل سال دیدیم که همان دشمنی که آقا از او گفته بودند آمد و جرأت ورود به منازعه و درگیری کرد. ما به دلایل مختلف — تحریمها، سطح ارتقای علمی کشور، بودجه — نتوانستیم همپای فناوریهای حریف رشد کنیم؛ اما همانطور که حضرت علی(ع) میفرمایند، «کوتاهی شمشیر را با بلندی گام جبران میکنیم»؛ یعنی با خلاقیت و ابتکار از داشتههای موجود برای مقابله با فناوری استفاده کنیم.
نگاه حضرت آقا به تنگه هرمز بهعنوان یک نقطه کمینگاهی و گلوگاهی، از قبل تبیینشده بود
اگر بخواهیم به موضوع اقتصاد هم اشاره کنم، سال نود و دو وقتی سیاستهای اقتصاد مقاومتی اعلام شد، کمتر کسی میتوانست بفهمد که در آینده اقتصاد رکن اصلی استقلال کشور خواهد بود. امروز میبینیم که میدان بازی از عرصه نظامی به حوزه اقتصادی هم کشیده شده و ما توانستیم در سطح راهبردی از ابزارهای ژئوپلیتیک استفاده کنیم؛ نگاه حضرت آقا به تنگه هرمز بهعنوان یک نقطه کمینگاهی و گلوگاهی، از قبل تبیینشده بود و همین شناخت پیشینی، در جریان اخیر برای ما نقش لولای تغییر صحنه جنگ را ایفا کرد.
در دیدارها با حضرت آقا در زمینه اشراف اطلاعاتی بر لایههای پنهان تحرکات دشمن، چه تأکیداتی داشتند؟
اطلاعات نظامی یعنی آگاهی از لایههای پنهان قدرت دشمن، آگاهی از درون اتاق فکر دشمن؛ نه اطلاعاتی که آشکار شده و در دسترس همگان است. قدرت هر کشور به میزان تسلط، نفوذ و ورودش به لایههای اطلاعاتی حریف است. سه یا چهار سال پیش، حضرت آقا دستور اکید بر تقویت لایههای اطلاعاتی نیروهای مسلح صادر کردند که در برخی جاها سبب بازسازی ساختار حوزههای اطلاعاتی شد. بهنظرم بهخاطر دسترسی و مطالعاتی که خودشان در این زمینه داشتند، این نیاز را بیش از پیش احساس کرده بودند؛ فرمودند حوزه اطلاعات نیروهای مسلح باید تقویت شود، چون ناظر بر دشمن و لایههای پنهان اوست.
دغدغههای پدرانه رهبر شهید درباره وضعیت زیستی، منازل سازمانی، معیشت و کرامتِ بدنه ارتش چه جلوههایی در دستورات اجرایی ایشان داشت؟
یکی از توصیههای همیشگی آقا به فرماندهان این بود: «به کارکنان برسید، به خانوادهها توجه کنید» در مراسمات نظامی همیشه بهطور خاص به نقش خانوادهها در موفقیت رزمندگان اشاره می کردند. بارها به فرماندهان توصیه میکردند که حواستان به خانوادهها باشد.
نگاه آقا به حوزه سرمایه انسانی سازمان واقعاً بالا بود؛ بعضاً بهصورت مؤکد میگفتند از سازمان برای این کارها هزینه کنید تا روحیه و توان کارکنان حفظ شود.
حقوق و مزایا در ذهن یک نظامی جایگاه فرعی دارد، چون در کانون تفکر یک نظامی نمیگنجد که حساب کند به ازای این کار چقدر باید دریافت کند. مصداقش این است که کل نیروهای مسلح ، در بدترین نقاط آبوهوایی و دور از خانواده خدمت میکنند، بدون آنکه میان ساعت کار و مقدار دریافتی توازنی برقرار باشد؛ اینطور تربیت شدهاند. با این حال، سازمان باید در حد توانش نیاز را برطرف کند؛ آقا همیشه میفرمودند اینها خانواده دارند، بچه دارند، زندگی دارند، حواستان به آنها باشد و هرچقدر میتوانید کمک کنید تا آن نگاه ارزشی که در وجودشان است، بهخاطر مسائل زندگی آسیب نبیند. با وجود محدودیتهای کشور، وقتی نظامی به درجهای از تربیت و آمادگی میرسد که حاضر است برای ارزشهایش جانش را فدا کند، بقیه مؤلفهها کمرنگ میشود؛ بارزترین مصداقش همان خلبانهایی هستند که رفتند بمباران کردند و بازگشتند، در حالی که صد در صد میدانستند ممکن است زده شوند. آن چیزی که بچهها را نگه میدارد، اعتقاد دینی، ملی و مذهبی و تعهدشان به رسالت کشور و آبروی مردم است؛ افتخاری که خلبانهای ما کسب کردند، صحنههایی است که میتوان از آنها سناریوی فداکاری و ازخودگذشتگی ساخت؛ باید در طول تاریخ آرشکمانگیرهای این مرز وبوم را اینگونه تعریف کرد.
محور پنجم: ناگفتههای اتاق مدیریت کلان و میثاق در روز وداع
آخرین گزارش منسجمی که به محضر فرمانده کل قوا ارائه دادید چه بود؟ لبخند رضایت ایشان در آن دیدار چه بود که برای همیشه در ذهن شما ماند؟
من توفیق گزارش حضوری در محضر ایشان نداشتم، ولی ملاقاتهای متعددی از دوران دانشجویی داشتم که همیشه بهعنوان یک افتخار در گنجینه ی سینه ام نگه داشته ام. در فرایند کاری که در دانشگاهها انجام میدادیم، پیچیدهترین کارهایمان آمادهکردن مراسمها و رژهها بود؛ همیشه میگفتم اگر در رژه از آقا لبخند نگیرم، موفق نبودهام؛ و همیشه آن لبخند را در رژههای هزار و چهارصد یا هزار و پانصد نفره دانشگاه افسری میگرفتیم. آخرین بار، در یک شرفیابی. در معیت شهید سپهبد موسوی بعد از نماز، در جمعی محدود، آقا کارها وخلاقیتها و تفکر نوآوری و تغییر را مورد لطف و تعریف قرار دادند؛ تطبیق مصادیق ذهنی ایشان با کارهای انجام شده در طول سیو چند سال برای من واقعاً لذتبخش بود.
آن حس رضایت که در چشم و لب آقا لبخند میدیدیم، تمام خستگی کار را برطرف میکرد؛ چون در تمام مراسمهای فارغالتحصیلی، برنامهها را خدمت آقا ارائه میکردیم و ایشان همیشه عنایت خاصی داشتند و تشویق و تقدیر میکردند. برای من، بهعنوان یک سرباز، اینها برگ افتخار است.

لطفا خاطرهای ناگفته و عمیق از سادگی و بیتکلفبودن رهبر شهید برای مردم روایت کنید؟
آخرین دیدار من قبل از شهادت، در شرفیابی نخبگان بود.
ما بهعنوان سرباز، آقا به عنوان فرمانده و رهبر و ولی فقیه واجب الاطاعه بودند. در ادبیات تربیتی ارتش میگویند سرباز همیشه باید یک قدم عقبتر از فرمانده حرکت کند، نه همدوش و همقدم با فرمانده، تا رفتار فرمانده را ببینید و خودتان را متناسب با آن بسازید؛ سرباز باید سمت چپ و یک قدم عقبتر از فرمانده قرار بگیرد. این آییننامه و فلسفهای است که همیشه در ارتش ما بوده؛ یک قدم عقبتر، پشت سر فرمانده، چون جهت را او مشخص میکند. همه اینها برای ما در حوزه سربازی، معنای اطاعت، تمکین و دنبالروی از فرمانده را میرساند؛ فرقی نمیکند، این همان عهد ناگسستنی است که میان رزمندگان ارتش و نیروهای مسلح با حضرت آقا برقرار است.
در آستانه تشییع پیکر مطهر فرمانده کل قوا، معاونت اجرایی چگونه تداوم نظم، صلابت و آمادگی صددرصدی ارتش را تضمین میکند؟
وظیفه ذاتی ارتش، حفظ آمادگی خود در عرصههای مختلف متناسب با تحولات منطقه و دشمن است و اکنون بزرگترین اجتماع بشری در تاریخ کشور، در تشییع پیکر یک رهبر، در حال شکلگیری است که خود مبنای قدرت ملی ماست. وظیفه ذاتی ارتش، حفاظت از پیرامون کشور، مرزهای آبی، هوایی، دریایی و زمینی است؛ کارکنان ما، حتی بعد از ماهها درگیری جنگ، همچنان در آمادگی صددرصد قرار دارند تا اطمینان حاصل شود که در داخل جامعه، مراسمها با امنیت کامل برگزار میشود.
جمله معروفی از آقای شهیدمان به یادگار داریم که فرمودند «ارتش نگهبان دژ و قلعه است ست»؛ به داخل دژ کار ندارد، هر کاری میخواهد در داخل انجام شود، اما ارتش نگهبان بیرون است. تمام نوار مرزی کشور، در حوزههای دریایی، زمینی و هوایی، مدتهاست تحت پوشش کامل قرار دارد؛ در کنار این، در حد بضاعت سازمانی، زیرساختها و امکانات را نیز پای کار آوردهایم تا به زائرینی که برای این مراسم میآیند، خدمترسانی شود تا با خیال راحت بیایند، تکلیفشان را انجام دهند و بازگردند.
با توجه به اینکه بخشی از این تشییع در کشور همسایه مان عراق نیز برگزار خواهد شد، حفاظت از مرزها و امنیت رویداد در اولویت است؛ آنچه در توان داشتهایم پای کار آوردهایم تا مردم بدون مشکل بتوانند در این رویداد تاریخی شرکت کنند و بهسلامت بازگردند.
سخن پایانی
صحبت درباره اندیشههای فرمانده کل قوا، رهبر شهید، زمان بسیاری میطلبد؛ شاید ساعتها و روزها بتوان درباره آن سخن گفت. ایران سرمایه بزرگی را در حوزه رهبری و حکمرانی از دست داد، اما این نظام قائم به شخص نیست، چون بر پایه یک تفکر استوار است؛ و این نکتهای است که دشمن نمیتواند بفهمد. دشمن فلسفه تمدنی ایران را درک نمیکند؛ اینکه چرا این تمدن پایدار مانده و چه حسی در نسلهای این آبوخاک جاری است. ایران محصول یک جغرافیا نیست، محصول یک تمدن است که در حوزههای ارزشی، اعتقادی و دینی تبلور پیدا میکند؛ و همین را میتوان در حضور مردم برای بدرقه رهبر شهیدشان دید.
آنچه در این برهه تاریخی برای ارتش جمهوری اسلامی ایران اهمیت دارد، این است که بتوانیم آن مؤلفه جمعیتی، آن سرمایه اجتماعی که بخشی از قدرت دفاعی و ملی ماست را صیانت و حفظ کنیم. حضور مردم در خیابانها طی این چهار ماه ـ با نوسان آماری در این میان صدوبیست و چهار پنج شب ،در تاریخ کشور بیسابقه است؛ این محصول تمدنی است که وقتی در برابر تهدید قرار میگیرد، اینگونه منسجم میشود. امیدوارم این اتحاد و انسجام ملی حفظ شود و دستگاههای مختلف فهم حفظ این سرمایه را داشته باشند . آرزو میکنیم بتوانیم با اتکا به همین اقیانوس ملت، برای کشورمان جانفشانی کنیم و جلوی هجمه دشمن را بگیریم؛ سربازی میکنیم، این ماهیت وجودی ماست که در دفاع تبلور می یابد. خداوند به همه توفیق بدهد.



اضافه کردن دیدگاه