به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایرنا، امیرحسین علمالهدی کارشناس سینما به بهانه پایان فستیوال کن و عدم موفقیت اصغر فرهادی و سعید روستایی در کسب جایزه از این رویداد، جزییاتی را از وضعیت فیلمسازان ایرانی و جهانیشدن سینمای ایران بیان کرد.
او در پاسخ به این سوال که چرا فعالیت فیلمسازان ایرانی در عرصه بینالملل ادامهدار نمیشود و با این که فیلمسازانی مثل عباس کیارستمی یا اصغر فرهادی موفقیتهایی داشتند اما این موفقیتها پایدار نبودهاند؟ پاسخ داد: شما اگر به وزارت ارشاد بروید و بگویید من یک سرمایهگذار خارجی دارم که میخواهد روی فیلم من سرمایهگذاری کند و از آنها بخواهید دستورالعملی ارائه دهند تا بتوانید از آن استفاده کنید، یک خط به شما نمیگویند. ما سیستم نداریم، منظورم هوشِ روزآمدی است که بتواند زیست طبیعی جاری کند، تا زیستِ طبیعی بر فعالیتها حاکم نباشد، هر اتفاقی میافتد حاصل تلاش فردی آدمهاست. درخشش کیارستمی به کمک کانون پرورش فکری بود، به مرور براساس استعداد و نگاه به جهان، عباس کیارستمی آدمی شد که در جهان محبوب شد. اینها جزو مفاخر فرهنگی هنری و قدرت نرم ما در جهان هستند اما سیستمی که بتواند هوشمندانه مثل سایر کشورهای جهان به این حیات طبیعی توجه کند تا شکل نگیرد، ناچاریم که فقط به اسامی دلخوش باشیم.
علمالهدی ادامه داد: دقت کنید که در این اوضاع حتی سینمای فرهادی هم محلّی از اعراب در حوزه بازار بینالمللی ندارد! فروش فیلمهای او هم اگر با بقیه فیلمها مقایسه شود میبینیم که حضور و سهم سینمای ایران در حوزه بینالملل به صفر متمایل است.

او در پاسخ به این که برای اینکه در سطح بینالملل بهروز باشیم، چه اتفاقی باید بیفتد؟ گفت: زیست سینمای ایران چند دهه است که دچار اختلال شده است. این سیستم اگر خودش را بازتعریف نکند، نمیتواند از این خودشیفتگی نجات پیدا کند؛ به عنوان نمونه گردش مالی سینمای ایران در حوزه بلیت در سال ۱۴۰۴ نزدیک ۲۰ میلیون دلار بوده است، این عدد را با کشورهای دیگر مقایسه کنید؛ کشورهایی مثل ترکیه بالای ۲۰۰ میلیون دلار گردش فروش بلیت دارند؛ امارات سالی حدود ۲۵۰ میلیون دلار، عربستان ۴۰۰ یا ۵۰۰ میلیون دلار. ما باید به سمتی برویم که بتوانیم با کشورهای دیگر منافع مشترک تعریف کنیم؛ اگر بنا به رشد سینمای ایران باشد، لازمه آن این است که تعریف خود را از حوزه بینالملل بروز کنیم و به همافزایی با کشورهای دیگر در جامعه جهانی برسیم. مثلاً سینمای هند، کره جنوبی و یا چین فقط به خودشان متکی نیستند؛ اینها به حوزه بینالملل متکی هستند و امکانات تجهیزات آنها را میآورند. قدرت نرم این است که چگونه خود را در بازارهای جهانی همسو کنیم و بالنده شویم؛ نمونه بارز آن سینمای کره و چین هستند؛ بازار را باز گذاشتند و آن وقت میشود گفت سیستم سینمای آنها درست کار میکند یا نه. ما چیزی تحت عنوان سیستم درست در حوزه بینالملل سینمای ایران نداریم؛ هر چه هست تلاشهای آدمهاست که ربطی به سیستم به معنای هوشمند آن ندارد. این به این دلیل است که کشورهای دیگر پیشنهاداتی به شما میدهند که ترجیح میدهید آنجا کار کنید. آفرهای مالی، نیروی انسانی و … دارند و فیلمساز ایرانی را جذب میکنند و آنجا تولید اتفاق میافتد، این سیستم است که این کار را انجام میدهد و بر اساس مصالح کشور در یک محیط بینالمللی، کار میکند.
سینمای ایران محلی است تا جهانی
علمالهدی ادامه داد: سینمای ایران یک سینمای محلی است که گاهی یک ستاره در آن میدرخشد، با اینکه ما فیلمسازان خوبی داریم، لوکیشنهای خوبی داریم اما همه اینها در یک سینمای ۲۰ میلیون دلاری محبوس است؛ در حالی که این عدد دستمزد بازیگران خارجی هم نمیشود. دولت باید از یکسری مسائل خارج شود و به سمت حمایت حرکت کند. دولت هیچ کجای دنیا، نقش حمایتی خود را زیر ۵۰ درصد نمیآورد. در حال حاضر دولت ایران، ۸۰ درصد بر سینما نظارت دارد. نمیتوانید سینمایی را در دنیا پیدا کنید که خواهان توسعه باشد و میانگین قیمت بلیت آن یک دلار باشد! میانگین قیمت بلیت در دنیا هشت دلار است، باز میرسیم به اینکه درآمد ما میشود سه هزار دلار. به جزء هند کشوری را سراغ ندارم که با درآمد سالانه سه هزار دلاری بخواهد سینمایش توسعه یابد؛ آن هم با بلیت یک دلار. تا درآمد سرانه بالا نرود، طبقه متوسط رشد نکند، بازار باز نشود، تا اجازه ندهیم حرفهای مختلف گفته شود و تا دولت از سینما خداحافظی نکند، نمیتوانیم به حیات طبیعی برسیم. اگر اصغر فرهادی و بقیه دارند کاری میکنند همه حاصل تلاشهای شخصی این آدمهاست.
۲۴۲۲۴۳





اضافه کردن دیدگاه